حقوق مصرف كنندگان

    همه انسانها به‌عنوان مصرف‌کننده، دارای مجموعه حقوقی هستند که عرضه‌کنندگان کالاها و خدمات بایستی آن را رعایت کنند. امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، قوانین مشخص و واضحی برای ادای این حق وجود دارد. حق برخورداری از ایمنی، حق برخورداری از اطلاعات کامل، حق انتخاب آزادانه کالاها، حق معامله منصفانه، حق دادرسی برای جبران خسارت، حق جبران آسیب‌های وارده، حق برخورداری از حمایت دولت درصورت وقوع برخی تخلفات از سوی صاحبان واحدهای صنفی، حق استفاده از محصولات دارای کیفیت مناسب و متناسب با انتظارات مصرف‌کننده، حق در اختیار داشتن مشخصات تولید‌کننده کالا و... همگی از حقوق مصرف‌کنندگان به‌شمار می‌آیند.

ادامه نوشته

خشم خداوند

     عنوان توهين مفهوم كلي است و شامل افتراء نيز مي‌شود. وجه مشترك عمل مجرمانه توهين و افتراء هتك حيثيت طرف جرم است. با اين وجود بين اين دو، وجوه افتراقي وجود دارد:
  الف) توهين غالباً به وسيله الفاظ و گفتار و حركات ركيك واقع مي‌شود در صورتي كه افتراء با استفاده از وسايل خاصي نظير اوراق چاپي يا خطي، نشريات و امثال آن صورت مي‌گيرد؛
  ب) توهين به ويژه فحاشي از جرائم صرفاً مادي است و تحقق آن موكول به اثبات قصد مجرمانه نيست ولي در افتراء تحقق قصد مجرمانه شرط است؛
  ج) توهين غالباً ‌به صورت حضوري است و موارد غيابي آن خيلي اندك است ولي افتراء غالباً بدون حضور طرف صورت مي‌گيرد.
ادامه نوشته

برند

     جوهر اصلی برند آن چيزی است كه قرار است درآینده تصوير شده و در ذهن مشتری نقش بندد. ظاهر آراسته و آنچه كه به چشم می‌آيد، بيان هويت يك برند است. انتخاب نماد، مستلزم تعريف روشنی از معنای برند است. برند برای آن كه قدرتمند باشد، وظيفه دارد نسبت به هويت خود وفادار بماند. برای هويت برند، ابعاد مختلفی در نظر گرفته شده است. اين ابعاد شامل اجزای ظاهری و گرافيكی برند، شخصيت برند، ارتباط برند با مخاطبين، فرهنگ، كيفيت و ساير عوامل است. يكی از مهمترين عوامل تشكيل دهنده تصوير، هويت برند است. 

ادامه نوشته

حادثه در تهران

     از چهل نوع بلاياي طبيعي شناخته شده در دنيا، سي و يك نوع آن در كشور ما رخ مي‌دهد كه به همين دليل ايران يكي از ده كشور بلاخيز دنيا محسوب مي گردد. پرتلفات‌ترين بلاياي طبيعي در كشور ما زلزله و سپس سيل است. از آنجا كه ايران روي يكي ازكمربندهاي فعال زلزله خيز جهان قرار گرفته است لذا تمامي شهرهاي ما برروي گسل‌هاي زلزله واقع شده‌اند و هر ازگاهي يك بار زلزله اي ويران كننده نقاطي از كشور را مي لرزاند.

ادامه نوشته

كارمند خلاق*

      قلب تپنده براي توسعه يک سازمان همانا «کارکنان خلاق» آن است.اگر اين قلب تپنده نتواند خون حياتبخش توسعه را در درون سازمان به حرکت درآورد، با گذر زمان سازمان به يک موجود ضعيف و ناتوان تبديل مي شود که خود براي ادامه حيات نيازمند مکيدن خون از بيرون سازمان خواهد بود و در اين شرايط  يا بايد به عمر اين سازمان خاتمه داد و يا براي ادامه فعاليت آن فشاري را بر دوش جامعه تحميل نمود. کارکنان سازمان هاي غير خلاق به مرور به افرادي تبديل مي شوند که تنها علاقمند به انجام کارهاي تکراري هستند و همين امر باعث عقب ماندن آنها از سازمان هاي پيشرو مي شود.

      کارمند خلاق کسي است که :

     -داراي انگيزش دروني بالا براي کار کردن است 

     -شغل خود را دوست دارد و عاشق آن است و هدفمند کار مي کند

     -جستجو گراست و براي يادگيري لحظه اي را از دست نمي دهد

     -هر لحظه تلاش مي کند که بر تجربيات خود بيافزايد و سطح مهارت هاي شغلي خود را افزايش دهد.

     -انعطاف پذير بوده و به خوبي مي تواند با ديگران ارتباط برقرار کرده و از تجربيات آنان بياموزد و به ديگران ياد دهد

     -تمايل به انجام کار در شرايط ابهام آوردارد

     -صادق است و از رياکاري و چابلوسي دوري مي کند

     -روحيه استقلال طلبي دارد و ريسک پذير است 

     -به جزييات دقت دارد و سعي مي کند تجربه کند و مشکلات را از سر راه بردارد

     -در صدد کشف مسائل در محيط شغلي است 

     -بسيار تاثيرگذار است و محيط خويش را تحت تاثير قرار مي دهد

     اصولا در جامعه اطلاعاتي يکي از ويژگي هاي انسان ، تمايل به يادگيري مستمر آن هم با شيوه خودآموزي است و اگر افراد بطور مستمر نتوانند بر دانسته ها و مهارت هاي خويش بيافزايند از صحنه شغلي حذف خواهند شد.

