آقای دکتر احمدی نژاد ! لطفا" کنار بروید !

جناب دکتر احمدی نژاد !

 اکنون که نیک دریافته اید مردم به صفا و صمیمیت شما ایمان آورده و تدبیرتان را در اداره کشور پسندیده اند ، لطفا" کنار بروید چرا که جریان قدرتمندی از ثروت و قدرت به تکاپو افتادند تا از مردم انتقام گرفته و به آراء آنان توهین نموده و بدترین ظلمها را در حقشان روا دارند و می دانم که شما به این همه رنج مضاعف بر مردم راضی نمی شوید .

کنار بروید ! چرا که جریان خشن و بی رحمی که این روزها داعیه حمایت از آیه الله هاشمی را دارند در دور اول ثابت کردند که هیچ اعتباری برای رای مردم قائل نیستند . آنان مردم را فقط برای زمانی می خواهند که در خدمت امیالشان باشند ! و اینبار نیز اگر بر خلاف خواست آنها ، مردم به شما روی آورند  بی شک انواع تهمت ها و دروغ ها و افترائات را در بمباران رسانه ای خود راه می اندازند و همه چیز را اعم از نظام و انقلاب و رهبری لگد کوب می کنند و شما به این چیزها راضی نیستید .

جناب دکتر ! می گویند شما در قواره ریاست جمهوری نیستید ، شما نمی توانید ، شما قد و تیپ مناسب ندارید ، شما همه چیز را در هم می ریزید . بنابر این باید کار را به اهلش واگذار کنید !!؟ اصلا" شما چرا دکترا گرفتید ؟ چرا به دل مردم راه یافتید ؟ چرا رای آوردید ؟ اینها جرائم شماست ! به همین علتها و چیزهای دیگر باید کنار بروید تا در آینده نیز دیگران هوس نکنند به کرسی های ثابت قدرتمداران  چپ چپ نگاه کنند .

آقای احمدی نژاد ! این روزها فضای سنگینی بر کشور حاکم شده است . خیلی ها نمی دانند چه باید کرد ؟ برای بعضی ها مثل روز روشن است که باید به فلانی رای داد چرا که در آن صورت می توانند به غارتگریها  و دزدیها ادامه دهند ! و بسیاری از مومنان و متدینان و روشنفکران و .... معتقدند جور دیگر باید دید ، چشم ها را باید شست . و به تحول و دگرگونی در نظام مدیریتی کشور و دیدگاههای ثابتی که قریب به دو دهه ایستائی و توقف را به ارمغان آورده اند معتقدند  . در این میان اما تعداد انبوهی از امیدواران شما و هاشمی را از آن جهت می خواهند که  دردهاشان را شفا بخشید و سختیها و تبعیض ها و سیاهی ها و بی عدالتی ها را پایان دهید . این مردمان با آنانی  که با جنجال و دروغ و تهمت به میدان آمده و گرد و خاک عظیمی به پا کردند تا حقایق مخفی بماند ، هم جنس نیستند . لذا شما کنار بروید تا گرد و خاک ها نیز فرو نشیند و حقایق عریان گردد و سره از ناسره  بازشناخته شود

راستی جناب دکتر ! شما نمی ترسید ؟! از آنهمه تهمت و تهدید و فشار ، از  کاروان های خشن و تند و بی رحم دروغ و بهتان و از اینهمه سرکوفت های دوست و دشمن ؟ آقا ! مثل اینکه حالیتان نیست ؟ من اگر جای شما بودم قالب تهی می کردم ! مگر ندیدی در تلویزیون چه ها که نگفتند ؟ آنها آمده اند که شما را تحقیر کنند و بترسانند اما گوئی عشق به مردم کور و کرتان کرده است .

آقای دکتر ! اگر با همه این نصیحت ها ، ماندی و رای آوردی معلوم می شود که برای بقیه کارها نیز شجاعت و توانمندی و کارآمدی لازم را داری پس بمان و بر پیمانت  با مردم در حفظ آزادی و اندیشه ورزی و سعادت و رفاه و امنیت و آسایش و عدالت استوار باش . مطمئن باش که آیه الله هاشمی رفسنجانی و همه مومنان و بزرگان دیگر نیز همراهیت خواهند کرد .

                                                                                   ابراهیم صفری 


این نامه را هم به آقای هاشمی بخوانید که توسط حجت الاسلام سید عباس نبوی نوشته شده است-------> و _ جای پای اسب - را هم از آقای حسین شریعتمداری بخوانید

غضنفریون

یکی از نمایندگان مجلس که تاکنون نقش کلیدی «غضنفر» اصولگرایان را به عهده داشت اخیرا" با تغییر رویکرد و بعد از پرش های مختلف از این کاندیدا به آن یکی ، کاندیدای مورد نظرش را یافته است تا به خیال خود از او حمایت کرده و نقش اختصاصی غضنفر ستاد وی را عهده دار گردد .

او که در زمستان سال گذشته هوای کاندیداتوری  به سرش زده و بعد از معرفی اعضای کابینه وقتی با استهزاء و تمسخر دیگران مواجه شد بی آنکه از کاندیداتوری انصراف دهد ! بر شاخسار کاندیداهای مختلف آویزان بود که به یکباره بر سر این کاندیدای بیچاره خراب شده و با ارائه تحلیلهای «آب دوغ خیاری» برایش سنگ تمام می گذارد ! ایشان  دیروز  در مجلس شورای اسلامی به بیان تفکرات کاندیدای مورد نظرش پرداخت و با بيان اينكه مردان جامعه ما نبايد با نگاه شهوت‌طلبي و هوس‌انگيز به زنان بنگرند تصريح كرد: «بي‌ترديد، ارايه اين فرهنگ مي‌‏تواند ما را در رهنمون به يك مسير صحيح، ياري رساند.» وي در پايان وجود قبور شهدا در برخي از مراكز فرهنگي را ضروري دانست و گفت: «ما بايد با تعبيه جايگاه‌‏هاي ويژه‌‏اي براي اين امر بتوانيم از مسايلي كه مي‌‏تواند در بالا بردن روحيه افكار عمومي جامعه تاثير گذار باشد سود جوييم»

ما به جناب احمدی نژاد توصیه می کنیم به جای پرداختن به رسانه های تخریب ، اندکی پیرامون را بپاید و زمین بازی را از کسانی که به تنهائی قادرند به اندازه  لشگری از  دشمن ، مصالح تخریبی را رقم بزنند پاکسازی کند و فعلا" به جای مارادونا غضنفرها را بچسبد که تیشه به ریشه نزنند و خوراک های خوشمزه  برای بد خواهان  فراهم نکنند .

