خوارج

     طبق نقل مرحوم علامه طباطبايي، شيخ طبرسي، زمخشري و... در ذيل آيه پنجاه و هشتم از سوره «توبه»، در جريان جنگ حُنَين (در منطقه جُعرانه) وقتي پيامبر اسلام(ص) غنائم قبيله «هوازِن» را تقسيم مي کرد، مردي از قبيله بني تميم به نام «ذوالخويصره» اعتراضش بلند شد و گفت: اي محمد! عدالت را رعايت کن! پيامبر در جواب فرمودند: واي برتو! اگر من عدالت را رعايت نکنم، چه کسي مراعات خواهد کرد؟ عمربن خطاب در اين هنگام ناراحت شد و پيشنهاد کرد وي را به قتل برساند، ولي پيامبر مکرّم اسلام (ص) فرمودند: رهايش کن، همانا براي او ياراني خواهد بود که نماز و روزه شما در مقابل نماز و روزه آنان کوچک شمرده مي شود؛ آنها قرآن تلاوت مي کنند ولي از گلويشان تجاوز نمي کند؛ آنان از دين خارج مي شوند؛ همانند تيري که در صيد فرو مي رود و از طرف ديگر خارج مي شود. نشانه آنها اين است که در ميانشان مردي سياه چهره هست که يکي از پستان هاي او مانند پستان زن است. زماني که اين گروه خروج کردند آنها را بکُشيد؛ پس اگر مجددا خروج کردند آنان را بکشيد.

     روايت مذكور ردپايي است از «خوارج» در زمان حضرت رسول اكرم ص كه در زمان حضور پيامبر اسلام (ص) نيز بنا را بر ناسازگاري با حکومت اسلامي گذاشتند و تا حدّي بر جرأت خويش افزودند که به شخص رسول اللّه (ص) اعتراض و او را به جهت عدم رعايت عدالت (به گمان خويش) نکوهش و سرزنش کردند.

     همچنين رواياتي وجود دارد كه در آنها پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به صراحت از سه گروه نام مي‌برد كه در آينده با علي عليه السلام خواهند جنگيد. از جمله آنكه؛ روزي پيامبرخدا به منزل ام سلمه آمد و در آن حال علي ـ عليه السّلام ـ نيز وارد شد. پيامبر به ام سلمه فرمود: اي ام سلمه، به خدا سوگند كه اين شخص كشنده قاسطين، ناكثين و مارقين(خوارج) است.و علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: پيامبر خدا جنگ با ناكثين، مارقين و قاسطين را به من فرمان داده است.

     خوارج يعنى:شورشيان. اين لغت از ريشه «خروج» به معنى ؛بيرون شدن و قيام كردن و سركشى و طغيان است.  آنان روحشان روح عصبيت هاى ناروا و خشكه مقدسيها و جهالت هاى خطرناك بود.  اين طايفه را از آن جهت خوارج گفته‏اند كه از فرمان امام على (ع) تمرد كردند و عليه آن حضرت شوريدند. چون شورش و تمرد خود را بر يك عقيده مذهبى مبتنى كردند. مكتبى را تشكيل دادند كه بعدها خود اين عقايد موضوعيت پيدا كرد اگر چه خوارج هيچوقت موفق نشدند حكومتى تشكيل دهند اما موفق شدند فقه و ادبى را براى خود بوجود آوردند و نيز براساس مبانى شرات و حروريه و... ياد شده است.

     امام على (ع) به خوارج، «مارقين» اطلاق فرمود. زيرا «مارق» از «مرق» به معنى پرتاب شدن است. تيرى كه بسرعت از كمان رها مى‏شود و به هدف نمى‏خورد اين طايفه چون بسبب انحرافات اعتقادى و اشتباهات در تشخيص و ارزيابى مسائل سياسى و اجتماعى، از جامعه اسلامى و از حوزه اسلام به بيرون پرتاب شدند! و در مقابل امام على (ع) كه اسلام مجسم بود موضع‏گيرى خصمانه نمودند؛ به اين دليل امام (ع) اينها را «مارقين» به معنى «از دين بدرشدگان»، «بى دينان»، ناميدند. و در مورد آنها فرمودند: يمرقون من الدين كما يمرق السهم من الرمية.چون تيرى كه از كمان بيرون مى‏پرد از دين بيرون مى‏روند.

     اين نامگذارى را امام على (ع) از پيامبر گرامى (ص) اخذ نموده‏اند، آنجا كه پيامبر (ص) فرمودند: ستقاتل من بعدى الناكثين و القاسطين و المارقين.به زودى پيمان شكنان و ستمگران و از دين بدر شدگان (مارقين) با تو (على «ع») خواهند جنگيد.

     خارجيگرى جريانى است در تاريخ اسلام كه به سبب خصلت افراطى و تندروى، از رهبرى پيشى مى‏گيرد و به جلو مى‏تازد. و خود را در حركتهاى دينى، انقلابى، پيشتاز و پيشگام مى‏داند. و اين است كه بدون امام و رهبرى از «صراط مستقيم» خارج مى‏شود. و امام على (ع) در مورد آنها فرمود:«من تقدمها راية الحق مرق.» هر آنكه از پرچم حق ونشانه هدايت و مشعل رهبرى جلوافتاد و پيشاپيش امام حركت كند از دين به در رفته است.

