دیدار با امام زمان علیه السلام

     مرحوم علامه آيه‌الله محمد حسین حسيني طهراني  از شاگردان مشهور حضرت علامه محمد حسین طباطبائی در کتاب ارزشمند امام شناسی که در ۱۸ جلد منتشر شده است ، بهترین و عالیترین مباحث ولایت و امامت را مطرح فرمودند که در واقع به عنوان یکی از منابع ذیقیمت علوم و معارف اسلامی به شمار می رود . ایشان در  جلد پنجم و قسمت هشتم این کتاب ، مومنان را به نکاتی مفید و عارفانه راجع به دیدار ظاهری با حضرت امام عصر علیه اسلام  توجه دادند  که حقیر  بخشی از آن را انتخاب و  به مناسبت  «نیمه شعبان» به خوانندگان ارجمند تقدیم می دارم :  

     « مجالس‌ و محافل‌ توسّل‌ به‌ حضرت‌ وليّ عصر بسيار خوب‌ است‌؛ ولي‌ توسّلي‌ كه‌ مطلوب‌ و منظور از آن‌ حقّ باشد ،  و وصول‌ به‌ حقّ باشد؛ رفع‌ حجب‌ ظلماني‌ و نوراني‌ باشد؛ كشف‌ حقيقت‌ ولايت‌ و توحيد باشد؛ حصول‌ عرفان‌ إلهي‌ و فناء در ذات‌ اقدس‌ او باشد. اين‌ مطلوب‌ و پسنديده‌ است‌. و لذا انتظار فرج‌ كه‌ حتّي‌ در زمان‌ خود أئمّه‌ عليهم‌ السّلام‌ از بزرگترين‌ و با فضيلت‌ترين‌ اعمال‌ محسوب‌ مي‌شده‌ است‌. همين‌ بوده‌ است‌. توسّل‌ به‌ حقيقت‌ ولايت‌ آن‌ حضرت‌ براي‌ كشف‌ حجاب‌ هاي‌ طريق‌، از افضل‌ اعمال‌ است‌؛ زيرا توحيد حقّ از افضل‌ اعمال‌ است‌. و انتظار ظهور خارجي‌ آن‌ حضرت‌ نيز بواسطة‌ مقدّميّت‌ بر ظهور باطني‌ و كشف‌ ولايت‌ آن‌ حضرت‌ همچنين‌ مفيد است‌؛ و انتظار ظهور خارجي‌ بر اين‌ اصل‌ محبوب‌ و پسنديده‌ است‌. 

     و امّا چنانچه‌ فقط‌ دنبال‌ ظهور خارجي‌ باشيم‌، بدون‌ منظور و محتواي‌ از آن‌ حقيقت‌؛ در اين‌ صورت‌ آن‌ حضرت‌ را به‌  ثَمَنِ بَخْسي‌  فروخته‌ايم‌؛ و در نتيجه‌ خود ضرر بسياري‌ ديده‌ايم‌؛ زيرا مراد و مقصود، تشرّف‌ به‌ حضور طبيعي‌ نيست‌؛ و گرنه‌ بسياري‌ از افراد مردم‌ در زمان‌ حضور امامان‌ به‌ حضورشان‌ مي‌رسيده‌اند؛ و با آنها تكلّم‌ و گفتگو داشته‌اند؛ ولي‌ از حقيقتشان‌ بي‌بهره‌ بوده‌اند. اگر ما در مجالس‌ توسّل‌، و يا در خلوت‌ به‌ اشتياق‌ لقاي‌ او بوده‌ باشيم‌؛ و خداوند ما را هم‌ نصيب‌ فرمايد، اگر در دلمان‌ منظور و مقصود، لقاي‌ خدا و حقيقت‌ ولايت‌ نباشد، در اين‌ صورت‌ به‌ همان‌ نحوي‌ به‌ خدمتش‌ مشرّف‌ مي‌گرديم‌ كه‌ مردم‌ در زمان‌ حضور امامان‌ به‌ خدمتشان‌ مشرّف‌ مي‌شده‌اند؛ و اين‌ غَبني‌ است‌ و ضرري‌ است‌ بزرگ‌ كه‌ با جِدّ و جَهد و با كَدَ و سعي‌ ما به‌ محضرش‌ شرفياب‌ شويم‌، و مقصدي‌ والاتر و بالاتر از ديدار ظاهري‌ نداشته‌ باشيم‌ ـ كه‌ در حقيقت‌ اين‌ ديدار براي‌ رفع‌ شك‌ و شبهه‌ از وجود آن‌ حضرت‌ و طول‌ عمر است‌ ـ يا آن‌ حضرت‌ را براي‌ حوائج‌ مادّيّه‌ و يا رفع‌ گرفتاريهاي‌ شخصي‌ و يا عمومي‌ استخدام‌ كنيم‌؛ اين‌ امري‌ است‌ كه‌ بدون‌ زحمت‌ توسّل‌ براي‌ همة‌ افراد زمان‌ حضور امامان‌ عليهم‌ السّلام‌ حاصل‌ بوده‌ است‌. ولي‌ آنچه‌ حقّا ذي‌ قيمت‌ است‌، تشرّف‌ به‌ حقيقت‌ و وصول‌ به‌ واقعيّت‌ آنحضرت‌ است‌. اشتياق‌ به‌ ديدار و لقاي‌ اوست‌ از جهت‌ آيتيّت‌ حضرت‌ حقّ سبحانه‌ و تعالي‌؛ اين‌ مهمّ است‌؛ و اين‌ از افضل‌ اعمال‌ است‌؛ و چنين‌ انتظار فرجي‌ زنده‌ كنندة‌ دل‌ها و راحت‌ بخش‌ روان‌هاست‌  رَزَقَنَا اللَهُ وَ ايَاكُمْ إنشَاَاللَهُ بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ

     دانستن‌ زمان‌ ظهور خارجي‌ براي‌ ما چه‌ قيميتي‌ دارد ؟ و لذا در اخبار از تفحُّص‌ و تجسّس‌ در اين‌ گونه‌ امور نهي‌ شده‌ است‌.  شما فرض‌ كنيد: ما با علم‌ جَفْر و رَمْل‌ صحيح‌ به‌ دست‌ آورديم‌ كه‌ ظهور آن‌ حضرت‌ در يك‌ سال‌ و دو ماه‌ و سه‌ روز ديگر خواهد بود. در اين‌ صورت‌ چه‌ مي‌كنيم‌ ؟ وظيفة‌ ما چيست‌ ؟ وظيفة‌ ما تهذيب‌ و تزكيه‌ و آماده‌ كردن‌ نفس‌ امارّه‌ است‌ براي‌ قبول‌ و فداكاري‌ و ايثار. ما هيمشه‌ مأمور بدين‌ امور هستيم‌؛ و پيوسته‌ بايد در صدد تهذيب‌ و تزكية‌ نفس‌ و تطهير خاطر برآئيم‌؛ چه‌ ظهور آن‌ حضرت‌ در فلان‌ وقت‌، مشخّص‌ باشد و يانباشد؛ وا گر در صدد برآمديم‌ موفّق‌ به‌ لقاي‌ حقيقي‌ او خواهيم‌ شد؛ و اگر در صدد نبويدم‌، لقاي‌ بدن‌ عنصري‌ و مادّي‌ آن‌ حضرت‌ براي‌ ما اثر بسياري‌ نخواهد داشت‌؛ و از اين‌ لقاء هم‌ طَرْفي‌ نخواهيم‌ بست‌.  فلهذا مي‌بينيم‌ بسياري‌ از افرادي‌ كه‌ اربعين‌ها در  مسجد سهله‌  و يا در مسجد كوفه‌  و يا بعضي‌ از اماكن‌ متبرّكة‌ ديگر براي‌ زيارت‌ آن‌ حضرت‌ مقيم‌ بوده‌، و به‌ زيارت‌ هم‌ نائل‌ شده‌اند، چيز مهمّي‌ از آن‌ زيارت‌ عائدشان‌ نشده‌ است‌.