     به همين خاطر هرچه زمان مي گذرد، کارمنداني در مسير آموزش و خلاقيت قرار نمي گيرند، پي مي برند که فاقد مهارت ها و قابليت هاي مناسب براي شرايط روز هستند و آرام آرام يک اضطراب دروني وجود آنان را فرا مي گيرد.در اين مرحله آنان دو راه پيش رو خواهند داشت:

     1- بدون توجه به اطراف خويش با کسب علم و دانش و افزايش مهارت و سخت کوشي ، خود را براي شرايط روز مهيا کنند و حتي اگر سازمان شرايطي را براي رشد آنان فراهم نمي کند از امروز براي تغيير موقعيت شغلي خود برنامه ريزي نمايند و حتي اگر صلاح مي بينند به يک سازمان  ديگر مهاجرت کنند.

     2- براي حفظ موقعيت خويش به مديران سازمان نزديک شوند. 

     بديهي است كه نزديک شدن به يک مدير توانمند و بادرايت از طريق چابلوسي و رياکاري امکان پذير نيست زيرا مديران توانمند تمايلي به پذيرش افراد ناتوان ندارند زيرا در گذر زمان باعث تزلزل پايه هاي قدرت آنان خواهد شد و برعکس تنها در سازماني مي توان از طريق چابلوسي و رياکاري به مديران سازمان نزديک شد که مديران آن سازمان افرادي ضعيف و ناتوان هستند. در اين شرايط کارمندان از طريق چابلوسي ، تملق ،رياکاري و زد و بند خود را به مدير مربوطه نزديک مي کنند ودر اين مرحله اولين قرباني ، خلاقيت است که بايد در سازمان به خاک سپرده شود .

     رشد ايده هاي نو در يک سازمان زماني ميسر است که محيط اکنده از صداقت و درستي و تمايل به کارگروهي و تلاش در جهت رشد يکديگر باشد و اصولا يک محيط سازماني فاقد اخلاق آفت خلاقيت و نوآوري است و امروز اخلاق به عنوان يک سرمايه گرانقدر و باارزش محسوب مي شود که اگر هر سازماني داراي آن باشد ،بالاترين سرمايه غيرمادي را داراست به گونه اي که اين سرمايه قادر است در شرايط پرخطر يک سازمان را بيمه کند.

     اگر يک کارمند با سخت کوشي و کسب مهارت به رشد خود نپردازد ، ممکن است در آينده مجبور شود از طريق چابلوسي و رياکاري موقعيت خويش را حفظ کند و در اينجا سازمان دچار يک سيکل معيوب مي شود:

     وجود کارمندان فراوان در سازمان که فاقد علم و دانش و مهارت هاي کاري هستند باعث تثبيت موقعيت مديران ناتوان مي شود و هرچه اين کارمندان ناتوان تر باشند ، مديران ضعيف تري بر مسند سازمان قرار مي گيرند.

     در چنين شرائطي، کارمنداني که از مهارت هاي بالايي برخوردارند و داراي علم و دانش روز هستند به هيچ وجه زيربار مديران ضعيف نمي روند و به همين خاطر به راحتي مي توانند تغيير موقعيت شغلي داده و به جايي بروند که شرايط مساعد حضور آنان است و برعکس کارمندان ناتوان قادر به تغيير موقعيت شغلي خود نيستند مگر آنکه از طريق رابطه و بدون تعيين شايستگي به سازمان ديگري بروند که اين جابجايي به معني انتقال سيکل معيوب به يک سازمان ديگراست.


* با استفاده از مقاله «در جستجوي كارمند خلاق»

افزايش آماري زندانها و يك هشدار

    متاسفانه محدوديت هاي امنيتي زندانها كه گريزي از آن هم نيست، باعث شد تا معضلات و تنگناهاي زندانها، سختي كار زندانبانان و نابرابر بودن منابع توزيعي در زندانها در مقايسه با ساير بخش هاي اجتماعي؛ حتي بر بسياري از مديران ارشد تصميم گيرنده مخفي بماند.

     سخنان مستند رييس محترم سازمان زندان ها در همايش دادستانهاي عمومي و انقلاب كشور و آمارهاي تكانده اي كه در خصوص افزايش جمعيت زندانها ارائه كردند، بخشي از مشكلاتي است كه مسئولان زندانها، سالهاست كه با آنها دست و پنجه نرم مي كنند اما به دلائل مختلف، بسياري از آن مشكلات همچنان، لاينحل باقي مانده اند.