     از جمله عوامل مهمي كه به خروج خوارج و تقويت آنها انجاميد مي توان به ترک صحنه سياست از سوي خواص اشاره كرد؛ به طوري که گروهي از صحابه از روي کج فهمي و سوء برداشت، از صحنه سياسي اجتماعي کناره گيري کردند و بعضي حتي از بيعت با اميرمؤمنان(ع) سرباز زدند و در جريان جنگ هاي جمل و صفين، خويش را از حوادث جاري جامعه اسلامي کنار کشيدند.

     اين عامل توانست در ايجاد روزنه هاي شک و ترديد در ميان توده مردم مؤثر واقع شود و به مخالفت ها و شورش هايي ضد حاکم اسلامي بينجامد؛ چنان که در جنگ جمل، سعدبن أبي وقّاص، سردار فاتح جنگ هاي صدر اسلام، عبداللّه بن عمر بن خطّاب، محمد بن مُسلَمُه و اسامة بن زيد به حضور اميرمومنان(ع) رسيدند و به بهانه شرکت نکردن درجنگ با مسلمانان، حضرت علي(ع) را در اين جنگ همراهي نکردند؛ حتّي سعد بن أبي وقّاص به امام عرض کرد: «اگر شمشيري به من بدهي که مؤمن را از کافر تشخيص دهد، با تو همراه خواهم شد». 

     بنابراين، برخي از خواص، به علت عدم درک صحيح از حساسيت هاي سياسيِ آن روز، از صحنه سياست شانه خالي کردند صحنه سياسي را به روي يکه تازي انسان هاي کج انديش و بدون تشخيص گشودند و در چنين موقعيتي زمينه رشد خوارج و تفکر خارجي گري مهيا شد و به دنبال آن، حکومت اسلامي نو پاي امام علي(ع) با انبوه سؤالات و شبهات انتقادي روبه رو شد.

استمرار فتنه!

     آنان كه تصور مي كنند با ماجراجويي، سوزاندن سطل آشغال و تخريب ، مي توانند نظام استوار و بزرگ اسلامي را تضعيف و دوستداران اين نظام را در جهان بي انگيزه كنند؛ يقينا" متوهم و بي خردند.

     آنچه كه به فرمان دشمنان ايران و اسلام و همراهي فتنه گران و مزدوران داخلي در روز 25 بهمن و در جهت تحت الشعاع قرار دادن خروش ميليوني مردم مسلمان و انقلابي ايران در يوم الله 22بهمن،اتفاق افتاد؛ نمادي از بي فرهنگي و وحشيگري است. آدمكشي، حمله به مردم، شكستن شيشه هاي باجه هاي تلفن، به آتش كشاندن سطل هاي زباله و تخريب اموال عمومي، حكايتي است از نقاق و خيانت طراحان چنين حركت هاي ضدمردمي و فاقد مشروعيت، كه بي شك، ارتباطي با خواسته ها و دغدغه هاي مردم ندارد.

     اگر چه قياس حركت مردم مسلمان مصر و رفتار متمدنانه آنان در اعتراض و انقلاب، با تخريب  و آشوب 25 بهمن، مع الفارق است اما انقلاب مردم مصر مي تواند ميزان و الگوي قابل توجهي براي بازشناسي رفتار خائنانه منافقان آشوبگر براي افرادي كه هنوز هم در چنبره فريبكاري هاي فتنه گران گرفتارند، به حساب آيد. 

     از رفتار وحشيگرانه مزدوران داخلي اما كه «اعتراض» را بهانه اي براي تدارك «فتنه» قرار داده اند كاملا" پيداست كه آنان مقاصد ديگري دارند و به مردم و خاستگاههاي آنان توجهي نداشته و ندارند و همه شعارهاي و تابلوهاي آنان نيز دروغي بيش نبوده و نيست.

     سران فتنه، بدون درك مسائل مهمي كه اين روزها در جهان اسلام در حال وقوع است، خواسته يا ناخواسته آتش بيار معارك صهيونيزم جهاني شده و با همدستي منافقان كوردل و منفور،به تضعيف انقلاب اسلامي همت گمارده اند.

     پر واضح است كه اين رفتار خشونت بار و تخريبگر، جز گسترش نفرت عمومي، به انزوا رفتن كامل و سرنوشت شوم براي آنها نتيجه اي در بر نخواهد داشت.

جمهوري اسلامي، گزينه انقلابي مردم مصر

     وقتي مردم مصر به شكرانه آزادي، در ميدان آزادي قاهره نماز صبح مي خوانند، يكصدا فرياد الله اكبر سر مي دهند و پرچم هاي اسلام خواهي خود را براي جهانيان به نمايش در مي آورند، تشكيل حكومتي كاملا" مردم سالار و به تبع آن جمهوري اسلامي نه تنها بعيد نمي نمايد؛ بلكه حق مسلمي است كه ان شاءالله با مطالبه همه جانبه مردم مسلمان مصر متجلي گردد.

     بي شك گروههاي اسلامي در طول سالهاي گذشته از نامبردارترين فعالان سياسي در بستر سازي «انقلاب مصر» محسوب مي شدند كه سهم گروه اخوان المسلمين البته بيش از ديگران است. بنيانگذار جنبش اخوان المسلمين حسن البناء است. وي به خاطر ريشه‌هاي فكري و مذهبي پدرش،  با اصول اسلامي (سنتي) تربيت شد و در محيطي كاملاً اسلامي رشد كرد، بناء در اين باره مي‌گويد: اسلام، پدر من است و من جز او پدري ندارم. 