       و آنچه‌ از همه‌ ذكرش‌ لازمتر است‌، آن‌ است‌ كه‌: ظهور خارجي‌ و عمومي‌ آن‌ حضرت‌ هنوز واقع‌ نشده‌ است‌؛ و منوط‌ و مربوط‌ به‌ اسباب‌ و علائمي‌ است‌ كه‌ بايد تحقّق‌ پذيرد، ولي‌ ظهور شخصي‌ و باطني‌ براي‌ افراد ممكن‌ است‌، و به‌ عبارت‌ ديگر: راه‌ وصول‌ و تشرّف‌ به‌ خدمتش‌ براي‌ همه‌ باز است‌، غاية‌ الامر نياز به‌ تهذيب‌ اخلاق‌ و تزكيه‌ نفس‌ دارد.»

بوش و خانوم رایس !

     بوش گفت : انرژی هسته ای حق همه کشورهای دنیاست اما فقط ایرانی ها نباید به این فن آوری دست یابند !

     وی همچنین در جلسه سران کشورهای دنیا در سازمان ملل طی یادداشتی به وزیر امور خارجه خود اعلام کرد باید برود دستشوئی !!؟

      و وزیر خارجه آمریکا سرکار خانوم رایس هم در آخرین اظهارات خود مدعی شد ما کی و کجا گفتیم ایران نباید از انرژی اتمی استفاده کند ؟! ایرانیان حق دارند از فن آوری پیشرفته انرژی هسته ای بهره مند شوند   و بقیه ماجرا که باید از همراهان رئیس جمهور در سفر به نیویورک شرح بیشتر ماجرا را پرسید تا از این طریق علل ترک هیئت آمریکائی در زمان سخنرانی دکتر احمدی نژاد هم منکشف گردد و ارتباط معنی دار یادداشت یواشکی جرج به رایس در سیاستگذاری های کلان آمریکائیها نیز مبرهن گردد !

     اما ملت ما هیچوقت بوش و سخنرانی ها و رجز خوانی ها و گاها" تبریک و تهنیت های او را جدی نگرفته و همواره موضعگیریها و واکنش های بوش را به استهزاء گرفته است . سیاست های جنگ طلبانه و کانگستری و غیر عقلانی بوش در بین مردم آمریکا نیز فاقد طرفدار جدی است و ادامه این سیاست ها محبوبیت رئیس جمهور آمریکا را به شدت کاهش داد .

     مسئولان تصمیم گیرنده در عرصه های سیاست خارجی با وقوف بر مواضع شفاف ملت ایران که در صحنه های مختلف اعلام و ابراز شده است باید با دقت در حماقت ها و گیج بازی های آمریکائی ها ، ابتکار عمل را در دست گرفته و حق ایران را از این دشمن احمق ، آنگونه که بایسته است نه آنگونه که آتش بیاران معرکه و اسرائیل های وحشی می خواهند !! باز ستانند .  

     سخنرانی ها و مذاکرات دکتر احمدی نژاد و تدبیرهای شایسته دبیر محترم شورای امنیت ملی دکتر لاریجانی طی روزهای اخیر در نیویورک ، بسیاری از معادلات را تغییر داده  و آمریکا را در یک چرخش بزرگ مجبور به عقب نشینی از سیاست های خصمانه قبلی کرده است . امیدواریم این سیاست ها ادامه یابد و مشکلات و نگرانی های موجود بکلی مرتفع گردد .  

توکل و اعتماد به نفس

در یکی از نوشته های حضرت آیه الله جوادی آملی آمده است : « يكى از افكارى كه از مغرب زمين به حريم انديشه ناب توحيدى مسلمانان و موحدان نفوذ كرده،اين است كه اعتماد به نفس از فضايل است و بايد ديگران را به آن ترغيب كرد، در حالى كه اسلام هرگز اعتماد به نفس را تأييد نكرده است، زيرا انسانى كه مالك  هيچ شأنى از شئون خود نيست: «لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حياة و لا نشورا» چگونه مى‏تواند بر خود تكيه كند؟ آنچه از نظر اسلام فضيلت به شمار مى‏رود و دين به آن بها مى‏دهد اعتماد و توكل بر خداست، چنانكه حضرت امام جواد (عليه‏السلام) فرمودند: «الثقة بالله تعالى ثمن لكل غال و سلم إلى كل عال» اعتماد به خدا بهاى هر كالاى گرانبها و نردبان صعود به هر درجه بلندى است. تكيه‏گاه مؤمن، قدرت بى‏كران و مستقل خداى سبحان است، نه قدرت خودش و نه قدرت ديگران» نقل از کتاب : مراحل اخلاق در قرآن ص 363
اما روانشناسان بر این باورند که یکی از رموز موفقیت انسان ها « اعتماد به نفس » است و عدم وجود اعتماد به نفس باعث افسردگي، احساس بدبختي، ناامني،اطمينان پايين مي‌شود كه ممكن است سبب شود خواسته هاي ديگران را بر خواسته هاي خود مقدم بدانند.سرزنش هاي دروني مدام آزارشان داده ، باعث زمين خوردن در هر رقابتي مي‌شود و آنها را غير ممكن نشان مي‌دهد.
همه ما در طول زندگی بی ترديد در شرايطى قرار گرفتيم كه نسبت به توانايى ها، امكانات، ظاهر و ديگر مسائل شخصى مربوط به خودمان دچار ترديد و حس كمبود شده ایم و اين همان جايى است كه عدم اعتماد به نفس پا به ميدان گذاشته است؛ همان زمانى كه ما فكر مى كنيم به اندازه كافى براى انجام كارى خوب نيستيم و به قول معروف كم مى آوريم!
موضوع اعتماد به نفس در مباحث روانشناختی مدیریتی نیز مورد تاکید قرار گرفته و یکی از ابزارهای موفقیت در «مدیریت » معرفی شده است .
اما این حقیر که همواره از ارادتمندان حضرت آیه الله جوادی آملی بوده و از خرمن دانش و معرفت ایشان خوشه ها چیده ام در ارتباط با کلام مبارک ایشان معروض میدارم ؛ اگر قرار است انسان به دست اویز و تکیه گاهی اعتماد کرده و در جهت پیشرفت های خود از آن متنعم گردد ، بی شک هیچ تکیه گاهی بهتر و محکمتر از اتکال به خداوند متعال نیست . تکیه کردن به دیگران و به نفس ضعیفی که در معرض هزاران وسوسه و انحراف است از اشتباهات و انحرافات بزرگ زندگی انسان ها به شمار می رود چرا که می گویند ؛ اگر به كسي تكيه نكني ، كسي هم نمي تواند تو را خوار و بي مقدار كند!
مواردی که به عنوان تقویت اعتماد به نفس در کتب روانشناسی ذکر شدند را می توان در قالب تغییر باورهای غلط و اطمینان به توانائیهای خود و شناخت خود و بصیرت نفس تفسیر کرد . بسياري از باورها كه از آنها به عنوان باورهاي خود شكننده ياد مي كنند ، موجب عدم دستيابي ما به خواسته ها و آرزوهايمان مي شود.
 مثلا اگر ما باور داشته باشيم كه ( بطور ذاتي ) انسان تنبلي هستيم هرگز در رسيدن به خواسته ها و اهدافمان موفق نخواهيم بود !
متاسفانه اين باورها مثل : من نمی توانم تغییر کنم ، من همینجوری هستم ، من نمی توانم احساساتم را کنترل کنم و ... اغلب در ذهن ناخودآگاهمان جريان دارد
و اراده هاي ما را از درون تحت تاثير نيروي بازدارنده و منفي خود قرار مي دهد. روانشناسان با «اعتماد به نفس » در صددند تا خودشناسی و خود باوری را  تقویت کرده و انسان ها را از چنبره باورهای شیطانی و خرافی برهانند . اما اگر مفهوم اعتماد به نفس ، عدم توجه به اعانات و الطاف الهی و توکل به او تعالی باشد قطعا" نتیجه ای جز خود فریبی و بروز آسیب ها و امراض نفسانی دیگری همچون تکبر و خودخواهی و تفرعن نخواهد داشت .