     اسماعيلي در اين همايش گفت: «در يک سال و نيم گذشته 55 هزار نفر به آمار زندانيان کشور اضافه شده اين در حالي است که حتي 55 متر هم به فضاي زندانها اضافه نشده است». وي همچنين تاكيد كرد:«در حال حاضر با ظرفيت اسمي 85 هزار نفري زندانهاي سراسر کشور بيش از 220 هزار نفر زنداني وجود دارد» 

     شايد براي كساني كه از نزديك با مسائل زندانها آشنا نيستند، درك ملموس فشارها و سختي هاي ناشي از افزايش 55 هزار نفري در فضاهايي كه پيش از اين نيز براي نگهداري ناكافي بودند و اكنون بي آنكه حتي متراژ محسوسي بر آن افزوده شود با جمعيت فزاينده آماري مواجه است؛ ميسور نباشد، اما عدم توجه به همان تدابير پيش بيني شده و راهكارهاي حداقلي كه از سوي رييس سازمان زندانها ارائه شد، مي تواند موجد بحران هاي اخلاقي، بهداشتي و درماني در زندانها گردد. 

     جاي تعجب است كه چرا نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي كه لزوما" نسبت مسائل منطقه خود اهتمام دارند، براي تامين اعتبار و رفع مشكلات زندانها، پيگيري ننموده و ساير مسئولان بخش هاي مختلف اجتماعي، امنيتي و سياسي، راجع به نگراني هاي ناشي از كثرت جمعيت زندانها و حل مسائل جاري زندانيان اعم از بهداشت، تغذيه و نگهداري توجه خاصي نشان نمي دهند! 

     در هر حال اگر چه مسئولان زندانها عليرغم همه كمبودها، مشقتها و مضائق موجود، نسبت به اداره مطلوب زندانها و رسيدگي به امور زندانيان در بهترين شرائط ممكنه همت ورزيده و به صورت شبانه روزي براي رفع نيازهاي زندانيان و ايجاد شرائط مناسب در زندان ها تلاش مي كنند اما ادامه وضع موجود مي تواند «ضرورت» زندان را به «مخاطره» تبديل و ترتيبات اصلاحي و تربيتي در زندانها را كاملا" منتفي سازد. اين امر البته در درجه اول «هشداري» جدي براي قضات ارجمند به شمار مي آيد و در مراتب بعدي، تلنگري است به  ساير مسئولان كشور تا هر چه زودتر رسيدگي به مشكلات زندانها را در صدر توجهات خود قرار دهند و براي حل آنها و همكاري فوري با مسولان زندانها چاره انديشي كنند.

شناختنامه امام موسي صدر (2)

     12- امام موسي صدر، حل مسأله فلسطين را مبرم ترين مسئله مي دانست و آن را نه تنها مسأله اي اسلامي، بلكه انساني تلقي مي كرد و مي كوشيد تا وجدان هاي بشري را متوجه خطر صهيونيسم و مظلوميت مردم فلسطين كند. وي از جمله گفت: «تلاش براي آزادي فلسطين، تلاش براي آزادي مقدسات اسلامي و مسيحي و تلاش براي آزادي انسان است. همچنين تلاشي است براي جلوگيري از آلوده شدن نام خداوند روي زمين؛ زيرا صهيونيسم با رفتارهاي خود، نام خداوند را آلوده مي سازد». و به دنبال آن با صدور فتوايي، هرگونه معامله با اسرائيل را تحريم كرد.

     امام يك روز قبل از ناپديد شدن در مصاحبه با مجله كويتي  «النهضه» كه در هتل «الشاطي» واقع در شهر طرابلس پايتخت ليبي انجام گرفت، گفت: «اسرائيل تلاش ميكند تا نقش حامي اقليتهاي قومي و مذهبي جهان عرب را بازي كند. و اين بيانگر اهدافي است كه نه تنها لبنان، بلكه كل جهان عرب و منطقه خاورميانه را تهديد ميكند. چرا كه اغلب كشورها يك يا چند اقليت دارند. افراد غيرهوشيار يا غيرمخلص نيز كه مورد سواستفاده دشمن واقع شوند، در ميان همه ملتها يافت ميشوند. اينها به معناي آن است كه اگر جهان عرب اين مشكل را در خود لبنان حل نكند، با بحراني طولاني و فرساينده روبرو خواهد شد. چرا كه اگر اين برنامه در لبنان موفق شود، قطعا به كشورهاي عربي ديگر نيز سرايت خواهد نمود.»

     13- امام‌ موسی‌ صدر هرچند که‌ در ایران‌ حضور نداشت. اما تحولات‌ اجتماعی‌ ایران‌ را به‌ دقت‌ دنبال‌ می‌کرد. ایشان‌ در طول‌ 15 سال‌ از سال‌ 42 تا 57 که‌ انقلاب‌ ایران‌ به‌ ثمر نشست‌ لحظه‌ای‌ در کمک‌ انقلابیون، رهبری‌ و مبارزین‌ ایرانی‌ خارج‌ از کشور درنگ‌ نکرد و از تمامی‌ امکانات‌ خود حتی‌ آبروی‌ خود در این‌ راه‌ مایه‌ گذاشت. ایشان‌ هم‌ با حضرت‌ امام‌ ( ره‌ ) در ارتباط‌ بودند و هم‌ با شخصیت‌هایی‌ چون‌ شهید بهشتی، شهیدمطهری، شهید مفتح‌ و دیگران. همچنین‌ با دانشجویان‌ انقلابی‌ خارج‌ از کشور که‌ در قالب‌ انجمن‌های‌ اسلامی‌ فعالیت‌ می‌کردند مرتباً‌ در تماس‌ بودند. 