     حسن البناء در خاطراتش راجع به تشكيل اخوان المسلمين مي‌نويسد: «در مارس1928 شش تن از برادراني كه در درس‌ها و جلسات من شركت داشتند، يعني "احمد المصري "، "فواد ابراهيم "، "عبدالرحمان حب الله "، "اسماعيل عزو " و "ذكي المغربي " به منزل من آمدند و گفتند: ما ديگر از اين زندگي ذلت بار خسته شده‌ايم، در اين كشور مسلمانان از هيچ عزت و حرمتي برخوردار نيستند و جايگاه آنها از خدمتكاران و بيگانگان نيز پايين‌تر است. ما حاضريم با نثار خون خود با تو همراه شويم. من از سخنان آنها واقعا متاثر شدم و مي‌ديدم كه نمي توانم از زير بار مسئوليتي كه به عهده من مي‌گذارند،‌ شانه خالي كنم، از اين رو به دعوت آنها لبيك گفتم و در همان جا با هم سوگند خورديم تا جان در بدن داريم، در راه اسلام فعاليت و مبارزه كنيم. يكي از برادران پرسيد: چه نامي براي خود انتخاب كنيم؟ يك انجمن، فرقه، اتحاديه و... تا رسميت پيدا كنيم. گفتم: هيچ يك! ما برادراني در خدمت اسلام هستيم، يعني "اخوان المسلمون " و اخوان شعار خود را: "الله هدف ماست، رسول الله رهبر ماست، قرآن برنامه‌ي ماست، جهاد و تلاش كار ماست، شهادت آرزوي ماست " قرار داد»

     محمد بديع رهبر کنوني اخوان المسلمين مي گويد: «قصد ما آن است که آمريکا فرو افتد و مؤمنين بايد صبور بوده بدانند که آمريکا در سراشيب نيستي قرار گرفته است. آمريکائيان کفاري هستند که از اخلاق و ارزش هاي انساني بي بهره مي باشند و بنابراين حاشا که هدايت بشريت به دست آنان سپرده شود» 

    اين البته روشن است كه در بين گزينه هاي حاكميتي مصر، بدترین سناریو برای آمريكا،  روی کار آمدن اخوان المسلمین است که بیشترین میزان مخالفت‌ها با ایالات متحده را در پرونده خود دارند. ترس آمریکا از اخوان المسلمین امر تازه ای نیست. حقیقت این است که در حالی که بسیاری از تحلیل‌گران از دوربین مناقشه میان فلسطین و اسرائیل به تمامی ‌تحولات در خاورمیانه نگاه می‌کنند، آمریکایی‌ها در سال 1946 نسبت به تولد اخوان المسلیمن هشدار داده بودند. این تاریخ یعنی دو سال پیش از به وجود آمدن اسرائیل. در همان زمان هم امریکایی‌ها هشدار دادند که گروهی در حال شکل گیری است که می‌تواند امنیت و منافع آمریکا را تحت شعاع قرار دهد. بي دليل نيست كه اين روزها اسرائيل نيز با تمام قدرت رسانه اي خود در صدد تخريب اخوان المسلمين است و بيش از هر چيزي از روي كار آمدن آنان وحشت دارد. اسرائيلي ها حماس را شاخه اي از اخوان مي دانند.

     با اين همه اما اخوان المسلمين اكنون طريق ميانه اي را در پيش گرفته است و در شرائط حساس فعلي بر تحقق دموكراسي و انجام انتخابات تاكيد مي ورزد كه به نظر مي رسد شيوه اي صحيح و عاقلانه باشد اما اميد است مردم مصر در انتخاب خود دچار اشتباه نشده و بر تحقق يك نظام كاملا" اسلامي اصرار ورزيده و جمهوري اسلامي را در اين كشور و منطقه مهم خاورميانه اي بنيان نهند تا روياهاي صهيونيزيم بين المللي، براي معارضه با اسلام واقعي، به ياس و ناميدي قطعي و هميشگي بگرايد. 

انقلاب مصر؛ ابهام ها و دغدغه ها

      اگر چه بمب خبري فرار نامبارك از مصر در شب 22 بهمن، اندكي بعد از انتشار و انفجار در اكثر خبرگزاري هاي بزرگ جهان، با سخنان تلويزيوني او تكذيب شد و علي الظاهر در عصر روز 22 بهمن اين خواست مردم محقق شد و او كه علاقه اي به ترك مصر نداشت مجبور به ترك مصر شد.

     در اين ميان اما دليل علاقه دولت آمريكا به خروج وي از مصر و از سويي ديگر؛ اصرار صهيونيست ها مبني بر باقي ماندنش در عرصه قدرت، در هاله اي از ابهام است.

     موش و گربه بازي هاي آمريكائيها و صهيونيزم، مدل پيشرفته تري از بازي دادن ملت ها و سرگرم كردن آنهاست تا شرائطي ايده آل براي بازگردان اوضاع به دلخواه خودشان را تدارك نمايند. در چنين اوضاع پيچيده اي، مصريها بايد با هشياري كامل «انقلاب» را مديريت كنند و از فرصت ها به نفع كشور و خاستگاههاي اصلي انقلاب، بهره ببرند. 

     چه بسا مضرات احساس پيروزي زودهنگام در مصر، بيشتر از فائده اش است. چرا كه «جشن پيروزي» آنهم در مدتي كوتاه از زمان آغاز خيزش و خروش، موجد ارامش خيال انقلابيون و مردم و متعاقب آن به بي توجهي آنان نسبت به سرنوشت كشور مي انجامد. لذا تداوم ايستادگي ها و تمرين وحدت و انسجام در بين گروههاي انقلابي و همچنين برنامه ريزي و پيش بيني براي آينده مديريتي كشور از لوازم و مقدمات حياتي براي ايجاد تغييرات گسترده به شمار مي رود كه اميد است در روزهاي آتي محقق شوند و ابتكار عمل همچنان در دست گروههاي مردمي باقي بماند.