تورم و نقدینگی

     تورم یعنی افزایش قیمت ها در مقابل  انقباض (كاهش قيمت كالاها) اما معنای درست تر «تورم»  درصد افزایش قیمت‌ها می باشد. برای نمونه اگر شاخص قیمت در دو سال پیش ۱۰۰ و سال گذشته ۲۰۰ و امسال ۲۵۰ باشد قیمتها در سال گذشته صد در صد و امسال ۲۵ درصد افزایش داشته است 200 / (250 − 200) در حالیکه تورم از صددرصد به ۲۵ درصد کاهش یافته است.

     به گزارش «بيزينس مانيتور»، در سناريوي نفت 70 دلاري، با افزايش هزينه هاي مصرفي بخش هاي دولتي و خصوصي، نرخ تورم در ايران تا سال 2008 به بيش از 36 درصد خواهد رسيد. بر اين اساس، پيش‌بيني مي‌شود نرخ تورم در ايران تا پايان سال جاري ميلادي به 16.2 درصد، در سال 2006 به 20.1 درصد و در سال 2007 به 28.3 درصد برسد. این در حالی است که بر اساس پيش‌‏بيني‌‏هاي بانك توسعه آسيا ADB , ميزان تورم در پاكستان در سال مالي 2006 حدود 5/8 درصد خواهد بود. و در کشور بلژیک  آمار نرخ تورم هرگز فراتر از ۲.۷۵ درصد نرفته ولی امسال  بخاطر گران شدن نفت شاهد تورم زياد در این کشور هستيم . برای نمونه در ماه ژولای نرخ تورم به ۳.۱۴ و در ماه آگوست به ۳.۱۱ درصد رسيده که تندترين افزايش در ۴ سال گذشته ميباشد. این وضع در سایر کشورهای اروپائی تقریبا" شرایط مشابهی دارد.

     متوسط نرخ تورم در جهان ۵ درصد می باشد . کشورهای دنیا تورم را مثل بیماری مالاریا ریشه کن کرده و یا در کنترل خود قرار داده اند و این امر با به قدرت رسیدن علم اقتصاد کلان که مبتنی بر رشد اقتصادی ، تورم و بیکاری است محقق شده است .

     یکی از مهمترین علل افزایش تورم ، رشد نقدینگی است که متوسط آن در کشورهای دنیا حدود ۱۳ درصد و در کشورهای صنعتی حدود ۵ درصد اما در کشور ما رشد نقدینگی به ۳۰ درصد می رسد ! از دلائل رشد نقدینگی سیاست های نامتوازن دولت و از موارد دیگر آن نقدينگي سرگردان در بازارهاي بورس، خودرو و مسكن می باشد که اگر اين نقدينگي به سمت توليد هدايت شود به جاي افزايش قيمت به افزايش توليد مي‌انجامد. همچنین  بايد منابع بانكها به سمت بخشهاي مولد هدايت شده و  متعاقب اين كار تورم كاهش يافته و در نتيجه نرخ سود تسهيلات به سپرده‌گذاران نيز كاهش ‌يابد.

     در هر حال با توجه به اینکه میزان تورم در ایران ، بالاترین نرخ را در خاور میانه به خود اختصاص داده است  و از آنجا که افزایش مهار گسیخته تورم تاثیرات فراوانی را بر سبد خرید اقشار کم در آمد خواهد گذاشت و زندگی عادی آنها را با مشکل مواجه می کند لذا  دولتمردان و مردان اقتصادی دولت باید به عنوان ضروری ترین اولویت ها موضوع نقدینگی و تورم را مورد توجه جدی قرار دهند و برای مهار آن چاره علمی اندیشیده و  برنامه ریزی کنند . در این راه استفاده از نظرات کارشناسان و عالمانی که سالها در علم اقتصاد کلان تحقیق و تدقیق و تدریس داشته اند بسیار کارگشا خواهد بود .

پایان پروازی ها !

     هيات دولت در جلسه عصر یکشنبه به رياست محمود احمدي‌نژاد رييس جمهور ، کلیات  آيين نامه لزوم اقامت مديران در محل ماموريت خود را به تصويب رساند .

     با تصویب این آیین نامه و اعلام جزئیات آن ، مدیران محترمی که به زحمت افتاده !! و از تهران  به  شهرستان ها و در بعضی از موارد از شهرستان ها به تهران و یا از بعضی از استان ها به استان های دیگر  در حال رفت و آمد هستند در محل کار خود مستقر شده و با فراغت بال بیشتری ، هم به امور شخصیه رسیدگی می کننند و خانواده از نعمت وجودشان بهره مند می گردد و هم وظایف و تکالیف اداری خود را به نحو شایسته تری انجام می دهند .

     موضوع مدیریت پروازی که در طول سالهای گذشته شیوع یافته و در سطوح مدیریت های کلان ، به صورت یک فرهنگ در امده است علاوه بر هزینه های مترتبه ، از نگرانی ها و دغدغه هائی بود که از سوی مردم و بعضی از مسئولان محلی در شهرستان ها ، بارها مطرح شده و آسیب های ناشی از عدم حضور مستمر و فعال این مدیران خصوصا" استانداران اعلام و در رسانه ها نیز به آن پرداخته شد اما متاسفانه اقدام موثری برای رفع این مشکل معمول نگردید !