     امام موسي صدر در ديدارهاي مكرر سال 1357 خود با رهبران سوريه، عربستان سعودي و برخي ديگر از كشورهاي جهان عرب، اهميت انقلاب اسلامي ايران، پيروزي قريب الوقوع آن، و ضرورت همپيماني آنان با اين انقلاب را به آنها گوشزد نمود. وي در شهريور 1357 و يك هفته پيش از ربودن شدن خود، با انتشارمقاله «نداي پيامبران» در روزنامه لوموند، امام خميني را به عنوان تنها رهبر انقلاب اسلامي ايران معرفي نمود. و با اوج گيري انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني در 1357، وي طي مقاله اي در شهريورماه آن سال كه در روزنامه لوموند پاريس به چاپ رسيد، انقلاب اسلامي را ادامه حركت انبيا دانست و امام خميني را يگانه رهبر بزرگ انقلاب به جهانيان معرفي كرد.

     14- روز 9 شهريور سال 1357، خبري کوتاه، بهت و حيراني را بر چهره مردم لبنان و دوستداران امام موسي صدر نشاند و آنها را در غمي سنگين فرو برد. خبر حکايت از ناپديد شدن امام موسي صدر و همراهانش در بازگشت از سفر ليبي داشت. ابتدا انگشت اتهام به سوي شاه ايران، ساواک و عوامل موساد نشانه رفت، اما اندکي بعد معلوم شد که عامل اصلي اين ماجراي غم انگيز کسي جز معمر قذافي، نيست. او مدعي بود که سيد موسي ليبي را ترک کرده و به ايتاليا رفته است، اما اسناد حکايت از آن داشت که امام موسي صدر اصولا ليبي را ترک نگفته و در آن کشور به دست عوامل قذافي بازداشت شده است. به دنبال فاش شدن اين موضوع موجي از خشم و نفرت نسبت به قذافي و عمل او جهان اسلام را فرا گرفت. مردم لبنان که رهبر و مراد خود را از دست داده بودند، از شيعه و سني و مسيحي و دروزي، دست به تظاهرات گسترده در محکوميت اين عمل زدند و خواهان بازگشت امام خود شدند، اعتصاب سراسري همه جا را فراگرفت و راهپيمايي هاي بي نظيري در شهرهاي بعلبك، صور و صيدا برپا شد كه در آن صدها هزار نفر شركت كردند. امام خميني كه در آن زمان در نجف اشرف به سر مي برد، در گرماگرم تحولات سياسي شتابندة ايران، طي دو تلگراف براي رهبران سوريه و سازمان آزاديبخش فلسطين، از آنان خواست تا اقدامات مؤثري جهت آزادي وي بنمايند. بسياري از مراجع و علماي بزرگ قم و نجف، تلگراف هاي مشابهي براي سران كشورهاي ليبي، سوريه و الجزاير ارسال داشتند و نيز اقدامات و پيگيري فراواني نيز از سوي مقامات مذهبي و دولتي جمهوري اسلامي ايران به عمل آمده كه تاكنون ثمري به دنبال نداشته است.

     15- آخرين خبري كه در ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۰ توسط سايت «جبهه نجات ملي ليبي» بر روي شبكه جهاني اينترنت منعكس گرديد، مدعي آن بود كه امام موسي صدر در اواخر سال ۱۳۷۶ توسط برخي زندانيان زندان ابوسليم شهر طرابلس مشاهده گرديد، و اندكي پيش از ماه رمضان گذشته به مكاني ديگر انتقال يافته است. 

     "يسي عبد المجيد منصور" يکي از سرشناس ترين مخالفان دولت سرهنگ "معمر قذافي" طي مصاحبه اي اختصاصي با شبکه خبري العربيه گفت: امام موسي صدر، بنيانگذار جنبش امل لبنان که در سال ۱۹۷۸ ميلادي به همراه دو تن از همراهانش در کشور ليبي ناپديد شد همچنان زنده است. وی در ادامه مدعی شد: وي از زمان ناپديد شدن تاکنون در زنداني در جنوب ليبي بازداشت است. امام موسي صدر آخرين بار در سال ۱۹۹۲ در زنداني در شهر "سبها" ديده شد و ادعاي دولت ليبي مبني بر رفتن امام موسي صدر به ايتاليا ادعايي دروغي است زيرا منابع آگاه ما در ليبي نيز اين خبر را تأييد کرده اند. وي همچنين گفت: دو همراه امام موسي صدر نيز زنده هستند و در همان زندان در کنار وي بازداشت مي باشند. اين معلومات را از مقامات آن زندان بدست آورده ايم.