هیئت رئیسه محترم مجلس نیز برای حفظ شئونات مجلس  که هم اکنون از محبوبیت و تشخص خوبی در بین آحاد مردم برخوردار است باید در قبال موضعگیریهائی که بی شک موجب سوء استفاده دشمنان و ضربه زدن به نظام می شود  واکنش جدی نشان دهد .

اوزان سیاسیون

«معلوم شد که اپوزیسیون، اعم از مبارزین داخل و خارج، اعم از سلطنت طلبان و ملی ها و طرفداران آمریکا، اعم از سازگارا و میبدی و کشتگر، اعم از مبارزینی مانند امیرانتظام و گنجی و زرافشان، اعم از جنبش دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت و رادیکالهای ملی مذهبی، اعم از 615 نفری که انتخابات را تحریم کردند و تمام اتحاد جمهوریخواهان و غیره، تمام این جماعت سخنگوی هیچ اکثریتی در ایران نیستند.» «اعتبار اصلاح طلبی که به مردم قول می دهد ماهانه به آنها پنجاه هزار تومان بدهد، از اعتبار اصلاح طلبی که می خواهد حقوق بشر را در ایران اجرا کند از نظر مردم بیشتر است »

مطالب بالا گزیده هائی است از یک مزخرف نویس مزدور که بعد از کشف بساط تریاک و فساد و تحمل زندان اکنون در کسوت اپوزیسیون به صورت روزانه و در قالب طنز ، هم اندیشانش را به فیض می رساند . او که به نظر می رسد از نتیجه انتخابات  بسیار عصبانی است در نوشته نسبتا" طولانی خود  به جای استفاده از طنز ، اینبار جدی شده است ! و از هیچ توهین و بد و بیراهی نسبت به مردم مسلمان ایران فرو گذار نکرد !

البته این عصبانیت مخصوص او نیست و همه بدخواهان و کینه ورزانی که در داخل و خارج ائتلاف کرده بودند تا به خیال واهی خویش کار را یکسره کنند اکنون بعد از دریافت مشت آهنین مردم به بغض گشائی افتاده و افرادی از آنها هم مثل ابراهیم یزدی و همپالگی هایش در تدارک مبارزه اند !!!

اما همانگونه که از نوشته های نقل شده در بالا بر می آید همه اینها خوب می دانند  و یا فهمیدند که در میان مردم پایگاهی ندارند و امیدواریم به این فهم نیز نائل شوند که ادامه رفتارهای گذشته سودی برایشان نداشته و بهتر است به دامان این ملت بازگشته و اگر از دستشان بر می آید و توفیق آن را بیابند خدمتی کنند تا بهره ای ببرند و اثری بگذارند و از چنگ بیهودگیها و لاطائلات دشمنانه خود را نجات دهند .

حضور و شعور

چرا نخبگان جامعه از تشخیص ضرباهنگ گرایشات و خواسته های مردم عاجزند ؟ و چرا تصمیم های ایرانیان همیشه غافل گیر کننده و شوک آور است ؟ چرا در هیچ تحلیل و نظرسنجی و ... نتیجه انتخابات به نحوی که روز جمعه به نمایش در آمد ، نیامد ؟

پاسخ دقیق و فنی به این سئوالات برای همه گروهها مفید و قابل استفاده است خصوصا"  برای  آنانکه می خواهند در انتخابات مختلف از آراء مردم استفاده کنند و افکار عمومی را به همراه خود داشته باشند ،  کسانی که می خواهند عاشق مردم باشند و در شعارها و نوشته ها و برنامه ها از این مقوله ها یعنی  خدمت و عشق به مردم فراوان می گویند و می سرایند اما گوئی این عشق ! یک طرفه است و پاسخی از آن سوی معشوق (مردم ) دریافت نمی گردد !!

ما فعلا" در صدد پاسخ به سوالات مطروحه نیستیم اما یک چیز از همان ابتدا بر همه روشن بود و آن اینکه  همانگونه که پیش بینی می شد آحاد مردم اصولگرایان را پذیرفتند و آراء خود را  به آن ها تقدیم کردند . بیشترین رای به آقایان  حضرت آیه الله هاشمی و دکتر احمدی نژاد و حجت الاسلام کروبی و قالیباف تقدیم شد و از نظر ما همه این بزرگواران اصولگرا هستند . و از آن طرف کسانی که دائم از نارضایتی مردم و عصبانیت انها دم می زدند و وعده اصلاح ساختارها و شکستن حریم قانون اساسی را می دادند باید متوجه شوند که اگر بر این مطالبات ناحق  و حرکات ظالمانه خود اصرار ورزند بی شک مردم پاسخی دیگر به آنها خواهند داد و چه بسا همچون پیشینیانی که بعد از سالها انزوا ، زباله وار در ایام انتخابات بر سر و روی این مردم ریختند و بحمدالله با «نه » بزرگ مردم واپس زده شدند ، اینان نیز بر همان سرنوشت گرفتار شوند .

ما به دکتر احمدی نژاد تبریک می گوئیم که با فهم صحیحی از گفتمان غالب مردم در همان مسیری پای نهاد که آنان می خواستند و پاسخ خود را نیز با حضور و شعور آگاهانه مردم دریافت کرد . اصولگرایان می بایست از این سادگی و صفا و صداقت همواره بهره ببرند و بدانند که فقط و فقط با این فن می توانند بر عمق جان مردم نفوذ کرده و بر خال دلشان نقش ماندگار بزنند و چون گفته اند دل به دل راه دارد از رای و نظر و خاستگاههای آنان نیز مطلع و غافلگیر نگردند .

جام اخلاق

در هر مسابقه ای که در رشته های مختلف برگزار می شود کاپی  با عنوان کاپ اخلاق پیش بینی می شود و تیمی که بهترین رفتار و اخلاق را حائز گردد به دریافت این جام افتخار می یابد .

امروز  مسابقه نفس گیر انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری پایان یافته است و زیبنده است که در این مسابقه نیز که بیش از شش ماه به طول انجامید و بخش قابل توجهی از نخبگان سیاسی و سایر اقشار در آن بصورت جدی شرکت داشته و تلاش و فعالیت کردند علاوه بر پیروزی های متعارف انتخاباتی ، یکی از تیم های فعال در این مسابقه را به عنوان تیم اخلاق معرفی کنیم .

به نظر حقیر به علت رعایت اخلاق و مدارا و حوصله مثال زدنی در مقابل انواع دشمنی ها و رعایت ادب و نزاکت گفتاری در سخنرانی های انجام شده و ... بهترین گزینه جهت دریافت این جام ، تیم شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی  و بهترین فرد نیز کاندیدای مظلوم و فرهنگ مدار این شورا یعنی جناب آقای دکتر لاریجانی است .