     مهمتر از همه انكه اسرائيلها فقط و فقط از اسلامي شدن حاكميت مصر نگرانند و مترصدند تا با وقت گذراني و بي انگيزه كردن مردم، افرادي را در جايگاه رهبري مصر بنشانند كه نه تنها از صلاحيت هاي اوليه برخوردار نمي باشند بلكه در دراز مدت از پشتيبانان آمريكا و صهيونيزم به شمار آيند.

     تجديد بيعت مردم ايران اما در روز 22 بهمن با آرمان هاي بزرگ اسلام و انقلاب و حضور خيره كننده و انبوه مردمي كه براي حمايت از انقلاب اسلامي و همچنين حمايت از فرياد آزادي خواهي مردم مصر به خيابانها آمدند، پشتوانه عظيمي را براي مصري ها و همه مردم مسلمان خاورميانه بوجود آورد تا به انقلاب و اعتراض خود تا پيروزي نهايي ادامه دهند. 

مصر در عصر ظهور

     پيشينه تاريخي مصر به قدري پرماجرا، خواندني، گسترده و جذاب است كه امكان تلخيص آن در چند جمله، امكانپذير نيست. تاريخ مصر، از عصر كهن و باستان تا زمانه سيطره مسلمين بر اين كشور و از زمان حاكميت مسلمانان تا امروز، فراز و فرودهاي عجيبي را پشت سر گذاشته و آنگونه كه از روايات بر مي آيد؛ اين حوادث تاريخ ساز همچنان تا ظهور حضرت امام مهدي عليه السلام ادامه خواهد داشت. از به گواه اين روايات؛ مصر در عصر ظهور، در دست مردم و انقلابيون مسلمان اداره مي شود به گونه اي كه لشگر اسلام و حضرت قائم عج بدون جنگ و درگيري بر اين سرزمين كهن قدم مي گذارند.

     روايات زير، بخشي از آن رواياتي است كه وضعيت مصر را در آخرالزمان ترسيم مي كند:

     روايت اول به نقل از «عبايه اسدي»از امير مومنان علي عليه السلام است كه در ج 53 كتاب بحارالانوار علامه مجلسي ره آمده است:

     شـنـيـدم امـيـرمـؤ مـنـان (ع) در حـاليـكـه شـكـوائيـه مـى كـرد (در حال تكيه ) و من ايستاده بودم فرمود: در مصر منبرى بنا كنم و دمشق را ويران سازم و يهود و نـصـارى را از تـمـام شهرهاى عربى بيرون مى كنم و با اين چوب عرب ها را مى رانم . عـبـايـه مى گويد: گفتم : بگونه اى خبر مى دهى كه گويا پس از مرگ زنده مى شوى ؟ فـرمـود: بـعـيـد اسـت اى عـبـايـه ، بـه خـطـا رفـتـى ! مـردى از تـبـار مـن چـنـيـن مـى كند. 

     و نيز از آن حضرت در مورد حضرت مهدى (ع) و يارانش چنين وارد شده است:

     ((آنگاه (مهدى و يارانش ) به سوى مصر رهسپار مى شوند و حضرت بر منبر آنجا بالا مـى رود و مـردم را مـخاطب قرار داده و براى آنها سخن مى گويد. زمين در اثر عدالت شاد و خرم مى گردد و آسمان باران رحمت خود را فرو مى بارد و درختان بارور مى شوند و زمين گـيـاهـان خـود را بـيـرون داده و چـهـره خـويـش را بـا گـل و گـياه براى اهل زمين مى آرايد حيوانات وحشى در امن و امان بسر مى برند بطوريكه در راههاى روى زمين مانند چهار پايان اهلى به چرا مى پردازند، نور دانش در دلهاى مؤ منان افكنده مى شود، بگونه اى كه هيچ مؤ منى نياز علمى ، به برادر دانشمند خود ندارد در آن روز آيـه ((و خـداونـد بـى نـيـاز كـنـد هـر كـدام را از گـشـايـش خـود)) مـصـداق پـيـدا مى كند بشارت الاسلام ص 71

      از اين دو روايت چنين استفاده مى شود كه مصر در حكومت جهانى اسلام ، بدست حضرت مهدى (ع) پـايـگـاه عـلمـى و تـبليغى شناخته شده اى در جهان خواهد شد. بويژه با توجه به عبارت ((در مصر منبرى بنا خواهم كرد)) و ((آنگاه بسوى مصر روانه مى شوند و او بر مـنـبـر آنـجـا بالا مى رود)) يعنى حضرت مهدى (ع) و يارانش ‍ راهى مصر مى شوند اما نه براى فتح آنجا يا تثبيت حكومت حضرت در آنجا، بلكه بدين جهت كه مصر از امام و يارانش (ارواحـنـا فـداهم ) استقبال مى كند. از اين رو آنجا را به عنوان منبر و كرسى خطابه خويش انـتـخـاب نـموده ، چنانكه جد بزرگوارش اميرمؤ منان (ع) بدان وعده داده است و نيز براى ايـنـكـه پـيـام خـود را از آنـجا به اهل مصر و جهان متوجه نمايد.