     یکی از بهترین راههای حل مشکل ، انتخاب مدیران بومی بود که علیرغم انتخاب این نوع مدیران که سالها تهران نشین شده و آب و خاک تهران نمک گیرشان نمود !  نیز نتوانست گرهی از کار بگشاید و همان مدیران بومی  ترجیح دادند تا خانواده محترمشان در تهران بمانند تا هم از مزایای تهران بی بهره نمانند !!؟ و هم منصب پیشنهادی را از دست ندهند !

     امیدواریم آئین نامه مذکور  گره گشای مشکلات مدیران و خانواده هاشان باشد و  در جهت رسیدگی همه جانبه به مشکلات منطقه و حضور چشمگیر مدیران در صحنه ها و عرصه های اجرائی موثر افتد .

مردم عدالت می خواهند !

     جناب حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان از محققان و پژوهندگان و نویسندگان فاضل و گرانمایه کشور ، اخیرا" طی نوشتاری تحت عنوان «مردم از احمدي‌نژاد مهرورزي نمي‌خواهند!» که در سایت بازتاب منتشر شد نکاتی را راجع به سیاست های دولت احمدی نژاد پیرامون عدالت و مهرورزی مطرح کردند که محل تامل می باشند .
ایشان خطاب به رئیس جمهور می نویسند : «مشکل کشور، «عدالت» نيست، يا دست‌کم، همه آن «عدالت» و «مهرورزي» نيست. مشکل، کم‌کاري، بي‌لياقتي و ناکارآمدي سيستم معلول، فلج و ضعيف ما و نبود نظارت است؛ اگر يک مهندس، خطايي مرتکب شود، کسي او را از کار اخراج نمي‌کند. اگر دستگاه تحت اختيار يک وزير، اشتباه فاحشي را مرتکب شود، کسي آن وزير را از کار نمي‌اندازد» و در جای دیگر مشکلات کشور را دانشگاه‌ها، وزارتخانه‌ها، سيستم اداري، نبود مديريت درست، تحصيل‌کرده، فني، کارآمد و متعهد ذکر کرده  و  تاکید می کنند : «به هر سازمان، نهاد و اداره‌اي که سر بزنيد، به جز موارد استثنايي، آنها را فلج مي‌بيند. آدم فلج، راه مي‌رود، اما کشان‌کشان. سيستم حکومتي ما به اين روز افتاده و از زمان رژيم سابق همين‌طور بوده است. سال‌ها طول مي‌کشد، تصميم بگيرند؛ ماه‌ها طول مي‌کشد، عمل کنند و بعد هم که دست به کار مي‌شوند، شبانه‌روز کار نمي‌کنند.»

     این نوع قضاوت راجع به سیستم حکومتی آنهم به صورت عام و مقایسه آن با رژیم سابق و عدم مرزبندی مشخصی بین خادمان و دلسوزانی که در همین سیستم با کارآمدی و مجاهدت خود خدمات بزرگی را به مردم و کشور هدیه کردند اندکی غیر منصفانه می نماید ضمن آنکه اگر بپذیریم چنین مشکلاتی در سیستم ناکارآمد ما وجود دارد باید اذعان کنیم که همه یا بخش معتنابهی از آنها ناشی از بی عدالتی هائی است که در طول سالیان گذشته بر ساختار مدیریتی سایه افکنده است و مانع از رشد نیروهای دلسوز و توانمند و اندیشه ورز شده است .  

     «عدالت محوری» از نیاز های فوری و همیشگی و پایدار حاکمیت در جهت بسط و گسترش خدمت به مردم  به شمار می آید و باید منشور آن (همچون فرمان حکیمانه حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام به مالک اشتر )به عنوان نسخه ای شفابخش در اختیار مدیریت ها قرار گیرد تا همه چیز در جای خود قرار گیرد و  آنچه که جناب حجت الاسلام جعفریان به عنوان دغدغه های دلسوزانه از آن یاد کردند رخ ننماید . 

     مردم ، «عدالت» خواسته اند که به احمدی نژاد رای دادند و «مهرورزی» فراموش شده را طلب کردند لذا دولت احمدی نژاد باید مرزهای عدالت خواهانه خود را مشخص و تعریف نموده و حریم های مهرورزی را آشکارا بیان کند تا همگان بدانند که قرار است با فراگیر شدن این شعارهای دلچسب ، چه پیشرفت ها و تحولاتی را  بعد از چهار سال مشاهده کنند ؟ آیا با عدالت و مهر ، سیستم های غبار گرفته ما غبار روبی خواهد شد ؟

یا سید الساجدین (ع)

    روزى مردى از خويشاون حضرت امام زین العابدین علیه السلام نزد وى رفت و چندانكه توانست او را دشنام داد. امام در پاسخ او خاموش ماند چون مرد بازگشت به كسانى كه نزد او نشسته بودند گفت:

ـ شنيديد اين مرد چه گفت؟ مى‏خواهم با من بيائيد و پاسخى را كه بدو مي دهم بشنويد! گفتند :  مى‏آئيم و دوست مي داشتيم همين‏جا پاسخ او را مي دادى.

    امام نعلين خود را پوشيد و به راه افتاد و ميگفت: «و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين»  همراهان او دانستند امام سخن زشتى بدان مرد نخواهد گفت. چون به خانه وى رسيد گفت:

ـ بگوئيد على بن الحسين است. مرد بيرون آمد و يقين داشت امام به تلافى نزد او آمده است . چون نزد او رسيد على بن الحسين گفت:

ـ برادرم! ايستادى و چنين و چنان گفتى! اگر راست گفتى خدا مرا بيامرزد. اگر دروغ گفتى خدا ترا بيامرزد.

    مرد برخاست و ميان دو چشم او را بوسيد و گفت:

ـ آنچه درباره تو گفتم از آن مبرائى. و من بدان سزاوارم! و راوى حديث گويد، آن مرد حسن بن الحسن بود   مي گفت هيچ خشمى را گواراتر از آن خشم كه به دنبال آن شكيبائى باشد نديدم. و آنرا با شتران سرخ مو عوض نميكنم.

    « و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين» 

    خشم خود را بر خود چيره نكردن، بخشودن خطاكاران و شفقت بر ناتوانان از خصلت خاص و شناخته رسول خدا بود، تا آنجا كه قرآن او را بدين خوى نيكو ستود «و إنك لعلى خلق عظيم »
 همه فرزندان او كه پيشوايان امت‏اند، ازاين مزيت برخوردارند، و على بن الحسين (ع) چهره درخشان اين صفت عالى انسانى است.