تیم شورای هماهنگی نشان داد که در همه حال تابع قواعد و موازین اخلاقی بوده و به اصول دینی و فرمایشات بزرگان پایبند است . این شورا  انواع بی مهری ها را در درون و بیرون از ستادها در فرایند چندین ماهه انتخابات چونان زهر نوشید اما برای حفظ وحدت دم بر نیاورد . بدخواهوان آنچه می توانستند و خواستند به کاندیدای شورای هماهنگی گفتند و نوشتند اما او فقط گفت که اینان بد اخلاقی را کنار بگذارند !

در زمانی که این مطلب را می نویسم (جمعه) انتخابات در حال برگزار شدن است و هنوز معلوم نیست که چه کسی از صندوق ها سر بر خواهد آورد اما مثل روز روشن است که جام اخلاق این مسابقه را باید به دکتر لاریجانی داد اگر چه او را پیروز آرای انتخاباتی  نیابیم

ناقابل

بی شک دعواهای اصولگرایان دهها و صدها آسیب را به بدنه و نظامات فکری این جریان قدرتمند سیاسی وارد کرده است که بعضی از آن زخم ها به زودی روی می نماید و تعدادی از آنها در آینده ظاهر خواهد شد ، اما علاوه بر دردها و زخمهای درونی ، اختلافات و مناقشات مذکور ضررهای دیگری هم داشت که متوجه کل کشور و مردم و نظام شده است و باید بعد از انتخابات به آنها پرداخت .

یکی از این ضربه ها ، سوء استفاده و فرصت طلبی های خائنانه بعضی از زباله های سیاسی بود که با اغتنام از این فرصت به نوشتن و گفتن و گزافه گوئی ها پرداختند و چون همه به آن کار دیگر !؟ گرفتار بودند ، بهره برداری های فراوانی نیز کردند . گر چه این چرند نویسی ها و بی انصافی ها مسبوق به سابقه است و بگذار تا آنقدر بگویند که در استدراج گناهان خود مستهلک گردند !  ولی سکوت بیرحمانه  یاران و دلسوزان نظام در قبال  این خباثت ها نابخشودنی است .

از جمله این خباثت ها نامه فرد « ناقابلی » است که کینه ها و عقده های روانی خود را  یکجا بیرون ریخته و دروغ و تهمت و ناروائی های فراوارنی را به مسئولان نظام نسبت داد که در بعضی از سایتهای اینترنتی منتشر شده است .

این فرد ناقابل اخیرا" راهکارهائی برای ایجاد تشنج در برگزاری انتخابات نیز به همفکران و هم اندیشان خود ارائه  و برای کاندیدای موردنظر خود نیز نظرسازیهای  تشنج زا   افاضه کرد

امیدواریم فردا اراده ملت برای دفاع از نظام و انقلاب به گونه ای رقم بخورد که اولا" در همان مرحله اول یکی از کاندیداهای اصلح انتخاب  و ثانیا" حضور چشمگیر مردم و حمایت آنها از ارزشهای نظام ، به گونه ای باشد که چشمان آلوده دشمن را برای همیشه کور کند و فتنه هاشان را خنثی نماید .

گمانه

دکتر سروش روز گذشته در مصاحبه ای اعلام کرد به کروبی رای خواهد داد و استدلال کرد که او بهتر از معین خواهد توانست جریان های مورد نظر سروش را حمایت و پشتیبانی کند و متعاقب این مصاحبه شنیده شد که محتمل است دکتر معین بعد از بهره برداری کامل از تبلیغات رادیو تلویزیونی ، به نفع کروبی کناره گیری کرده و بخش قابل توجهی از هم اندیشان اردوگاههای چپ بهم بپیوندند تا با وزن بالا به استقبال جمعه بروند .

اواخر سال گذشته ،  در همین ستون جمله ای را از قول محمد رضا خاتمی مبنی بر اینکه ما اکنون باید به فکر اجماع اصولگرایان باشیم و کار اصلاح طلبان را به بعد موکول کنیم ! نقل کرده و به اصولگرایان عرض شد که این سخن دبیر مشارکت از  هزار فحش بدتر است و ماجرای شست و شصت و بقیه ماجرا پیش امد که بهتر است بگذاریم و بگذریم .

اکنون در لحظات پایانی این بگو مگوهای گسترده سیاسی بسر می بریم و تا این لحظه خبری دقیق از تغییر جدی آرایش انتخاباتی منتشر نشده است  و علی الظاهر قرار نیست در جبهه اصولگرایان اتفاق جدیدی بیافتد!  چرا که گوئی بعضی از این اصولگرایان را اکنون به جائی رسانده اند که خطر دوستان و خودی ها را از رقبای غیر خودی بیشتر  می دانند !!؟؟  لذا بنا بر مقدمات و مفروضات بالا  پیش بینی می کنیم ۱- بخش قابل توجهی از آرای هاشمی که توسط افراد متمایل به چپ تدارک دیده شد در کیسه معین و کروبی ریخته  شود ۲- با توجه به گرایش آراء خاکستری به قالیباف و کروبی ، تعداد زیادی از این آرا نیز به این دو نفر اختصاص می یابدضمن آنکه هر دوی اینها آرائی را از جریانات راست و چپ به خود اختصاص می دهند  ۳- آحاد مردمی که به قواعد اصولگرائی پایبند بوده و بر خلاف جنجال های تبلیغاتی ، روشها و سلوک اصولگرایان واقعی را می پسندند به لاریجانی و احمدی نژاد رای می دهند ۴- حدود سی درصد از کل آراء که معجونی از خاکستریها و چپی ها و اصولگرایان است در سبد انتخاباتی هاشمی ریخته می شود .

در این صورت و با این فرضیه که  معین و کروبی ائتلاف نکنند قطعا" دکتر لاریجانی و هاشمی رقیبانی خواهند بود که در دور دوم در عرصه رقابت حضور می یابند  اما اگر معین و کروبی در ساعات آتی ائتلاف کنند رقابت فشرده ای بین کروبی و لاریجانی در دور دوم انتخابات رقم خواهد خورد و علیرغم تبلیغات گسترده هاشمی شانسی برای حضور در دور دوم نخواهد داشت چرا که تعداد زیادی از دوست نماهای ایشان  ، قبله خود را تغییر خواهند داد . برای باور این مطلب توجه شما را به جمله ای از  آقای محمد مهدی امامی ناصری به نقل از خبرگزاری فارس جلب می کنم :  رئس ستاد مركزي حمايت مردمي از سردار كبير ايران با غير قابل پيش بيني دانستن نتيجه انتخابات، هاشمي را مظلوم ترين شخصيت انقلاب اسلامي برشمرد و گفت: شهيد بهشتي با تمام مظلوميت، اطرافيان عاقلي داشت كه متاسفانه آقاي هاشمي از اين نعمت محروم است!