پولشوئي

     پولشویی جرمی سازمان یافته و فراملی است که نظام مالی جهان امروز بالاخص کشورهای در حال توسعه را که به شکلی گسترده تر با آن مواجهند دچار بحران کرده و سازمانهای بین المللی و منطقه ای را وادار به ارائه راهکارهای متعدد برای مبارزه و تهدید آن می کند. درآمدهای حاصل از فعالیت های نامشروع و مجرمانه، پول آلوده نام دارند که اگر در حیطه مواد مخدر باشد  «پول کثیف»  چنانچه ناشی از قاچاق و فرار مالیاتی باشد «پول سیاه» و هر گاه منشاء درآمد رشــوه و فساد مالی باشد «پول خاکستری» نامیده می شود.
     جرم پولشويي مطابق تعريف «قانون مبارزه با پولشويي» مصوبه بهمن 86 مجلس شوراي اسلامي عبارت است از:
     الف ـ تحصيل، تملك، نگهداري يا استفاده از عوايد حاصل از فعاليت‌هاي غيرقانوني با علم به اين كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم در نتيجه ارتكاب جرم به دست آمده باشد.
     ب ـ تبديل، مبادله يا انتقال عوايدي به منظور پنهان كردن منشأ غيرقانوني آن با علم به اين كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم ناشي از ارتكاب جرم بوده يا كمك به مرتكب به‌نحوي كه وي مشمول آثار و تبعات قانوني ارتكاب آن جرم نگردد.
     ج ـ اخفاء يا پنهان يا كتمان‌كردن ماهيت واقعي، منشأ، منبع، محل، نقل و انتقال، جابه‌جايي يا مالكيت عوايدي كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم در نتيجه جرم تحصيل شده باشد.
     پول شویان كسانی هستند كه یا خود اعمال خلاف را انجام داده و پولهای ناشی از آن را تطهیر می كنند و یا افرادی هستند كه پولهای خلاف را بطور آگاهانه یا نا آگاهانه در سیستم مالی و اقتصادی كشور وارد میكنند.
     خلافكاران از طیف وسیع اعمال غیر اخلاقی و غیر قانونی مانند قاچاق مواد مخدر، تقلبات، ثروتهای قابل مصادره، گروگانگیری، قمار و همچنین اهدای پول به سازمانهای تروریستی و حتی تقلبات مالی در اینترنت و یا دیگر ابزار اطلاع رسانی سودهای كلانی را بدست می آورند. وچون ردپای این افراد در معاملات مالی و بانكی به صورت زنجیروار در وجوه پس انداز شده آنها آشكار می گردد، بنابراین مجرمان از ابزارهای مالی مانند چكها، كارتهای اعتباری (credit card) و كارتهای هوشمند (smart card) اجتناب كرده و به استفاده از پول نقد رو می آورند. پول نقد نیز به علت عدم مزیت نسبت به سایر ابزارهای مالی مانند حجم بالا، مشكلات در حمل و نقل و كاهش قدرت خرید در طول زمان به ناچار به پول شویان داده می شود تا در طی مراحلی به شبكه اقتصادی كشور وارد گردد
     مراحل عملیات پولشویی بطور معمول در 3 مرحله مكان یابی (Placement)، طبقه بندی یا لایه لایه كردن (Layering) و ادغام (Integration) انجام می پذیرد. مكان یابی به مرحله ای گفته می شود كه پول نقد بطور فیزیكی وارد سیستم مالی می شود. این مرحله در هنگام سپرده گذاری پولهای غیر قانونی در نهادهای مالی اتفاق می افتد. طبقه بندی یا لایه لایه كردن مرحله ای است كه در طی آن درآمدهای نامشروع با یكسری فعالیتهای مبادلاتی به منظور تغییر وضعیت بین وجوه منابع غیر قانونی به اجرا در می آید. به عنوان مثال، نقل و انتقال وجوه بین بانكها جزء این مرحله محسوب می گردد. در مرحله ادغام ، وجوه غیر قانونی با یكسری فعالیتهای تجاری و قانونی به بدنه اصلی اقتصاد تركیب می گردد و در موسسات تجاری قانونی سرمایه گذاری می شود . یكی از روشهای جدید پول شویی از طریق سیستمهای پرداخت شبكه ای (Cyberpayment Systems) می باشد. در این سیستم ها، پرداخت از طریق شبكه اینترنت، شبكه های محلی، ماهواره ای و یا از طریق موبایل صورت می گیرد. پول شویان، بدلیل شرایط خاص این شبكه ها مانند نقل و انتقال بدون واسطه پول و بی نام بودن نقل و انتقالات وجوه و گسترش این نوع سیستم پرداخت در سطح جهان، مراحل گوناگون پولشویی را از این طریق انجام می دهند.
      شاید در نگاه نخست، پولشوئی به عنوان یک جرم بدون قربانی در نظر آید و هیچ یک از حالت های ناخوشایند مانند احساس بی اطمینانی یا ترسی که در نتیجه جرایم دیگری مانند قتل، سرقت و سایر جرایم سازمان یافته پدید می آید، درباره آن وجود نداشته باشد، اما هرگاه توجه شود که پولشوئی عارضه ای ثانوی و متناظر با قاچاق موادمخدر، سرقت و سایر فعالیت های مجرمانه است، مشخص می شود؛ فقط عاملی مانند نبود اطلاع کافی از علت و ماهیت پولشوئی ممکن است آن را تاکنون به صورت یک معضل نامرئی نزد جامعه ایرانی چنین ناشناخته و بی پاسخ نگه داشته باشد.