مدیریت تعارض

 مديريت تعارض ؛ شناخت و اداره‌ي تعارض به‌صورتي معقول، منصفانه و كاراست. تعارض مي‌تواند با استفاده از مهارت‌هايي چون ارتباطات مؤثر، حل مسئله و مذاكره، مديريت شود. توانايي ما در اداره و مديريت تعارض مي‌تواند بر نتايج آن تأثير بگذارد. قبل از هرچيز براي اداره‌ي تعارض بايد آن‌را شناسايي و تجزيه و تحليل كرد و علل ايجاد تعارض را مورد بررسي قرار داد. پس از تشخيص تعارض و علل آن، نكته‌ي كليدي در مديريت تعارض، انتخاب سبك مناسب است. پنج نوع سبك اصلي براي مديريت تعارض وجود دارد. ارائه‌ي تمثيل از حيوانات كمك مي‌كند تا تفاوت سبك‌ها را به ياد داشته باشيم.
الف- حل مسئله‌ي مشاركتي: انتخاب اين سبك، به افراد كمك مي‌كند تا به‌گونه‌اي كنار هم كار كنند كه همه برنده باشند. با استفاده از اين سبك، افراد در جستجوي راه‌حل‌هايي هستند كه با علايق آن‌ها متناسب باشد و درضمن باعث حفظ ارتباطات خوب و مؤثر شود. استفاده از اين روش، احساسات بد را كاهش و تعهد افراد را افزايش مي‌دهد و به افراد اجازه مي‌دهد تا يكديگر را بشناسند. علي‌رغم مزاياي بي‌شمار اين روش، تلف شدن زمان و تضعيف توان و انرژي افراد، از معايب آن است. دلفين‌ها اغلب اين سبك را انتخاب مي‌كنند و همكاري و مشاركت در زندگي آن‌ها هميشه حرف اول را مي‌زند.
ب- رقابت‌جويي (تحكم): انتخاب اين سبك بدين معناست كه يك طرف، علايق و خواسته‌هاي خود را مقدم بر خواسته‌هاي ديگران مي‌داند. در اين شيوه يك طرف احساس مي‌كند كه موضوع فوق‌العاده براي او مهم است، لذا در به‌دست آوردن آن به‌سختي مي‌كوشد و به مختل شدن روابط با طرف ديگر فكر نمي‌كند. در اين شيوه يك طرف مجبور است ديدگاه طرف مقابل را بپذيرد. در استفاده از اين سبك بايد محتاط بود زيرا ممكن است تعارض را افزايش بدهد و بازنده را به اقدامات تلافي‌جويانه وادار سازد. شير، سمبل و نمونه‌ي سبك تحكم است. قدرت شير به او كمك مي‌كند تا هرآن‌چه را كه مي‌خواهد به‌دست آورد.
ج- اجتناب: افرادي كه اين سبك را انتخاب مي‌كنند، خود را درگير تعارض نمي‌كنند. تكيه كلام آن‌ها اين است "شما خودتان تصميم بگيريد و مرا معاف كنيد". از اين شيوه معمولا زماني استفاده مي‌شود كه موضوع جزئي و پيش پا افتاده باشد، موضوع‌هاي مهم‌تر ديگري وجود داشته باشد، درگير شدن در تعارض به صدمات زيادي منجر شود و يا قبل از ادره‌ي تعارض به اطلاعات بيش‌تري نياز باشد. سمبل اين سبك، لاك‌پشت است، چون به‌محض رويارويي با هر مسئله‌اي خود را در لاكش فرو مي‌برد. البته همان‌طور كه لاك‌پشت تا ابد نمي‌تواند در لاك خود باشد، اجتناب در تعارض نيز نمي‌تواند هميشگي باشد.
د- انعطاف‌پذيري (مدارا): افرادي كه اين سبك را انتخاب مي‌كنند از علايق و خواسته‌هاي خود مي‌گذرند و به ديگران اجازه مي‌دهند به خواسته‌هايشان دست يابند. بسياري از اين افراد معتقدند كه داشتن يك رابطه‌ي دوستانه‌ي خوب، از هرچيز ديگري مهم‌تر است. درواقع تمركز اين سبك بر حفظ روابط شخصي با ديگران است. البته ممكن است با اين روش ما اعتبار و نفوذ آتي خود را از دست بدهيم. آفتاب‌پرست، سمبل و نشانه‌ي اين سبك است چون با تغيير رنگ، خود را با محيط هماهنگ مي‌كند. تغيير رنگ به او كمك مي‌كند تا به سرعت با محيط اطرافش انطباق پيدا كند.
ه- مصالحه (توافق): افراد زماني از اين سبك استفاده مي‌كنند كه به دنبال به‌دست آوردن تمام خواسته‌ها و علايق خود نيستند، يعني ارضاي برخي نيازها برايشان كافيست. در اين روش، انعطاف‌پذيري، مبادله و مذاكره جايگاه ويژه‌اي دارند. زماني‌كه اهداف مختلف، درجات اهميت متفاوتي براي طرفين دارد يا بخواهيم به يك راه‌حل موقت برسيم يا زمان تنگ است از اين شيوه استفاده مي‌كنيم. البته بايد توجه كرد كه افراد، اغلب آن‌چه را كه از دست مي‌دهند به‌خاطر مي‌سپارند تا آن‌چه را كه به‌دست مي‌آورند و همين امر ممكن است جو بدبيني ايجاد كند. گورخر مي‌تواند سمبل اين سبك باشد. او نه يك اسب سياه است و نه يك اسب سفيد. بلكه با تقسيم تفاوت‌ها، باريكه‌هايي از دو رنگ را انتخاب كرده است.
انتخاب استراتژي و سبك مديريت تعارض، بستگي به اعتماد به نفس فرد، ميزان شناخت او از خواسته‌ها و اهداف طرف ديگر، ميزان اطلاعات موجود و قابل افشا درباره‌ي افراد، انعطاف‌پذيري طرفين و حس همكاري و مشاركت آن‌ها دارد.

                                                                                             ماخذ : ماهنامه تدبیر ۱۴۱

آرزوی ابطحی

      آقای محمد علی ابطحی که احتمالا" احساس می کند اول و آخر وبلاگ نویسی در سطوح مدیران محسوب شده و دانستن مشکلات و خواسته های جوانان کشور فقط و فقط از این راه مقدور و ممکن است ! در آخرین نوشته  وب نوشت   خود آرزو کرد تا یکی از اعضای دولت احمدی نژاد نیز همچون او به جای انجام کارهای اساسی به عکاسی با تلفن همراه بپردازد و عکسهایش را در وبلاگی منتشر کند !

     وی می نویسد « کاش کسی در دولت باشد که وبلاگ بخواند و مستقیم با نظرات جوانان این مرز وبوم  آشنایی پیدا کند . آرزوست . مگر عیب دارد آدم آرزوهایش را قلمی کند؟ بالاخره این مجموعه جدید سرنوشت کشور و مردم را در اختیار دارند.و مردم حق دارند بیشتر بدانند.»

     موضوع وبلاگ نویسی و آشنائی با دیدگاهها و نوشته های وبلاگ نویسان ، چیزی نیست که امروزه مسئولان و مدیران کشور با آن آشنا نباشند .اما شاید ضرورتی نداشته باشد که  این شناخت ، تابلو دار شود و همه بیایند مثل اقای ابطحی وبلاگ بنویسند و یا اینکه اعلام کنند که ما نوشته های وبلاگ نویسان را می خوانیم !  گر چه سلیقه ایشان و علاقه جالبی که به وبلاگ نویسی نشان دادند ، به نظر من خیلی جذاب و بی نظیر بود . این رویکرد  واکنش های متفاوتی  را در بین اصلاح طلبان و  اصولگرایان موجب شده و بسیاری از شخصیتهای هر دو جریان سیاسی  شیوه ابطحی را نپسندیدند و حتی در بعضی از موارد حجت الاسلام خاتمی نیز از زیاده روی های ابطحی انتقاد کرده اند ! 