باسکول

کاندیداهای ریاست جمهوری روز به روز تلاش می کنند تا با هزینه بیشتر بر وزن خود بیفزایند و از هر باسکولی که وزنشان را بالاتر  نشان دهد به گرمی استقبال می کنند .

البته منظور ما از باسکول فعلا" نظرسنجی هاست و روز بیست و هفتم رای مردم می باشد که اولی را اعتباری نیست و دومی تعیین کننده و مهم خواهد بود .

اگر یکصد کیلو را وزن نهائی بدانیم در وضع موجود سی کیلو به آقای هاشمی و  پنجاه و پنچ کیلو به اصولگرایان و الباقی هم به اصلاح طلبان اختصاص می یابد . اما همه چیز در طول این هفته به سرعت در حال تغییر است و ستادهای متلون در حال پوسته انداختن از رنگی به رنگ دیگرند و مردم نیز اندک اندک در حال انتخابند و بعضی ها نیز برای آنکه رای بیاورند به تیغ کشی افتادند !

اطاقهای فکر به سرعت در حال برنامه ریزی اند تا در وزن کشی انتخاباتی به نقطه اوج برسند و برای این کار از هر حربه ای استفاده می کنند در این میان اصولگرایان اما در حال رقابتند تا از وزن خود کم کنند و بر حریف اضافه کنند و این از عجایب و غرائب این دوره از انتخابات است !!!!!!!!؟؟

دشمنان زخم خورده نظام نیز با سوء استفاده از جنجالهای انتخاباتی به راه افتادند و در صددند تا از وزن همه اینها یعنی چپ و راست و میانه کم کرده و کلیت انقلاب و امام و نظام را لگد مال کنند و وااسفا که بعضی از افراد که نمک انقلاب را می خورند در حال شکستن نمکدان و فرستادن پشتیبان برای این زالوهای کثیف می باشند .

امیدواریم تحرکات خائنانه دشمنان و انفجارهای انجام گرفته در بعضی از شهرها و شهادت تعدادی از هموطنانمان ، حضرات کاندیدا را از خواب مستانه قدرت بیدار کند تا سمت و سوی فعالیتهای خود را در سایه وحدت و همدلی و همبستگی تنظیم نموده و با دلسوزی و تعهد به فکر این مردم و مملکت باشند و از تاخت و تاز به مصالح نظام خودداری ورزند و بدانند که اگر این فرصت ها را به سادگی بسوزانند و نظام را در معرض خطر قرار دهند لعنت ابدی را برای خود تدارک میبینند. چنین مباد !

 

دور دوم یا دقیقه نود ؟

آیا انتخابات ریاست جمهوری به مرحله دوم خواهد انجامید یا اینکه تصمیم دقیقه نودی مردم ، اوضاع را عوض کرده و در روز جمعه این هفته ، کار  تمام می شود  ؟

این پرسش اکنون در اکثر محافل سیاسی مطرح بوده و با توجه به نظرسنجی های مختلفی که انجام شد ،  نظرات متفاوتی در این خصوص وجود دارد .

عده ای مستند به نظر سنجی ها معتقدند هیچ یک از کاندیداها نمی توانند نصف بعلاوه یک آراء مردمی را کسب کنند و به همین دلیل باید منتظر نتیجه قطعی انتخابات در مرحله دوم باشیم  . بعضی از کارشناسان معتقدند یکی از کاندیداهای مشهور در همان دور نخست با کسب آرای لازم انتخاب خواهد شد و این را ناشی از گرایش آحاد مردم و تبلیغات گسترده و حکایت نظرسنجی ها می دانند .

برای دریافت پاسخ صحیح و متقن به این سئوال ابتدا باید چند مطلب به وضوح روشن شود ٫ اول آنکه کل آراء ماخوذه چه میزان خواهد بود ؟ دوم اینکه آیا نظرسنجی های انجام شده مستند بوده و به راستی نمایانگر اراده ملی می باشند ؟ سومین مطلب این است که آیا تا روز انتخابات تغییرات خاصی در آرایش کاندیداها بوجود خواهد آمد یا خیر ؟

با روشن شدن هر یک از مولفه های مذکور می توان با قاطعیت بیشتری راجع به نتیجه انتخابات از آن حیث که آیا به دور دوم می انجامد یا خیر پاسخ دهیم .

اما یک واقعیت دیگری هم وجود دارد و آن غیر قابل پیش بینی بودن مردم ایران  و عدم اطلاع از تصمیمی که در دقیقه نود خواهند گرفت می باشد . از آنجا که بعلل متعدی ، انتخابات نهم با وضعیت پیچیده ای روبرو شده است و از آن روی که احساس می شود عنصر تصمیم مردم در این انتخابات هنوز منعقد نگردیده است لذا روز جمعه خواهیم دید که همه پیش بینی ها غلط و مردم با شور و شعف میلیونی خود بر سر صندوق ها حاضر شده کاندیدائی را با رای بالا به کاخ ریاست جمهوری خواهند فرستاد .

او کیست ؟ اصولگرا ، اصلاح طلب  و یا مستقل   ؟ والله العالم

میل به درگیری

یک جریان مشهور سیاسی ، میل و علاقه عجیبی به کتک خوردن و تشنج و درگیری نشان میدهد به گونه ای که حتی یک پرسش معمولی را در جلسات سخنرانی که بر خلاف میل آنها طرح شود  تشنج تلقی کرده و در روزنامه ها و رسانه های خود به شدت بر روی آن مانور می کنند .

آنان اگر هم در جلسات سخنرانی و انتخاباتی خود با چنین پرسشگری و اعتراض مواجه نشوند آنقدر بر چاشنی سخنان تحریک کننده خود می افزایند تا بالاخره فرد یا افرادی را به اعتراض و ادارند ! و جنجال بعدی خود را مطابق برنامه پیش می برند .

 رفتار مذکور اما تازگی ندارد و این  مصلحان و دموکراسی خواهان خشن و تندرو  در طول سالیان گذشته تلاش کرده اند تا با حوادث خودساخته ، افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهند و به مقاصد سیاسی خود دست یابند .

این روزها با آنکه همه ابزارهای تبلیغی اعم از صدا و سیما و ... به راحتی در اختیار کاندیداها قرار گرفته و کاندیدای جریان سیاسی فوق الذکر نیز با تمام قوا به سخن پراکنی و االقاء شبهه به جای ارائه برنامه و راهکار ، از طریق رسانه های عمومی می پردازد اما گوئی اینهمه را کافی ندانسته و بهترین نتیجه را حسب عادت مالوف در تشنج آفرینی و جنجال و غوغاگری می بینند !

به همین منظور هر روز خبری را ولو به دروغ راجع به درگیری و دعوا منتشر می کنند . شعاع این دروغ سازی ها به حدی است که اخیرا" وزارت کشور مجبور به تکذیب بخشی از آنها شده است .