پيشرفت و بلندپروازي

     بعضي ها براي پيشرفت، اصلا" اعتقادي به «پلكان» ندارند و داتم در آرزوي پروازند! پيشرفت منطقي يا پلكاني اما كه مي تواند با سرعت نيز انجام پذيرد، شيوه نامه هاي خاص خود را دارد كه مي بايست منطبق با موضوع فعاليت، مورد استفاده قرار گيرد تا هر شخص بتواند در مسير زندگي خود، به اندازه استعداد و تلاش و زحماتي كه متحمل مي شود، پيشرفت كند و حتي بلند پروازي هاي خود را در يك شرائط قابل قبول و صحيحي مديريت كرده و محقق سازد. چنين افرادي بي شك در جامعه، موثر و منشا اقدامات و بركات بزرگي خواهند بود. چرا كه آنان پله هاي ترقي را به خوبي شناخته و پشت سر گذاشتند و هر جا هم كه نياز به پرواز بود، ابتدا به «بال» فكر كردند و سپس با فراهم آوردن مقدمات پرواز، پريدند و اوج گرفتند.

    نكته زير را مدتي پيش در يكي از رسانه ها خواندم كه حكايت تلخي بود از بلندپروازي يك فرد شكست خورده، لذا عينا" آن را براي خوانندگان ستون اقتراح نقل مي كنم: 

     «اين مطلب روي  سنگ  قبر يک متوفي  در گورستاني  در انگلستان  حک  شده  است : زماني  که جوان  و فارغ البال بودم و تخيلاتم  حد و حصري   نداشت ، روياي دگرگون  کردن گيتي  را در  سر  مي پروراندم .بزرگتر و عاقلتر که  شدم  ، کاشف به عمل آوردم  که گيتي  دگرگون نخواهد  شد  و به همين خاطر تا حدي  کوتاه  آمدم  و تصميم گرفتم  که فقط  کشورم  را دگرگون کنم . اما آن هم استوار و تغيير ناپذير مي نمود.به سن ميانسالي که رسيدم  پس  از پشت سر گذاشتن آخرين تلاش نافرجامم  ، راضي  به دگرگون کردن و ايجاد تحول  در نزديک ترين افراد  به خود،  يعني خانواده ام ، شدم .اما  افسوس که در مورد  هيچ يک  به نتيجه اي رضايتبخش نرسيدم  و حالا که در بستر مرگ  افتادم  ، بناگاه تشخيص مي دهم  اگر قبل  از هر کس ، خودم را تغيير  داده بودم  ، مي توانستم به مثابه الگويي  باعث  خانواده ام بشوم  و در سايه  تشويق ، دلگرمي وانديشه  خوب آنان وسيله اي باشم  براي پيشرفت کشورم و شايد هم کسي چه مي داند ، وسيله اي  براي  دگرگون ساختن گيتي !!!»

تونس

     شكي وجود ندارد كه پايداري و استحكام ستونهاي انقلاب اسلامي ايران، عليرغم همه توطئه ها و جنايت ها، اكنون الگو و پشتوانه بزرگي براي مردم جهان و خصوصا" مسلمانان است تا اين تجربه موفق را بيازمايند و خود را از بند اسارت غرب مفلوك و پنجه هاي خونين صهيونيزم جنايتكار برهانند. انقلاب مردم تونس، حركتي از جنس انقلاب اسلامي ايران است كه اين روزها به نقطه كانوني وقوع حوادث تعيين كننده در كشورهاي خاورميانه تبديل شده است. خروش مواج مصريان، تظاهرات يمني ها و تحركات ديگري كه در منطقه در حال شكل گيري است، در واقع در فاصله اندكي بعد از قيام توفنده مردم تونس واقع شده و مي شوند، كه حكايت از يك خيزش فرهنگي و اجتماعي ريشه دار دارد.

     موارد زير نيم نگاهي است به تاريخ، فرهنگ و سياست كشور تونس:

     1- تونِس نام کشوري در شمال آفريقا و جنوب درياي مديترانه است که از غرب با الجزاير و از شرق و جنوب با ليبي هم‌مرز است. پايتخت اين کشور شهر تونس است. طبق برآوردي که در ژوئيه 2005 انجام شد، اين كشور  ۱۰,۱۰۲,۰۰۰ نفر جمعيت دارد.

     2- نظام تونس جمهوري و دين رسمي آن اسلام و  زبان رسمي   این کشور عربي  مي باشد گرچه اكثر مردم با فعاليت فرهنگي عميق فرانسه در دوران  استعمار تونس كه بيش از  هفت دهه طول كشيد ، به زبان   فرانسوي هم مسلط هستند. در تونس بيش از 2856  مسجد وجود داردكه مهمترين اين مساجد عبارت است از جامع عقبه بن نافع(قيروان) كه قديمي ترين مسجد آفريقا ودر سال 50 هجري قمري به دست عقبه بن نافع و با مشاركت خراساني ها ساخته شده ، جامع الزيتونه (تونس) كه در سال 116 هجري قمري(734 ميلادي) ساخته شده، الجامع الكبير(مهديه) و ...

     3-  بعد از فروپاشي امپراتوري روم شرقي (بيزانس ) و تسلط مسلمانان بر متصرفات اين امپراتوري در شمال افريقا، فرهنگ اسلامي و زبان عربي به همراه اعراب مهاجر، به تونس وارد شد و در آنجا حضور و قوام يافت . فرهنگ استعماري فرانسه نيز بر فرهنگ اسلامي ـ عربي مردم تونس تأثير نهاده است ، ولي فرهنگ اسلامي همچنان در توده هاي مردم نفوذ دارد. 