     16- "معمر قذافي " ديكتاتور ديوانه بعد از خيزش فراگير مردم ليبي و سركوب جنايتكارانه آنها، در يك سخنراني طولاني كه اكثر شبكه‌هاي خبري به طور مستقيم آن را پخش كردند، گفت كه تظاهرات‌كنندگان دسته‌اي موش، معتاد و مزدور هستند و از طرفداران خود خواست تا با نشان سبز به تظاهرات بپردازند. اما اكنون اكثر مناطق ليبي در اختيار مردم قرار گرفته و سقوط اين شخصيت وابسته و مزدور به گوش مي رسد كه اميد است همزمان با سقوط او، امام صدر نيز آزاد شود. ان شاءالله

      17- سخنان امام خمینی در دیدار با آیت الله شیخ محمدمهدی شمس الدین و اعضای کادر مرکزی جنبش امل (30 اردیبهشت 1359): ما امیدواریم‌ که‌ یک‌ روزی‌ با جنابعالی، با آقای‌ آسید موسی‌ صدر، سلمه‌ الله تعالی، در قدس‌ با هم‌ نماز بخوانیم، ان‌شأ الله. و ما مأیوس‌ نیستیم. مسلمین‌ باید با قدرت‌ پیش‌ بروند. امروز تقریباً‌ ابرقدرت‌ها رو به‌ شکستند.

     18- محمد علي مهتدي كارشناس مسائل خاورميانه از مرحوم آيت‌الله بهجت ره نقل مي كند كه گفت: حوادثي در آينده رخ مي‌دهد كه امام موسي صدر بازخواهد گشت و يادآور شد كه وي ذخيره الهي است و خداوند خواسته كه زماني بازگردد و نقش مهمي را در منطقه ايفا كند. 

شناختنامه امام موسي صدر (1)

     1- 14 خرداد سال 1307 هجري شمسي در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. دروس ابتدايي و متوسطه را در آن شهر گذراند در سال 1329 به عنوان اولين دانشجوي روحاني در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد، و در سال 1332 از آن فارغ التحصيل گرديد. در خرداد سال 1322 رسما به حوزه علميه قم پيوست، و از محضر بزرگاني همچون شيخ عبدالجواد جبل عاملي، امام خميني و سيد محمد محقق داماد، سيد محمد حجت، سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي، شيخ مرتضي آل ياسين، سيد رضا صدر و علامه سيد محمد حسين طباطبايي در حوزه هاي قم و نجف بهره ها برد. وی به دو زبان فارسی و عربی به طور کامل تسلط داشت و با زبان‌های فرانسه و انگلیسی هم آشنا بود. 

     2- جد اعلای امام موسی ‌صدر، سید صالح سید شرف‌الدین است که به سال 1122 هجری، در قریه «شحور» نزدیکی شهر صور، در جنوب لبنان دیده به جهان گشود. جد بزرگوار امام موسی ‌صدر، سید صدرالدین، فرزند سید صالح شرف‌الدین موسوی عاملی بود. جد اول امام موسی صدر، سید اسماعیل صدر، فرزند سید صدرالدین است که از بزرگان علما و مراجع تقلید شیعه در زمان خود بود و در زهد و تقوی و مراتب علمی و کمالات معنوی، مشهور و مورد قبول همگان به شمار می‌رفت. پدر امام موسی صدر آیة‌الله سید صدرالدین صدر فقیه بزرگ و از مراجع عالیقدر و معاصر شیعه و از مراجع‌ ثلاث‌ قم‌ و جانشین‌ آیت‌االعظمی‌ شیخ‌ عبدالکریم‌ حائری‌ یزدی، مؤ‌سس‌ حوزة‌ علمیة‌ قم بود. پدر مادر او، عالم مبارز، حاج آقا حسين طباطبايي قمي بود كه به دليل اعتراض به سياست هاي ضد اسلامي رضاشاه به عتبات عاليات تبعيد شد.

     3- درسال 1337 وي به همراه جمعي از فضلاي جوان حوزه علميه قم و با حمايت آيت الله بروجردي، نخستين مجله حوزوي را به نام درس‌هايي از مكتب اسلام،‌انتشار دادند كه وي از نخستين شماره، سلسله مقالاتي را با عنوان «اقتصاد در مكتب اسلام» ـ كه موضوعي كاملاً جديد بود مي نوشت.

     4- امام موسي صدر در اواخر سال 1338 و به دنبال توصيه‌هاي حضرات آيات بروجردي، حكيم و شيخ مرتضي آل‌ياسين، وصيت مرحوم آيت الله سيدعبدالحسين شرف‌الدين رهبر متوفي شيعيان لبنان را لبيك گفت و به عنوان جانشين آن مرحوم، سرزمين مادري خود ايران را به سوي لبنان ترك كرد. در ماه اكتبر 1959 ميلادی به همراه همسر ايرانی اش به صور وارد شد، و در سال 1963 ميلادی تابعيت لبنانی خود را از دست شهاب رئيس جمهور لبنان دريافت كرد. از اين زمان به بعد پله های رشد و ترقی را آغاز نمود و مسئوليت زعامت دينی شيعيان لبنان را برعهده گرفت. 