به نظر ما تشنجاتی مشابه آنچه که در قم و برخورد با بهزاد نبوی اتفاق افتاده است  مشکوک بوده و باید به دقت مورد تامل قرار گیرد چرا که بهزاد نبوی بعد از این حادثه اعلام کرد اگر در این درگیری کشته می شدم به نفع معین تمام می شد ! ضمن آنکه اخیرا" حجاریان گفته بود اصلاحات به خون نیاز دارد ! 

نقشه دشمن !!؟

یکی از نامزدهای ریاست جمهوری به قدری از درود و سلام های انتخاباتی سرمست  شده است که توصیه های مشفقانه دوستان و دلسوزان اصولگرا در جهت کناره گیری و ایجاد وحدت را  نقشه دشمن تلقی کرده است !

وی و بعضی از دیگر کاندیداهای اصولگرا  اگر نیک می اندیشیدند به راحتی در می یافتند  که چه بسا حضورشان نقشه دشمن بوده  و  شاید اگر هوای ریاست جمهوری را از سر خارج کنند و به توصیه برادر متعهد و دلسوز مان جناب آقای حسین شریعتمداری مبنی بر خلوت کردن با خود و خدایشان در مسجد و به مدت چهل و هشت ساعت عمل کنند  بی شک قهقه های مستانه دشمن را در اختلافات بیهوده اصولگرایان که نتیجه ای جز نابودی قواعد و تفکر اصولگرایانه ندارد  ملاحظه می فرمودند .

واقعا" جای تاسف است که بعضی از افراد با ادعای اصولگرائی ، به درد مزمن خوخواهی و منیت و نفسانیات گرفتارشده و حاضر نشوند برای حفظ اصول و اعتقادات ، پای بر نفس نهند و ایثارگرانه میدان را برای شخصی که از کارآمدی و مقبولیت و توانائی بیشتری برخوردار است خالی کنند . اینان حتی به نامه ها و توصیه های علما و بزرگان نیز وقعی ننهاده و باعث شدند تا جامعه روحانیت مبارز و بعضی از اعضای جامعه مدرسین ، تصمیم دیگری بگیرند و آیه الله هاشمی نیز مجبور به حضور شده اند .

 اکنون باید دید که چه کسانی باید  هزینه شکست و سرخوردگی  مردم امیدواری  که از ماهها پیش  آرزوی خود را برای آبادانی و نجات کشور به رئیس جمهوری اصولگرا پیوند زده اند بپردازند ؟

افرادی که  موش در دیگ شورای هماهنگی  نیروهای انقلاب  انداخته  و کاندیداهائی را تراشیدند که اساسا" هیچ پیوند و ارتباطی با جریان اصولگرائی نداشته و در حال حاضر نیز بدترین رفتارهای تبلیغی را که آبرو و اعتبار اصولگرایانه را زیر پا نهاده  و برای تصاحب قدرت از هر ابزاری بهره می گیرند ،  بی شک باید پاسخگوی این شکست ها باشند .

مربی خارجی

اوائل که قرار بود پای مربیان خارجی برای ورزرشهای مختلف خصوصا" فوتبال در کشور باز شود مقاومت های زیادی انجام شد اما بالاخره همه پذیرفتند که اینم بد نیست و  چه بسا در بعضی از موارد سود بخش و مفید باشد

اما در اینجا ما با رقابت های ورزشی کاری نداریم و منظورمان رقابت های فشرده در مسابقات انتخاباتی است که بنا بر شنیده ها گوئی تعدادی از کاندیداها برای پیروزی حتمی و قطعی خود از مربیان تبلیغاتی خارجی بهره برده و مشاوره می گیرند و قرادادهای مفصلی با بعضی از کارشناسان حرفه ای تبلیغاتی انگلیسی و ... توسط یکی از کاندیداها منعقد گردیده است !!

من به اینکه آیا این کار صحیح است یا خیر کاری ندارم و فکر نمی کنم در اینجا قابل طرح باشد اما باید راجع به ماهیت تبلیغات انتخاباتی و اهداف آن در جمهوری اسلامی بیشتر تامل کرد  و به این سئوال پاسخ دهیم که اساسا" آیا قرار است در کشور ما هرکسی که  ثروت بیشتری داشت و توانست به صورت گسترده و بی حساب و کتاب خرج کند برنده باشد و در راس هرم اجرائی کشور قرار گیرد  یا اینکه باید «ارزشها» پیروز میدان باشند ؟ 

  تجربه تبلیغاتی غربی ها را می شود کلاه برداری حرفه ای یا عوامفریبی مدرن نام گذاری کرد . هدف های آنان با آنچه که در توشه های ارزشی انقلاب و نظام ما وجود دارد کاملا" متفاوت است .

اینکه کاندیدائی با هواپیما عکس بگیرد و اون یکی با ترانه داریوش دل برباید و برای آن دیگری اسکیت سواران معرکه بگیرند با روحیه خدمت همخوانی ندارد و اینها را باید فقط در حوزه قدرت طلبان بی درد جستجو کرد .

شاید این انحراف ها و کژتابی ها به همین مربیان خارجی مربوط باشد که فرهنگ خود را در ساختار فرهنگی کشور ما قالب می زنند و خدا می داند که ادامه این روند چه فجایعی را ببار آورد .

صعود

عصر چهارشنبه  جای جای ایران بزرگ حال و هوای دیگری دارد ، تب انتخابات با همه مقاومتش احتمالا" برای ساعاتی سکوت خواهد کرد و منتظر می ماند تا نتیجه فوتبال را که قرار است با آن به جام جهانی برویم نظاره گر باشد . شاید کاندیداها و طرفدارانشان از این «فرصت» نیز استفاده کردند و شاید بعضی از کاندیداها به همراه خاتمی در ورزشگاه آزادی حضور یابند و خود را با احساسات ملی هماهنگ نمایند .

تیم ملی ایران با تمام قدرت می رود تا مردانه بجنگد و امتیاز لازم را کسب کند ، بحرین اما می آید تا خود را از حذف و بازماندن از جام جهانی نجات دهد . لذا این دو تیم دو سرنوشت را رقم خواهند زد و با چنگ و دندان به میدان می روند .

بی شک این بازی یکی از دیدنی ترین بازی ها خواهد بود به همین علت ۸۰هزار بلیط ورزشگاه نیامده تمام شد !! همه از پیروزی سخن به میان می آورند و حتی احتمال اینکه شاید پیروز این میدان نباشیم بعضی ها را عصبانی می کند چرا که تیم ما زمین را با انبوهی از تماشاگران پر نشاط و علاقمند در اختیار دارد ، مهمان عزیزی همچون رئیس جمهور نظاره گر بازی است و دهها میلیون ایرانی کار و زندگی خود را تعطیل کرده و به تماشای این بازی می نشینند ، بنابر این تیم ملی ساعات سختی در پیش دارد اما همه این ها نباید باعث شود تا احساسات غلیظ بر بازیکنان حاکم گردد . آنان باید به دروازه حریف فکر کنند و با گلباران بحرینی ها ، حضور خاطره انگیز و ماندگاری را در جام جهانی ۲۰۰۶ بوجود آورند .