     ما هم آرزو می کنیم آرزوی آقای ابطحی بر آورده شود و تعدادی از دولتمردان اصولگرا از طریق وبلاگ نویسی ، مردم و خصوصا" جوانان را در جریان مسائل و گزارشات وزارتی و مدیریتی خود قرار دهند .

سیزدهمین شهردار

     دکتر قالیباف به عنوان سیزدهمین شهردار تهران پس از انقلاب بر کرسی مدیریت شهری تهران تکیه زده است تا تجربه دیگری را در عرصه های گسترده خدمت به مردم به نمایش گذارد . تعهد و کار آمدی قالیباف در مناصب قبلی خصوصا" فرماندهی نیروی انتظامی ، باعث شد تا همگان بعد از اعلام خبر رئیس محترم شورای شهر تهران مبنی بر سپردن کلید شهر تهران به قالیباف ، از آن استقبال کنند و این انتخاب را در جهت بهبود و رفع مشکلات فراوان تهران بزرگ ، به فال نیک بگیرند .

      رئيس شوراى شهر عصر یکشنبه پس از خروج از جلسه غيرعلنى شورا در جمع خبرنگاران حاضر شد و توضيح داد كه با انتخاب قاليباف مشخص شد كه بايد رقابت ها را به رفاقت تبديل و از توانمندى ها و ظرفيت ها به بهترين وجه استفاده كرد.

      گر چه بعضی از تحلیلگران انتخاب قالیباف را شکاف در بین طرفداران رئیس جمهور ارزیابی کردند اما واقعیت آن است که توجه دلسوزانه به معضلات متعدد شهر تهران مثل ؛ حاشيه نشينى، ترافيك، آلودگى هوا، وجود بافت هاى فرسوده و در كمين بودن خطر زلزله، نظم و امنيت شهرى، ساخت وساز غيرمجاز، كمبود فضاى سبز و ... فرصتی برای آرایشهای جدید سیاسی باقی نمی گذارد و نخبگان جامعه نیز باید به جای ایجاد خط کشیهای بی فائده سیاسی ، راهبردها و راهکارهای عملیاتی خود را برای اصلاح امور در اختیار شهردار جدید تهران بگذارند .

     اگر این مسئولیت ، دستاویزی برای جنگاوری های سیاسی !! شود و مرزبندی های تازه ای را در شورای شهر و شهرداری تهران به وجود آورد ، آینده مبهم و خطرناکی برای تهران پش بینی می گردد که بی شک با هوشمندی و درایت دکتر قالیباف و اعضای محترم شورای چنین اتفاقی نخواهد افتاد و از همه ظرفیت ها صرفا" در جهت اصلاح و بهبود شهری و رفع مشکلات مردم بهره برداری خواهد شد . انشاءالله

سایت خنده

     حجت الاسلام قرائتی پیشنهاد کرد ؛ حوزه علميه براي ايجاد نشاط در جوانان و جذب آنها اقدام به راه‌اندازي سايت حكيمانه خنده  كند. مسئول ستاد اقامه نماز در كشور از اقامه بيش از هفتاد هزار نماز جماعت در كشور خبر داد و با مهم خواندن جذب جوانان تأكيد كرد: هزاران جوان فراري از دين را مي‌توان با خنده حكيمانه جمع و جذب كرد. اما متأسفانه ما تنها مردم را به گريه مي‌اندازيم و خنده و شادي براي اوباش در ميادين شهر است و در اين صورت معلوم است جوانان به چه كسي بيشتر اقبال پيدا مي‌كند.

     خندیدن و خندانیدن و شادی و نشاط از اقلامی هستند که بنا به تحلیل جامعه شناسان در سبد خلق و خوی ایرانیان کم رونقند و از آنجا که کمی تا قسمتی « جدی » هستیم ! خندیدن و نشاط را مخل شئونات خود پنداشته و سعی می کنیم از هر گونه شوخی و حتی لبخند در محافل و جلسات بگریزیم تا هیبت و هیمنه ما محفوظ بماند ! همین رفتار کذائی باعث می شود تا میزان افسردگی در سطح مردم گسترش یافته و اندوهناکی و گریه و غصه دار بودن فراگیر شود .

     این در حالی است که ما ایرانیان مفتخر به پیروی از پیامبری (ص) هستیم که همیشه متبسم  و امام الرحمه بوده اند . امامانی که پیشوایان رحمت و رافت محسوب می شوند و دینی که سرشار از عفو و رحمت و غفران و پیام های شادی آور برای بندگان خداست . 

     پیشنهاد جناب حجت الاسلام محسن قرائتی هم از منظر دینی و اعتقادی و هم از نگاه روانشناختی و علمی ، بسیار  منطقی است و باید از سوی مسئولان فرهنگی مورد توجه قرار گیرد . آداب و شیوه ها و مرزهای برنامه ها و اقداماتی که بسترهای نشاط عمومی را فراهم می آورد باید معرفی شوند و از افراط های سبکسارانه و تفریط های اندوهبار پرهیز شود .

     منتظریم تا سایت حکیمانه خنده راه اندازی شود و هر ایرانی با سرکشی روزانه به این سایت ، با روحیه ای غنی سازی شده و شاداب در عرصه کار و تلاش اجتماعی حضور یابد . 

کاترینا

اول اینکه به علت مسافرت ، چند روزی تعطیل بودیم  و از آنجا که نخواستیم در تعطیلات دغدغه داشته باشیم ! ننوشتیم . اما به یمن همت والای بعضی از محررین تحریریه «حمایت» و احتمالا" برنامه ریزی های پشت پرده !!؟ چیزهائی در این ستون نوشتند و شبهه هائی آفریدند و اذهان را ملوث کردند و پای کوفی عنان و شبکه های جاسوسی و ... را به میان کشیدند ! لذا ما اعلام می کنیم سفر ما معمولی بوده و هیچ خبری هم نبود و از اینکه دوستان ما با حرفهای صد تا یه غاز ! چراغ ستون اقتراح را روشن نگه داشتند تشکر می کنیم .   

دوم آنکه پس از وقوع توفان کاترینا در آمریکا ، موج غارت و چپاول در مناطق توفان زده به راه افتاد .این حوادث تاسف بار ضمن آنکه  همه انسان ها را می آزارد ، ذهنمان را نا خود آگاه به روزهای اول حمله امریکائی ها به عراق و هرج و مرج در این کشور منتقل می کند که در ان روزها خوراک تبلیغاتی غربی ها  در جهت تخریب چهره مردم ستم زده عراقی فراهم شده بود تا به همه ثابت کنند که عراقی ها فاقد هنجارهای تمدن جدید و فرهنگ و دانشند ! و اکنون مشاهده می شود که کانگسترها وغارتگران متمدن ، رعب و وحشتی در مناطق توفان زده به راه انداختند که خطراتش برای آمریکائی ها از کاترینا نیز کمتر نیست ! بعضی ها حادثه نیو اورلئان را مشابه واقعه هیروشیمای ژاپن در ۶۰ سال پیش می دانند .