     5- امام صدر در فاصله سالهاي 1340 تا 1348 و در چارچوب برنامه اي ميان مدت، با طي سالانه صد هزار كيلومتر در ميان شهرها و روستاهاي سراسر لبنان، دهها جمعيت خيريه و مؤسسات فرهنگي و آموزش حرفه اي را راه اندازي نمود. ايجاد مؤسسه خيريه و سرپرستی ايتام، پناه دادن به كودكان بی سرپرست، تأسيس بيمارستان و درمانگاه در مناطق محروم، بهبود وضع پزشكی و بهداشتی اقشار فقير و محروم، ايجاد جمعيت احسان و خيريه با مشاركت همه طوايف و مذاهب، تشويق و ترغيب ثروتمندان برای كمك به موسسات و صندوق های خيريه، كمك به بيوه زنان برای رفع مشكلات معيشت و زندگي، تاسيس مراكز آموزش پرستاری و قالی بافی و خياطی و گلدوزی برای زنان و دختران، تشويق زنان به قبول مسئوليت های اجتماعی، ايجاد كارگاه هنرهای دستی سنتی، ايجاد فرصت های شغلی برای زنان و بيكاران، راه اندازی مركز علمی و فرهنگی، راه اندازی مدرسه صنعتی مجانی، راه اندازی مركز سوادآموزی برای دختران، تبليغ و ترويج دستيابی به علوم و فنون جديد و تغيير افكار و انديشه های خرافه و جاهلانه در ميان توده مردم از آن جمله اند. امام صدر با تأسيس و راه اندازی اين مراكز و موسسات و مدارس در سراسر لبنان، علاوه بر پذيرش محرومان مسلمان شيعه، همزمان از اقشار محروم ساير طوايف و مذاهب مثل سنی ها و مسيحی ها نيز برای تعليم و آموزش در اين مراكز و مدارس ثبت نام می كرد، و اين فعاليت ها در جهت بهبود وضعيت فرهنگی و اشتغال شيعيان لبنان و ساير اقشار محروم و تنگدست طوايف ديگر مفيد و موثر بودند و نقش ارزنده ای در كاهش منازعات دينی حاد در جامعه لبنان داشت.

     6- مجلس اعلاي اسلامي شيعیان كه اولين بخش از برنامه درازمدت امام صدر به شمار مي رفت، در اول خرداد سال 1348 تاسيس، و خود آن بزرگوار با اجماع آراء به رياست آن انتخاب گرديد. ‌امام‌ موسی‌ صدر،اهداف‌ مجلس‌ را چنین‌ برمی‌شمرد: تنظیم‌ شئون‌ طایفه‌ای‌ شیعیان‌ و بهسازی‌ هرچه‌ بیشتر اجتماعی‌ و اقتصادی‌ آنان‌، اقدام‌ اساسی‌ برای‌ جلوگیری‌ از تفرقه‌ میان‌ مسلمانان‌ و سعی‌ فراوان‌ به‌ منظور وصول‌ به‌ وحدت‌ کامل‌، همکاری‌ با همة‌ طوایف‌ مذهبی‌ لبنان‌ و کوشش‌ برای‌ حفظ‌ وحدت‌ کشور، یاری‌ و مساعدت‌ و پشتیبانی‌ از مقاومت‌ فلسطین‌ و همکاری‌ با دولت‌های‌ مترقی‌ و برادران‌ عرب‌ به‌ منظور آزاد سازی‌ سرزمین‌های‌ غصب‌شده‌ به‌ دست‌ رژیم‌ اشغالگر قدس. 

     7- در تاريخ18  مارس 1974 ميلادي، « افواج المقاومة اللبنانية » ( گردان های مقاومت لبنان ) وابسته به حركة المحرومين با نام « امل » شروع به فعاليت علنی نمود. كلمه « امل » متشكل از حروف نخستين كلمات عربی « افواج المقاومة اللبنانية » است و كلمه « امل » در زبان عربی به معنای « اميد و آرزو » می باشد. جنبش امل خواست نيرومند شيعيان برای برخورداری از يك نيروی مسلح را برآورده كرد، شيعيان لبنان آن را نماينده سياسی و نيروی نظامی خود می دانستند و تعداد زيادی از شيعيان لبنان كه توسط نيروهای اسرائيلی از خانه و كاشانه خود در جنوب لبنان آواره شده بودند به نيروهای مردمی امل پيوستند و هسته نيرومند آن را شكل دادند.

     8- در اواخر دهه چهل شمسي، «مدرسه صنعتي جبل عامل» را جهت آموزش و تربيت نوجوانان و جوانان بي سرپرست و محروم شيعه لبنان تأسيس كرد. اين مدرسه شبانه روزي در هفت رشته مهم فني مانند نجاري، آهنگري، جوشكاري، برق،‌ الكترونيك، ماشين هاي كشاورزي و … فعاليت مي‌كرد و دانش آموزان پس از چهار سال،‌فارغ التحصيل شده و وارد اجتماع و بازار كار مي‌شدند. رياست اين مدرسه را به مدت هشت سال شهيد دكتر مصطفي چمران كه خود فارغ التحصيل فني از دانشگاه هاي امريكا بود، برعهده داشت. اين مدرسه از سطح علمي و فني بسيار بالايي برخوردار بود و دانش آموزان،‌ علاوه بر فراگيري فنون مذكور در كلاس هاي عقيدتي و بينش ديني شركت مي كردند و با فنون جنگ چريكي هم عملاً آشنا مي شدند. فعاليت هاي اين مدرسه موجب ترس و وحشت فراوان دشمنان گرديد و از همين رو بارها، مورد حمله نظامي اسرائيل و احزاب دست راستي و دست چپي لبنان و مزدوران عراق قرارگرفت. 