منتظریم تا ساعاتی دیگر مردم ایران در نهایت آرامش و اخلاق ، جشن ویژه خود را برای این پیروزی برگزار کنند و یکبار دیگر لبخند و شادی و نشاط در ایران عزیز ما منتشر گردد   

چرا تخریب ؟!

چرا با اینهمه توصیه و تاکید از سوی رهبر معظم انقلاب و سایر بزرگان ،  تخریب در بین کاندیداها به جای کاهش رو به افزایش است ؟ چرا اصولگرایان که می بایست گوی سبقت را از دیگران در اخلاق و ادب  بربایند اکنون به ستادهای تخریب و تهمت بر علیه یکدیگر تبدیل می شوند ؟ چرا بزرگترین سرمایه های نظام و انقلابمان را به راحتی در حراج بازار افترائات ناجوانمردانه قرار داده ایم ؟ چرا این گناهان بزرگ را تا این حد مباح ساخته ایم و با این توشه  می خواهیم رهبری اجرائی یک کشور بزرگ اسلامی را عهده دار شویم ؟ چرا برای خارج ساختن یک رقیب از میدان ، همه زحمات نظام و کشور در سالهای گذشته را به صورت یکجا زیر سئوال می بریم و اعتماد پایدار و همیشگی مردم را نسبت به نظام سست می کنیم ؟

آیا کاندیداهای محترمی که دائما" و بر خلاف سفارش مقام معظم رهبری ، گذشته ها را زیر سئوال می برند و گاهی مدیران گذشته را دزد و ناتوان و ... قلمداد می کنند ، خبر دارند که این القائات زشت ، چه تاثیر روانی نامطلوبی بر افکار عمومی می گذارد ؟ آیا می فهمند که با این سخنان چه خوراک های مفصلی را برای دشمنان قسم خورده ما فراهم آورده و می آورند ؟

ای کاش به خود بیائیم و به جای ضمیمه کردن خود به نظام و انقلاب ، کلیت این نظام مقدس را به پای هواهای خود خرج نکنیم و بدانیم که کیفر سختی  به خاطر این بی توجهی ها و کفران ها در انتظارمان خواهد بود .

و اما اصولگرایان که به جای رقیب اصلی به خود مشغول شده اند !!؟؟ و با این غفلت بزرگ و آشکار می روند تا با وجود اقبال گسترده  مردمی به آنها ، به دستان خود شکستی تاریخی را رقم بزنند ، باید بدانند که مهمتر از پیروزی و باخت انتخاباتی ، اصل نظام و انقلاب و رهبری مهم است . لذا هرگز از مرز اخلاق عبور نکنند و این میدان را نیز به یک میدان بزرگ اخلاقی و اسلامی تبدیل کنند تا همچنان عشق و اعتماد مردمی را با خود همراه نمایند . در این صورت همیشه پیروز خواهند بود .

وعده های انتخاباتی

در ایام تبلیغات انتخاباتی همه دست بکار شده اند تا به نحوی در این امر مشارکت نمایند ، وبلاگ نویس ها نیز این روزها تقریبا" برنامه های عادی خود را تعطیل کرده و به نوشتن پیرامون انتخابات روی آورده اند .

یکی از وبلاگرها تعریضی به بعضی از تبلیغات ستادهای انتخاباتی داشته و موارد زیر را در قالب طنز به زبان یکی از کاندیداها ذکر کرده است :

۱- من ال می کنم.

۲- دموکراسی از نون شب ارزون تر می آرم
۳- من بل می کنم.

۴- همه شما رو مجانی اصلاحات می کنم
۵- آب حوض خانه شما را خالی می کنم.
۶- آپانديستان را به نرخ تعاونی عمل می کنم.

۷- همه مدیران را ور می دارم جاشون دوستانم را  می نشانم
۸-  من خاک کف پای شما هستم.
۹- من مولکول آب دهان شما هستم.
۱۰- هر روز صبح برايتان بربری داغ می گيرم.
۱۱- نفت برايتان می گيرم.

۱۲- حبس تان را هم می کشم.
۱۳- سبزی خوردن تان را هم پاک می کنم.
۱۴- شما را به خدا به من «رای» کمک کنيد.

امیدواریم کاندیداهای محترم در ارائه وعده های خود اندکی تامل کنند و از اعلام وعده هائی که انگیزه هاو اعتماد مردم را مخدوش کرده و بیشتر به استهزاء انتخاباتی شبیه تر است تا برنامه های انتخاباتی ، بپرهیزند .

آی کاندیداها !

بله با شما هستم ، شما که می خواهید رئیس جمهور شوید و برای این کار به گدائی در کوچه و خیابان و محله افتاده اید . به همه مردم نیازمند  بوده و سعی دارید محبتشان را جلب کنید . عشق آتشین خود را با لطایف مختلف ابراز داشته و خود را خادم می دانید . آخ که چه با محبت شده اید !

بعضی هاتون که با اتکاء به نظر سنجی خود را بر اریکه می بینید و لزومی نمی بینید که در بین مردم حاضر شوید ، جوری حرف می زنید که گوئی دنیا منتظر شماست و اگر بیائید تمام زمینهای بایر شخم می خورد و همه چیز آباد می گردد . تعدادی از شماها می خواهید با ۵۰ هزار تومان رای ها را درو کنید و یکی تان هم با تیپ و عکس های چند در چند و رنگ های چشم نواز و استفاده از شعارهای آنچنانی می خواهد کار را نیامده تمام کند و امان از دوستانش که حرارتشان برای رفتن به کاخ دو صد چندان است . اون یکی هم به مدد حکم حکومتی همه ساختارها را زیر سئوال می برد و می خواهد با زندانی ها و سابقه دارها و  اونور آبی ها مملکت را اداره کند . و بعض هاتون هم آنچنان خیالاتی شده اید که احساس می کنید بر دلهای مردم حاکم گشته اید و آن یکی هاتون هم در اندیشه هوای تازه  هستند . بله با شماها هستم ! هیچ با خودتان اندیشیده اید که برای چه می خواهید رئیس جمهور شوید ؟! چقدر غصه و دغدغه مردم و اسلام و انقلاب ضمیرتان را پر کرده است ؟ این شعارها و رفتارها را تا چه میزانی با اهداف خود نزدیک می بینیند ؟ به اطرافیانتان هم توجهی دارید ؟ می دانید آنها برای چه دور و برتان را گرفته اند ؟ می شناسیدشان ؟

آی کاندیداها ئی  که اکنون خود را بالقوه رئیس جمهور می دانید . در بین مردم حضور می یابید و انها با دلهای  مهربانشان به سراغتان می آیند و برایتان که قصد دارید کمکشان کنید هورا می کشند . با همه وجود برایتان عشق و ایمان و راستی و صداقت را هدیه می آورند تا شماهم کاری برایشان بکنید . آیا فکر کرده اید که با این ابزارها و ساز و کارهای متعارض که فقط برای ایام انتخاباتی مصرف دارند چگونه می توانید در مقابل آنهمه محبت و صفای خالصانه شرمنده نشوید ؟!