     4- به جز اعراب و بربرها، ایرانیان یکی از اقوامی بوده‌اند که نقش عمده‌ای در شکل‌گیری فرهنگ اسلامی تونس داشته‌اند و آثار فرهنگ ایرانی در بخش‌های گوناگون فرهنگ تونس نمود داشته‌است. در بسیاری از عنصرهای فرهنگی کشور تونس هم‌چون معماری، موسیقی، آداب مردمی، خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و زینت‌آلات می‌توان نمودی از فرهنگ ایرانی را یافت. در گویش عربی کاربردی در تونس، بیش از ۲۰۰ واژه با ریشهٔ فارسی دیده می‌شود که برخی از آن‌ها عبارتند از: گلیم، نارنج، مرزبان، میخانه، دهقان و بسیاری واژه‌های دیگر. در مدرسة زيتونه و مدرسة صادقية شهر تونس از قرن هفتم تا سيزدهم و قبل از تحت الحمايه شدن تون، زبان فارسي تدريس مي شد.

     5- برخی از فقیهان و اندیشمندان اسلامی تونس مانند امام سحنون نیشابوری، اسد بن فرات نیشابوری، عبدالله بن فروخ فارسی و خالد بن یزید فارسی ایرانی‌تبار بوده‌اند. امروزه برخی از خیابان‌ها ، بيمارستانها ، مراكز علمي دانشگاهي تونس با نام شهرها ، شاعران و فیلسوفان ایرانی چون اصفهان ، شيراز ، تهران، حافظ ، مولوی ، خیام ، ابن سینا، فارابی و رازی نامگذاری شده‌اند.

     6- در سده هفتم ميلادي اعراب مسلمان به فرماندهي عقبة بن نافع بخش‌هايي از سرزمين تونس را تصرف و شهر قيروان را ساختند. حسان بن نعمان تونس را به طور کامل فتح کرد. در سده? نهم ميلادي اغلبيون (اغالبه) - که از قبيله? بني تميم بودند- به فرماندهي ابراهيم بن اغلب از سوي خلفاي عباسي به حکومت تونس رسيدند.

     7- در سال909 ميلادي خلفاي اسماعيلي‌مذهب فاطمي اغلبيون را شکست داده و شهر مهديه را بنا کردند. در سال 961 ميلادي المعز خليفه فاطمي مصر را تصرف کرد و مقر حکومت فاطمي را از مهديه به آن سامان انتقال داد.

     8- در سال 1159 ميلادي دودمان مراکشي موحدون بر تونس مسلط شدند، اما در سال 1230ميلادي از حفصيون شکست خوردند. فرمانروايي حفصيون بر تونس تا سده شانزدهم ميلادي ادامه يافت. اميران هر دو دودمان از تبار بربر آمازيغ بودند.

     9- پس از29سال کشمکش ميان ترکان عثماني و اسپانيايي‌ها، سرانجام در سال 1573ترکان عثماني تونس را فتح کردند. در سال 1705 ميلادي حسين بن علي الترکي سردار عثماني که از تبار يوناني بود به فرمانروايي تونس برگزيده شد. از آن پس فرزندان او دودمان خودگردان حسينيان را تشکيل داده و زير نظر عثماني بر تونس فرمان راندند.

     10- در سدهٔ نوزدهم فرانسه و بریتانیا، شروع به دخالت در امور این کشور کردند. فرانسه برابر پیمان باردو که در سال ۱۸۸۱ میلادی بسته شد، تونس را مستعمرهٔ خود نمود. با آغاز جنگ جهانی دوم ، ارتش آلمان برای تقویت پایگاه متحدین در شمال آفریقا، در تونس نیرو پیاده کرد. در سال ۱۹۴۳ نیروهای ارتش آلمان از تونس عقب‌نشینی کردند و تونس به کنترل متفقین درآمد. کشور تونس طی پیمان پاریس که در سال ۱۹۵۶ میلادی امضاء شد، استقلال خود را به دست آورد.

     11- حبیب بورقیبه اولین رئیس جمهور و حاکم این کشور بود که بدنبال یک دوره اعتراضات محدود و خیابانی، پس از 31 سال استبداد و حکومت با مشت آهنین، در سال 1987 به دست زین العابدین بن علی، افسر عالیرتبه پلیس، سرنگون شد. 

     12- زین‌العابدین بن علی، رییس‌جمهوری مادام‌العمر تونس پس از 23 سال حکومت بر این کشور در میان نارضایتی خیل کثیری از مردم و اعتراض‌های به شدت تند و ناگهانی آنها دي ماه سال جاري مجبور به ترک کشور شد و راه را برای تغییرات در رهبری کشور که با سرعتی سرگیجه‌آور به وجود آمد، باز کرد.