     9- امام موسی صدر نه تنها بنيانگذار جنبش امل سازمان سياسی نظامی شيعيان لبنان است، بلكه از نخستين پيشگامان جنبش صلح آميز خاورميانه به شمار می رود.  در سال 1961 ميلادی با همكاری مطران گريگوری حداد رهبر مسيحيان كاتوليك لبنان سازمان «جنبش حركت اجتماعی» را بطور مشترك پايه ريزی كردند و در سال 1962 ميلادی نيز فعالانه گفتگوی مسالمت آميز ميان مسلمانان و مسيحيان را مطرح و پيگيری نمود. در سال 1971 ميلادی در پی پيشنهاد و تلاشهای بی وقفه او، برای نخستين بار در تاريخ لبنان برای رهبران دينی طوايف گوناگون برای حمايت از جنوب لبنان،  را با همكاری و همراهی مشترك رهبران معنوی همه طوايف مسلمان و مسيحی لبنان ايجاد كرد، اهداف اصلی اين شورا ترويج و پيشبرد موثر همزيستی و تفاهم ميان همه طوايف دينی و مذهبی داخل لبنان، حفاظت از ثبات و امنيت ملی لبنان، هماهنگ ساختن فعاليت های اجتماعی در راه مشاركت همه گروهها و طوايف در سازندگی و امور سياسی كشور بود.

     10- امام صدر در تابستان سال 1342 و طي سفري دو ماهه به كشورهاي شمال آفريقا، طرحي نو جهت همفكري مراكز اسلامي مصر، الجزاير و مغرب با حوزه هاي علميه شيعه لبنان در انداخت. وي در بهار سال 1344، اولين دور سلسله گفتگوهاي اسلام و مسيحيت را با حضور بزرگان اين دو دين الهي، در مؤسسه فرهنگي «الندوه اللبنانيه» به راه انداخت. امام موسي صدر در سال 1349 رهبران مذهبي  مسلمانان و مسيحيان جنوب لبنان را در چارچوب «كميته دفاع از جنوب» گرد هم آورد، تا براي مقاومت در برابر تجاوزت رژيم صهيونيستي چاره انديشي نمايند. 

     11- امام‌ موسی‌ صدر از سال‌ 1343 و یک‌ سال‌ پیش‌ از تأسیس‌ جنبش‌ فلسطینی‌ فتح، در پی‌ اندیشة‌ تبدیل‌ جامعة‌ مصرفی‌ لبنان‌ به‌ جامعه‌ای‌ مقاوم‌ در برابر تجاوزات‌ آیندة‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ برآمد. وی‌ در بهار سال‌ 1344 گروهی‌ از جوانان‌ مؤ‌من‌ شیعه‌ را به‌ مصر اعزام‌ نمود، تا در دوره‌ای‌ شش‌ ماهه‌ فنون‌ نظامی‌ را فراگیرند. با بازگشت‌ این‌ جوانان‌ که‌ اولین‌ کادرهای‌ مقاومت‌ لبنان‌ بودند، عملیات‌ ایذایی‌ مشترک‌ رزمندگان‌ فلسطینی‌ لبنانی‌ در شمال‌ فلسطین‌ اشغالی‌ آغاز گردید. بخش‌ اعظم‌ نیروهای‌ رزمنده‌ از جوانان‌ شیعه‌ لبنان، و فرماندهی‌ عملیات‌ بر عهدة‌ رزمندگان‌ فلسطینی‌ بود. این‌ نوع‌ عملیات‌ مشترک‌ تا اوایل‌ سال‌ 1972 ادامه‌ یافت.

بحرین

     1- پادشاهی بحرین مجمع‌الجزایری در خلیج فارس است. اين کشور، با 35 جزيره کوچک بزرگ، يک مجمع الجزاير به شمار مي رود . بزرگ ترين جزيره ي آن کشور، بحرين نام دارد که منامه پايتخت را در درون خود دارد. برخي از جزاير بحرين فاقد سکنه هستند و برخي ديگر، فقط به هنگام جذر آب، ديده مي شوند

     2- مساحت : 665 كيلومتر مربع، جمعيت : حدود یک میلیون نفر، زبان : عربي و مذهب : اسلام. حدود 65-80 درصد مسلمانان بحرین را شیعیان تشکیل می‌دهند .

     3- اولين سرزمين خارج از جزيره العرب به شمار مي رود که بدون جنگ پذيراي اسلام شد. اسلام بحريني ها از همان آغاز، رنگ و بوي شيعي داشت. زيرا ابتدا «علاءبن حضرمي» و سپس، «ابان بن سعيد بن العاص» از دوستان و محبان علي عليه السلام، از سوي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، اسلام را در آن جا گسترش دادند. بعد از عراق و ايران، بزرگ ترين حوزه هاي علميه شيعي، در بحرين قرار دارند. حسينيه ها و مساجد فراواني در بحرين به چشم مي خورند، اما اقليت سني حنبلي و مالکي بر شيعيان مسلط و حاکمند.