کاندیداهای عزیز !

در آستانه سالگرد رحلت قافله سالار انقلاب اسلامی هستیم و لازم است یکبار دیگر وصایای آن امام عزیز و پیام ها و سخنان او را مطالعه کنید  تا خاستگاههای اصلی انقلاب را بیاد آورده و اگر از جاده اصلی منحرف شدید هر چه زودتر و در همین ایام با امام و شهیدان پیمان ببنیدید که خادم واقعی اسلام وانقلاب و مردم ایران باشید و نگذارید انقلاب به دست نا اهلان بیافتد .

 

اخوان الصفا

بنا به نقل لغت نامه  دهخدا ، در اواسط قرن چهارم هجری انجمنی در بصره و بغداد تشکیل شد ، اعضاء این انجمن جمعی از علما و دانشمندان بزرگ اسلام (از ایرانیان) و نام این انجمن «اخوان الصفا» و مرام اصلی یا اساسنامه آنها این بود که می گفتند "دیانت اسلام به خرافات و اوهام آمیخته شده است و برای پاک کردن دین از آلودگی های ضلالت انگیز جز فلسفه راهی نیست و شریعت عربی آنگاه به کمال می رسد که با فلسفه یونانی در آمیزد و مقصود ما همین است که دین را با فلسفه موافقت و شریعت حقه را از آلایش اوهام و خرافات شستشو دهیم تا پایدار ماند و مورد قبول عقلا و دانشمندان ملل قرار گیرد "

 اینکه اخوان الصفا تا کجا به مقاصد خود رسیدند و اشتباهاتشان چه بود و آیا دغدغه دینی آنها به صواب و صلاح بود یا خیر از مسائلی است که باید در جای دیگر مورد مداقه قرار گیرد اما این مقدمه از آن روی آورده شد تا سایر نهادهای شبه اخوان الصفائی که در قالب تشکل های معترض و ناراحت در سازمانها و بنگاهها شکل گرفته و در اصطلاح متعارف امروزی تبدیل به باند و گروههای مخفی اما تاثیر گذار می شوند را مورد کند و کاو قرار دهیم .

در همه دستگاهها این گونه افراد مستقل ، کارشناس ، منتقد و ناسازگار حضور دارند که از منظر مدیران و روءسا مزاحم تلقی می شوند و در صدد بر می آیند که این نوع کارکنان را در هر رده ای که هستند تنزل و تخفیف دهند و از سیستم دور کنند تا بنا به استنباط خود حوزه کاری را از «انگیزه کش »ها  خالی و پاک کنند !! و همین اقدام آنها زمینه و بسترهای تعارض مدیریتی را در سیستم موجب می گردد . 

اما در مهندسی مدیریت جدید و علمی ، مدیران کارآمد و توانمند  به عنوان اولین اقدام خود به شناسائی اینگونه باندهای اخوان الصفائی ! اقدام و با تدبیر و حوصله و دانش ، انرژی و ظرفیت های آنها را که عموما" از هوش و توانائیهای مناسبی برخوردارند ، در اختیار گرفته و در خدمت سازمان متبوع قرار می دهند .

حقیر طعم شیرین این شیوه مدیریتی را در حوزه رئیس سازمان خود مان دیدم و توانائی اورا در گرد آوری همه اخوان های صفا   چشیدم . ای کاش همه اینگونه عمل می کردند و از تضعیف و تخریب زیر دستان پرهیز می نمودند .

اصلاحات خونین !

حجاریان در اظهارات اخیر خود گفته است ؛ اصلاحات خاتمی مرد و اصلاحات جدید خون می خواهد !گذشته از شوخی با مزه ای که آقای حسین شریعتمداری مدیرمسئول محترم کیهان در واکنش به این سخن مبنی بر اینکه  باید از سازمان انتقال خون بپرسید که آیا برای خون گیری از اصلاح طلبان آمادگی دارد یا خیر؟! حتی دوستان هم اندیش آقای حجاریان از سخنان سرشار از کینه و بغض وی نسبت به ساختارهای اصلی نظام جمهوری اسلامی و دعوت به جنبش جدید ، نگران و معترض شدند .

اصلاح طلبان توانائی استفاده از ظرفیت ۲۰ میلیونی اعتماد مردم را نداشته و با رفتارهائی که خارج از خاستگاههای مردمی رقم می خورد ، خود را در بحران بی اعتمادی قرار داده و اکنون به جای اینکه در اتاق های فکر به رفع اشکالات و ضعف های خود بپردازند متاسفانه با آدرس دهی های نابجا سمت و سوئی کژاندیشانه را نشانه رفته اند .

بی شک خون و جنون در شرائط فعلی هرگز پایانی خوش نخواهد داشت و عقلانیت سیاسی اقتضاء دارد که این دوستان به جای تیغ کشی و تندروی به تفکر و اندیشه روی آورند و دنیا را با کم شدن اقتدار سیاسی خود پایان یافته نبینند . این نوع گفتمان با قواعد اصلاح طلبی مغایر است و گوئی برای افرادی مثل آقای حجاریان خاطرات دهه ۶۰ زنده شده و اینان که از خشونت به اصلاح طلبی پوست انداخته بودند بیش از این نتوانستند این نمایش را ادامه دهند و چاره را در بازگشت به خویشتن !!! می بینند .

امیدواریم اصلاح طلبان ، اصولگرایانه به راه خود در جهت حفظ نظام اسلامی ادامه دهند و تحت تاثیر احساسات و القائات فریبکارانه دشمنان قرار نگیرند  

 

بیانیه اقتصاد دانان

اعلام نظر و انتشار بیانیه های اقتصادی از سوی اقتصاد دانان که انگیزه های روز افزون حضور فعال کارشناسان برای بهبود اوضاع اقتصادی کشور را نوید می دهد  ، از برکاتی است که باید مورد توجه مدیران و برنامه ریزان قرار گیرد تا موجبات تقویت و گسترش این گونه نظر سازی های اقتصادی فراهم آید .