سوم اینکه خیلی دلم می خواست بعد از سخنان مقام معظم رهبری در جمع دولتمردان و تاکید ایشان مبنی بر  پرهیز از ریاکاری در رفتار و گفتار مسئولان چیزهائی بنویسم که متاسفانه توفیق نیافتم . موضوعی که رهبری به ان اشاره داشتند از معضلاتی است که باید مورد کنکاش و بررسی قرار گیرد و از سوی محققان بازشکافی گردد . چر که  آنان که جانماز آب می کشند ولی حتی یکبار هم نماز خالصانه به جا نمی آورند و آنان که با اطوارها و اداهای تصنعی خود را مومن و متقی جا انداخته اما خلوتشان حال و هوای دیگری دارد از «نمود»هائی از مصادیق نمودهائی می باشند که همواره مردم را رنجانده اند . مردم «بود» و «نمود» را خوب می شناسند و از اینکه افراد متظاهر با باطن های آنچنانی بر کرسی ها تکیه بزنند متالم می شوند . لذا باید این صفت غیر اخلاقی و شاید در عرصه های مدیریتی و اجتماعی بتوان گفت ضد دینی ،  بازشناسی شده و ابعاد زشت آن به وضوح و شفافیت تشریح گردد تا در تمامی رده های مدیریتی از ابتلا و اشاعه آن پیشگیری گردد.

صندوق مهر

     گام آغازین هيات دولت در جوار ملكوتي امام رضا(ع) با تصویب لايحه تاسيس"صندوق مهر امام رضا(ع)"  شکل گرفت . دراين لايحه تامين هزينه‌هاي مسكن، ازدواج و اشتغال جوانان در نظر گرفته شده و مقرر شد در تمامي استانهاي كشور، صندوق ياد شده به صورت مستقل تشكيل شود.

     احمدی نژاد قبل از این اعلام کرده بود که مهمترین تکلیف دولتش خدمتگذاری خواهد بود و تصمیم اول این دولت نشان می دهد که اولویت های مهمی را مثل حل مشکلات جوانان هدف گرفته اند . جوانانی که همواره در شعارها مورد محبت های عاشقانه مسئولان قرار گرفته اند اما در عمل چشمشان به دربها خیره ماند و هرگز خبری از راه نرسید تا گوهر مقصودشان را در آغوش کشند !

     مشکلات مهم جوانان ایران اکنون قرار است با قاعده مهرورزانه در صندوقی که مزین به نام مبارک حضرت امام رضا علیه السلام است، حل و فصل گردد . صندوقی که به صورت مستقل در همه جای کشور تاسیس شده و بی انکه به مرکز وابسته باشد برای ازدواج و مسکن و اشتغال جوانان تصمیم می گیرد .

       در ضرورت اینکه برای رسیدگی به یکی از امور اصلی و استراتژیک کشور ، نهاد مستقلی شکل بگیرد شکی وجود ندارد و مستقل بودن ان نیز منطبق باسیاستهای دولت مبنی بر تمرکز زدائی پیش بینی شده است اما از انجا که جزئیات بیشتری از روشهای اجرائی صندوق مذکور منتشر نشد ، نمی توانیم در خصوص اثرات مثبت و منفی این لایحه و مشابهت ان با صندوق ها و نهادها و موسسات دیگری که در طول سالیان گذشته بوجود امده و همچنان فعال می باشند ، به قضاوت بنشینیم . این نکته از ان روی حائز اهمیت است که شاید بهتر بود  به جای ایجاد نهادهای نوپا  از همان موسسات موجود بهره برداری شده و تقویت می شدند خصوصا" انکه مقرر است به عنوان یک نهاد مردمی و با حمایت دولت اداره گردد .

جابجائی مدیران

     با آغاز فعالیت های دولت جدید ، نگرانی هائی که در سطح وزارتخانه ها و سازمان های دولتی مبنی بر حذف و جابجائی مدیران وجود داشت دو چندان شده و موج این نگرانی و تزلزل در همه سطوح مدیریت ها ، خصوصا" در استان ها و شهرستان ها و حتی بخش های مختلف کشور تسری یافته است !

     بدیهی است که دولت اصولگرا هر گز راههائی که دیگران به خطا پیمودند و همه مدیران و مسئولان را قلع و قمع کردند و به قول مشهور به آبدارچی ها هم ترحم نفرمودند !  را نخواهد پیمود و از توانمندی های افراد مومن و متعهد و ارزشی بدون توجه به گرایشات و سلائق سیاسی آنها استفاده خواهد کرد . اما برای انکه فضای سنگینی که در جامعه اداری کشور وجود دارد شکسته شود زیبنده است که از سوی دولت ، معیارهای جابجائی و اصول کلی ان ذکر شده و وزیران و مسئولان رده های بالا نیز همچون وزیر محترم کشور جناب حجت الاسلام پور محمدی که اخیرا" اعلام نمودند « برخی از استانداران می مانند » مواضع خود را اعلام و در خصوص ادامه کار مدیران مخلص و کار آمد ، تشویق و زمینه لازم را به عمل آورند .

     شیوه هائی که در طول ساالهای گذشته برای انتقال و جابجائی قدرت آنهم در گستره کشوری انجام می گرفت ، تجربه ای تلخ برای زوال تجربه ها و دانسته های گرانمایه ای بود که پیش از آن با هزینه فراوانی از سوی نظام جمهوری اسلامی به دست می آمد اما به راحتی و با یک دستور بر باد رفته و منعزل می گشت ! 

     هر یک از مدیرانی که با رویکرد خدمتگذاری و با حمایت مردم مشغول بکار هستند و هرگز به سمت سوء استفاده ها و ویژه خواری ها و چشمداشت به بیت المال متمایل نشدند ، از سرمایه های کشور محسوب شده و باید با انگیزه و پشتکار به خدمات خود ادامه دهند . این اقدام از سوی دولت اصولگرا می تواند سنگ بنای اقدامات و سیاستگذاری های مدونی باشد تا جابجائی مدیران میانی متاثر از تغییرات وزیران ، انجام نپذیرد  و سلائق و علائق سیاسی منجر به تغییر این سیاستگذاری ها نگردد . 

دولت اسلامی

     شعار «دولت اسلامی » از سوی دکتر احمدی نژاد و تاکید مکرر وی در سخنرانی ها و برنامه ها بر این امر ، نگرانی ها و واکنش هائی را از سوی اصلاح طلبان موجب شد . آنان می گویند رئیس جمهور باید در این موضعگیری های رسمی آنهم بعد از پیروزی در انتخابات و اعلام نظرهای رسمی ، به « جمهوری اسلامی » نیز اشاره می کرد .