     4- پس از حمله اعراب به ایران و اشغال این کشور ،‌ بحرین کماکان جزء ایران باقی ماند. در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (‌در سال 1506) ،‌ بسیاری از نقاط استراتژیک منطقه و از جمله جزیره هرمز و مجمع‌الجزایر بحرین نیز (‌ در سال 1521) به تصرف و اشغال آنها در آمد. پس از گذشت حدود یک قرن از اشغال پرتغالیها،‌ شاه‌عباس در سال 1602 با لشکرکشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی آزاد کرد و مجددا به ایران ملحق شد . پس از آن ،‌مجمع الجزایر بحرین مدت 180 سال در اختیار و تحت نظر کامل حکومت ایران بود. سپس ،‌ در سال 1783 (‌یا 1782 ) " شیخ احمد بن خلیفه "‌ از قبیله "‌بنی عتبه "‌ و از خاندان "‌خلیفه "‌ که از منطقه نجد در مرکز عربستان به کویت مهاجرت کرده بود )‌ به این سرزمین حمله و پس از شکست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت . از آن پس،‌ حکومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی – استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان "‌ خلیفه "‌ ( آل خلیفه )‌ قرار گرفت

     5- بحرین در سال ۱۹۷۰ با طرح همه پرسی در سازمان ملل متحد، به عنوان کشوری مستقل شناخته شد. بحرین از سال ۱۸۲۰ میلادی تحت حمایت کشور بریتانیا بود. از هنگام استقلال در سال 1971 تحت حاكميت اقليت سني آل خليفه قرار داشته است‌. شيخ حمد بن عيسي آل خليفه‌، پادشاه بحرين‌، در سال 1999 به قدرت رسيد و در ابتداي زمامداري خود قول اصلاحات سياسي و اقتصادي و رفع تبعيض عليه شيعيان را داد.

     6- در این کشور رئیس حکومت پادشاه است. نخست وزیر در این کشور رئیس دولت و کابینه وزرا است که توسط پادشاه تعیین می‌شود.شورای مشاوران یکی از دو مجلس قانونگذاری این کشور است که ۴۰ کرسی دارد و نمایندگان آن را پادشاه تعیین می‌کند. مجلس نمایندگان ۴۰ کرسی دارد که نمایندگان آن با رای مردم برای دوره‌ای چهار ساله انتخاب می‌شوند. در آخرين دور انتخابات پارلماني برگزار شده در بحرين شيعيان موفق شدند از 40 كرسي پارلمان 18 كرسي را از آن خود كنند.

     7-  قوه قضائيه براساس قانون اساسي، مستقل از قواي ديگر است، ولي عملاً تابع دولت است. دادگاه هاي بحرين به دو بخش مدني و شرعي و دادگاه شرعي هم به دو بخش شيعي و سني تقسيم مي شود که احوالات شخصي شيعيان و اهل تسنن را به طور مجزا رسيدگي مي کند

     8- در بحرين، سال ميلادي، سال رسمي است و تعطيلات رسمي عبارتند از: اول ژانويه، عيد فطر، مبعث پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، عيد قربان، اول محرم، عاشورا، تولد پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، روز استقلال آن کشور و اول ماه رمضان.

     9- بحرين جدي ترين اختلاف ارضي و منطقه اي را با قطر دارد. اختلاف دو کشور مربوط به نوار باريکي در شمال غربي قطر (زباره) و مجمع الجزاير حوار، پهناي دريايي سرزميني و حدود فلات قاره است. دعوا بر سر جزاير شانزده گانه غير مسکوني حوار به دليل وجود ذخاير نفت و گاز پديد آمد. علاوه بر آن، بحرين ضمن حفظ مالکيت خود بر جزاير حوار، سه مايل از آب هاي اطراف آن را جزء خاک خود مي داند، و به قطر اجازه بهره برداري از اين مناطق را نمي دهد. اين مناقشه امکان دست يابي به تعيين فلات قاره دو کشور را کاهش داده است

     10 یکی از ویژگیهای مهم بحرین عبارت از ترکیب جمعیتی (‌نژادی )‌ و مذهبی آن است. با توجه به پیشینه تاریخی بحرین و وابستگی آن به ایران، ‌تعداد زیادی از ساکنان آن ایرانی تبار هستند که در بخشهای گوناگون کشور مشغول به کار هستند. چنانکه با وجود تغییر و تحولات گسترده در این امر در خلال دهه‌های گذشته ، حتی بر اساس منابع آماری کشور انگلستان 20 درصد بافت نژادی آن را در پایان دهه 1980 ایرانیان تشکیل می‌دادند

     11- فارسي زبانان بحرين، نخستين کساني بودند که در آن کشور مدارس قديم و جديد را تأسيس کردند. سال ها پس از آن انگليسي ها چند دبستان با معلمان مصري و عراقي پديد آوردند. آموزش و پرورش در بحرين را مي توان قديمي تر و پيش رو تر از ساير کشورهاي عربي منطقه دانست.

     12- اهميت استراتژيک امروز بحرين، ناشي از دو چيز است. اول اين که، آمريکا داراي پايگاه هاي مهم نظامي در بحرين است که مهم ترين آن، پايگاه دريايي الجفير است. اين پايگاه بعد از پايگاه ديه گوگارسيا در اقيانوس هند، بزرگ ترين پايگاه دريايي آمريکا در منطقه به شمار مي آيد و مرکز اطلاعات و فرماندهي نيروي دريايي آمريکا بين فيليپين و درياي مديترانه است. به علاوه، نيروي واکنش سريع آمريکا، دو پايگاه المحرق و الهمله بحرين را در اختيار دارد. دوم اين که، بهره مندي بحرين از نفت و گاز از ديگر دلايل اهميت اين کشور است.