به مناسبت برگزاری نهمین انتخابات ریاست جمهوری تاکنون دو بیانیه  با نحله های فکری متفاوت از سوی کارشناسان اقتصادی منتشر شده است و روز گذشته بيش از 120 تن از اقتصاددانان ايراني با انتشار بيانيه‌اي ضمن نقد و تبيين شرايط اقتصادي امروز ايران و تحليل اوضاع اقتصاد سياسي كشور،‌چالش‌هاي فراروي رئيس جمهور آينده را برشمرده و راهكارهاي اصلاحات اقتصادي موردنظر را ارائه كرده‌اند.

در بخشی از از این بیانیه آمده است :

طي سال 83 ، خط فقر مطلق به حدود 19 درصد افزايش يافت, در حالي كه اين شاخص با اهميت در سال 57 حدود 5/8 درصد و سال 72 حدود 7/12 درصد و سال 79 حدود 2/17 درصد بوده است. اين در حالي است كه ميانگين خط فقر نسبي نيز از 5/23 درصد در سال 79 به حدود 32 درصد در سال 83 افزايش پيدا كرده است. با عنايت به آمار فوق، تعداد 10 ميليون نفر از جمعيت كل كشور قادر به سيركردن سلولي شكم خود نيستند كه در قياس با سال 79 تعداد اين افراد در حدود 5/6 ميليون نفر بوده است.

آنان همچنین تاکید کرده اند  :
فساد اقتصادي و اداري كه امروزه به عنوان يك بليه اجتماعي مطرح مي‌شود، ناشي از قانون‌گريزي و برقراري ارتباطات غيررسمي؛ اما وثيق برخي از عناصر دولتي در رده‌هاي مختلف اداري و لايه‌هاي مديريت مياني از يك‌سو و عوامل اقتصادي بخش غيردولتي است كه با تطميع و رشوه و دور زدن قوانين و مقررات عمدتاً پيچيده، زاده مي‌شوند. از آنجايي كه بي‌نظمي و عدم انضباط اداري منشاء و زمينه‌ساز بروز فساد است، لذا نهادينه كردن انتظام اداري از طريق اعمال روش‌هاي علمي كنترلي و نظارتي در تقليل فساد و قانون‌گريزي مؤثر خواهد بود كه بايد به عنوان يكي از اولويت‌هاي رئيس‌جمهور در اصلاح ساختار نظام اداري كشور موردتوجه وي قرار گيرد.

تقويت بخش خصوصي و واگذاري سهام شركت‌هاي دولتي، بيكاري به عنوان معضل بزرگ اقتصادي و اجتماعي  ، زمينه‌سازي براي جذب سرمايه‌ها در بخش‌هاي مولد ، لزوم بازنگري در ساختار توليدي و صنعتي كشور، ظرفيت‌سازي اقتصادي مغفول مانده و بازنگري در نرخ تسهيلات بانكي ، فراهم‌سازي بستر‌هاي قانوني، تحديد ديوانسالاري و اصلاح بوروكراسي، لزوم به كارگيري مكانيسم بازار و آزادسازي اقتصادي و الزامات رويكرد دولت به رقابت‌پذيري اقتصاد و محو انحصارات دولت ساخته  از مواردی است که در بیانیه اقتصاد دانان مستقل به آنها اشاره و تاکید شده است .

امید آنکه اوضاع اقتصادی اینده کشور با انتخاب رئیس جمهوری خرد ورز و دانش محور و تشکیل دولتی مدرن در سایه بکارگیری نظریات کارشناسان و متخصصان به گونه ای ساماندهی گردد که عامه مردم بتوانند در  هوای تازه با آرامش تنفس کنند

تجارت جهانی

راجع به پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی ، نکاتی را قبلا" نوشته بودم اما اکنون که فرایند عضویت کلید خورده است به خلاصه ای از وضعیت این سازمان و الزامات آن اشاره می کنم

سازمان تجارت جهانی (WTO ) سازمانی است كه برای گشترش تجارت خارجی در سطح بين المللی بوجود آمد. این سازمان در سال 1995متولّد و جانشين گات گرديد و با توجه به عضویت ایران ۱۴۹کشوررا در بر می گیرد که 96% تجارت جهان درآن انجام می گیرد.  wto  سازمانی دمکراتیک است و حداقل در تئوری، هر يك از اعضا، كوچك و بزرگ در آن حق وتو دارند.   

  هيئت منصفه سازمان تجارت جهانی  ، بين پروسه توليد و نوع كالا فرق ميگذارد و ميگويد كه كشورها نميتوانند وارد كردن كالائی را به خاطر پروسه توليد آن كه ممكن است غير قابل قبول باشد   ممنوع كرد.  

توزيع درآمد و توليد درآمد را نباید با يكديگر اشتباه کرد . سازمان وظيفه خود  نميداند كه در جهت توزيع درآمد دخالت کند این بعهده کشورهاست که تصمیم بگیرند چگونه توزیع را انجام دهند .
   سازمان  معتقد است كه تجارت باعث افزايش درآمد نا خالص ملی و اشتغال در كشورهای عضو ميشود ولی همه بطور مساوی از اين افزايش بهره مند نخواهند شد. ميزان بهره مندی هر كشور بستگی به قدرت رقابت آن با رقبای خود در بازارهای بين المللی دارد. اشتغال، توليد، و فروش شركتهائی كه قدرت و آمادگی برای رقابت جهانی دارند افزايش ميابد و در نتيجه اشتغال ملی افزايش مييابد و به بالا بردن درآمد نا خالص ملی كمك ميكنند.

wto معتقد است كه دولتها بايد سيستمهائی برای كمك به اين نوع شركتها و كاركنان آن، نهادينه كنند تا بتوانند خود را برای رقابت جهانی آماده نمایند.

 بنابراين اگر قبول كنيم كه سياستهای سازمان تجارت جهانی باعث افزايش رقايت، تجارت، مالكيت، و توسعه اقتصادی ميشود  و با عضویت در این سازمان شانس کشور ازحیث  توسعه بالقوه اقتصادی ناشی از افزايش تجارت خارجی افزایش یافته و دسترسی بدون تبعيض به بازار جهانی، دسترسی به ارگانهای سازمان برای حل اختلافات، و حق رای در تصميم گيريهای سازمان را بوجود می آورد . لذا باید از هم اکنون آمادگی لازم برای تغییر اساسی در  ساختار اقتصادی ايران   و موسسات ملی، دولتی، و نيمه دولتی طبق اصول بازار بين المللی داد و ستد  بوجود آید تا مراحل بعدی مذاکرات پیوستن به wto با مشکلاتی مشابه مذاکرات هسته ای روبرو نشود ضمن آنکه نظرات کارشناسانه و موثر مخالفان پیوستن ایران به این سازمان را نیز نباید نادیده گرفت .