رفیق مهربان
چندي پيش به مناسبتي با خود مي انديشيدم اگر در جاهاي مختلف يه آشنا داشتيم اوضاع چه جوري پيش مي رفت ؟!
مثلا" اگر در نانوائي آشنا داشتيم مجبور نبوديم منتظر بمونيم و با يه نون سفارشي کارمون راه مي افتاد ! اگر در دادگستري آشنا داشتيم دعاوي و پرونده هامون خارج از نوبت رسيدگي و هميشه هم از راي صادره خوشحال بوديم ! اگر با شهردار منطقه رفيق بوديم با يه تلفن چاله چوله هاي محله را پر مي کرديم ! اگر رفيق بانکي داشتيم نونمون توي روغن بود و هر وقت وام مي خواستيم آماده بود !
ادامه نوشته
مثلا" اگر در نانوائي آشنا داشتيم مجبور نبوديم منتظر بمونيم و با يه نون سفارشي کارمون راه مي افتاد ! اگر در دادگستري آشنا داشتيم دعاوي و پرونده هامون خارج از نوبت رسيدگي و هميشه هم از راي صادره خوشحال بوديم ! اگر با شهردار منطقه رفيق بوديم با يه تلفن چاله چوله هاي محله را پر مي کرديم ! اگر رفيق بانکي داشتيم نونمون توي روغن بود و هر وقت وام مي خواستيم آماده بود !
+ نوشته شده در شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت توسط .-« ابراهیم صفری »-.
|