     با نیم نگاهی به  مفهوم واژگان «دولت » و « جمهوری » می توان به درستی دغدغه  یا مغالطه مدعیان پی برد . اینکه دولت ، امری موقتی و مجموعه ای اجرائی در یک ساختار حکومتی تلقی می شود که مسئولیت ها و ماموریت های خاصی دارد و مطابق قانون اساسی هر چهار سال نیز با انتخابات تغییر می پذیرد . اما جمهوری ، ساختار حکومتی ما و شاکله اصلی نظام محسوب شده و پایدار و همیشگی خواهد بود و رئیس جمهور حق ندارد آن را دستخوش تغییر یا تبدیل ! نماید .

     آنچه مهم است ، نعریف و نوع کارکرد دولت در مسیر جمهوریت و اسلامیت نظام و گسترش مردم سالاری دینی است که باید از سوی همه کارگزاران و قوای سه گانه اعم از مجلس و دولت و قوه قضائیه مورد توجه قرار گیرد و در برنامه ریزی ها و اقدامات مغفول نماند . بنابر این اشکالی که از سوی اصلاح طلبان مطرح می شود به هیچ وجه وارد نبوده و رئیس جمهور وظیفه دارد در ساختار نظام جمهوری اسلامی ، دولت اسلامی تشکیل داده و بر آن اصرار ورزد و همواره تلاش کند تا این دولت که بر آمده از جمهوریت نظام است از چارچوب اسلامیت که  خاستگاه اصلی مردم ایران و قانون اساسی محسوب می شود ، خارج نگردد .

     متاسفانه بخش هائی از اصلاح طلبان در طول هشت سال دولتمداری خود هماره سعی داشته اند  تا با بحث های بی فائده و انحرافی ،  توجه به مسائل اصلی و مهم و اساسی کشور و مردم را در اولویت های ثانویه قرار دهند به همین دلیل نیز  چرخه بهبود و توسعه اکثرفعالیتها  با مشکلات  جدی روبرو بوده است ! از جمله این بحث های وقت گیر و گمراه کننده ، همین دعوای جمهوریت و اسلامیت بود که بارها و بارها پیرامون ابعاد مختلف آن بحث و تبادل نظر شد اما گوئی ظرف جمهوری خواهی این دوستان جز با تخلیه اسلامیت !!؟ سامان نمی یابد !! چرا که در طول این سال ها ، حتی در شرائطی که اسلامیت نظام در چالش چدی از سوی دشمنان قرار گرفت ، هیچ گونه واکنشی را از سوی اینان مشاهده نکردیم .

     این روزها دولت احمدی نژاد کار خود را آغاز کرده است و اگر لحظه ای غفلت ورزد و همچون دولت خاتمی خود را در تارهای عنکبوتی این سخن گویان بی عمل ! گرفتار نماید. هر گز نمی تواند به وعده های فراوان خود وفا کند و گره های مختلف زندگی مردم را بازگشاید .

مدیریت پاداش

پاداش (REWARD) عبارتست از: «پيامدهاي ارزشمند مثبت كار براي افراد (شرمرهرن 1993) پاداش ارائه يك پيامد خوشايند براي انجام رفتاري مطلوب از فرد به منظور افزايش احتمال تكرار است. (هلريگل، و ديگران 1995)
پاداش از چنان اهميتي در مباحث مربوط به مديريت برخوردار است كه از آن به عنوان يكي از منابع قدرت مدير تحت عنوان «قدرت پاداش» ياد مي شود منظور از قدرت پاداش استفاده از پاداشهاي مختلف دروني و بيروني به منظور كنترل عملكرد افراد است. به عبارتي، مدير از قدرت پاداش به منظور تاثيرگذاري و كنترل رفتار زيردستان استفاده مي كند. (رابينز و كالتر، 1999) اگرچه همه مديران داراي قدرت پاداش مشابه اي هستند اما موفقيت در دسترسي و به كاربردن اثربخش پاداش نيازمند مديريت آن است. 

به عقيده شرمرهرن (1993) براي طراحي و استفاده موفقيت آميز از استراتژي پاداش - يعني به حداكثر رساندن اثر انگيزشي پاداش - مدير بايستي دو كار انجام دهد:

1 - درك روشن از آنچـــه كه افراد از كارشان مي خواهند؛
2 - ايجاد و توزيع پاداش براي ارضاي اين خواسته ها زماني كه علايق سازماني به خوبي برآورده گردد.
اساسي ترين نكته در زمينه استراتژي مديريت پاداش اين است كه استراتژي ها بايستي به گونه اي باشد كه فرد را براي سطح بالاتري از عملكرد برانگيزاند. (ريد، 2002) در به كاربردن پاداش براي عملكرد مطلوب كاركنان نبايستي هميشه منتظر پاداشهاي سازماني از قبيل افزايش حقوق، مزايا، مرخصي تشــــويقي و... بود زيرا اين موارد هميشه امكان پذيرنيستند. لذا در اين موارد بايد بيشتر از پاداشهاي اجتماعي استفاده كرد از قبيل:
- وقت بيشتري با كاركنان بگذرانيد؛
- كاركنان را به مشاركت بيشتر تشويق كنيد؛
- فرصتهايي براي رشد فراهم سازيد؛
- از قدرشناسي و تمجيد كلامي، لبخند،... استفاده كنيد.
- به حرفهاي آنها گوش داده و نظرات آنها در قبال پاداش موردانتظار جويا شويد. (هاناوي و هانت، 1999)

پاداش مناسب بايستي داراي يكسري از ويژگيهاي ذيل باشد: - كافي و مناسب باشد؛
- منصفانه باشد. پرداخت پاداش به هر فرد بايستي به طور منصفانه و باتوجه به تلاشها،تعدادها و معلومات به مهارتهاي افراد صورت گيرد؛
- متنوع باشد. تكرار يك پاداش از خاصيت انگيزشي آن مي كاهد؛
- پاداش حتمي و قطعي باشد؛
- پاداش نبايد حد افراط و تفريط داشته باشد. بلكه با توجه به سطح عملكرد فرد و توان پرداختي سازمان تعيين گردد؛
- موازنه شده و سنجيده باشد و به طور منطقي پرداخت شود؛
- برانگيزاننده باشد، بر نيروي كار براي كار اثربخش و كارآمد و بهبود عملكرد تاثير بگذارد؛
- موردقبول نيروي كار باشد. نيروي كار بايستي سيستم پاداش را درك كرده و آن را يك سيستم عقلايي بداند. (فوت و هوك)

به طوركلي دو معيار مهم در مديريت پاداش وجود دارد يكي فوريت و ديگري توازن. فوريت بدين معناست كه پاداش بايستي تاحد امكان بلافاصله پس از عملكرد مطلوب ارائه شود زيرا هر چقدر بين اين دو فاصله بيفتد از خاصيت انگيزشي پاداش كاسته مي شود و منظور از توازن، نوعي برابري و عدالت بين عملكرد فرد و نوع و ميزان پاداش است. درصورت عدم توازن بين اين دو از خاصيت انگيزشي پاداش كاسته مي شود.

با استفاده از مقاله « مدیریت پاداش » نشریه تدبیر شماره ۱۳۸ آبان ۸۲