فراماسونري

     با آنكه «فراماسونري» جمعيتي سرّي است که کسي به راحتي نمي تواند در حريم آن نفوذ کند، با اين وجود،  کساني توانستند به لايه هايي از آن نفوذ کرده و به اسناد و مدارک مهمي دست يابند و  موفق به  کشف  و  افشاي اسرار آنها شوند. همه ي اين افراد متفق الرأي  هستند  که: «مسئله  يک  توطئه است که اين توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقيت تمام ادامه دارد و هدف نهائي آن ايجاد يک حکومت جهاني «شيطاني» است و براي پياده کردن آن در سراسر عالم، به يک مبارزه وسيع و بي امان دست زده اند.» 
     فراماسون (Freemason)  يعني  بنّاي  آزاد. ماسونري  يک تشکيلات منظم جهاني است که بر  ارکان  دولت هاي  جهان  و  اکثر وجوه زندگي سياسي، اقتصادي و فرهنگي جوامع، سلطه يافته است و  بسيار  هم آزادانه عمل مي کند.  کسي  که  عضو  فراماسونري  است،  ماسون  يا  فراماسون ناميده مي شود. ساختماني که مرکز  فعاليت  ماسونهاست  لژ  نام  دارد.  يکي  از بزرگترين اهداف گروه هاي ماسوني اين است که زمينه را براي حکومت فردي از بين ماسون ها با عنوان نمادين ضد مسيح (Antichrist  = دجال)، يا  به  تعبير  بعضي  از گروه هاي ماسوني، فرعون جديد (New Pharaoh) آماده کنند. 
     بخشي از عقايد ماسون ها که کاملاً اثبات شده اند، عبارتند از:
     1- ادعاي روشني بخش (Giver of light) بودن شيطان (Lucifer)
     2- بزرگداشت شيطان و نمادهاي شيطاني (Satanism)
     3- بزرگداشت الهه هاي ملل باستان، مانند ايزس، لات و ... و  احترام  به  عقايد جاهلي ملل باستان (Paganism).
     4- اعتقاد فراوان به اومانيسم.
     5- اعتقاد راسخ به سليمان (Solomon) نه به  عنوان نبي بلکه به عنوان پادشاه، جادوگر و ماسون اعظم. نکته ي جالب اين که  اکثر يهوديان نيز چنين اعتقادي دارند. آيه ي 102 سوره ي بقره نيز اشاره به  همين  مطلب دارد.
     و از مهمترين اهداف آنها؛ 1- نابودي تمام مظاهر توحيد و يکتاپرستي در جهان. 2- به دست گرفتن حکومت و قدرت در تمام کشورهاي جهان از طريق  شبکه ي گسترده ي ماسوني در تمام ممالک دنيا. 3- برقراري حکومت جهاني  شيطاني  به  پايتختي  معبد سليمان  در  اورشليم (بيت المقدس). و به حکومت  رساندن  قدرتمندترين  فراماسون  با  عنوان  نماديين  ضد مسيح (Antichrist= دجال) در ابتداي قرن 21 مي باشد.
    اتحاديه فراماسون ها يا بنايان آزاد در سال 1093 ميلادي شکل گرفت در آن زمان فراماسونها يک سازمان صنفي به شمار مي آمدند و هيچ جنبه سياسي نداشتند و تنها با تشکيل کلاسهايي (لژها )سعي در پيشبرد اهداف صنفي خود داشتند و حتي تا آخر قرن هفدهم درلژ ها بحثي جز مسايل فني معماري نبود 
     اين لژها اول بار در کشور آلمان احداث شد که به آنها هاپت هوتن يا لژهاي بزرگ مي گفتندو سازمان هاي امروزه فراماسوني از همين لژهاي هاپت هوتن سر چشمه ميگيرند 
     اين سازمانها تا قرن ها به فعاليت صنفي خود ادامه دادند تا اينکه در سال 1717ميلادي انگليسي ها رشته امور فراماسونري رابه دست گرفته و آن را از مسير اصلي خود منحرف کردند و از همين زمان دوره دوم تاريخ فراماسونري که رنگ و ماهيت جديدي دارد آغاز ميشود .
     سال 1723 اولين كتاب (اساسنامه فراماسونري) به وسيله ي دكتر (آندرسن) تحت نظر لژ بزرگ منتشر گرديد. در سال 1763 لژ بزرگ اسكاتلند تشكيل گرديد
     سابقه‌ ورود فراماسونري‌ به‌ ايران‌ به‌ سال‌ 1224 قمري‌ بازمي‌گردد. در اين‌ سال‌ سرگور اوزلي‌ بارت‌ به‌ عنوان‌ سفير انگلستان‌ به‌ همراه‌ ميرزا ابوالحسن‌خان‌ ايلچي‌ سفير يهودي‌زاده‌ ايران‌ در انگلستان‌ كه‌ به‌ عنوان‌ اولين‌ ايراني‌ وارد لژ فراماسونري‌ شده‌ بود به‌ ايران‌ آمد تا ضمن‌ انجام‌ مأموريتهاي‌ سياسي‌ به‌ تأسيس‌ نخستين‌ لژ فراماسونري‌ در ايران‌ مبادرت‌ نمايد. وي‌ موفق‌ شد تعداد زيادي‌ از اطرافيان‌ فتحعلي‌شاه‌ را وارد جرگه‌ فراماسونري‌ نمايد. بعدها در 1275 قمري‌ ميرزا ملكم‌خان‌ اولين‌ لژ فراماسونري‌ را تحت‌ عنوان‌ فراموشخانه‌ در تهران‌ تأسيس‌ مي‌نمايد كه‌ فعاليت‌ آن‌ تا 1278 قمري‌ تداوم‌ مي يابد.
     لژ بيداري‌ در 1325 قمري‌ رسماً تأسيس‌ شد. دخالت‌ اعضاي‌ لژ در تدوين‌ قانون‌ اساسي‌ بر اساس‌ قوانين‌ غربي‌ و ضديت‌ آنان‌ با روحانيت‌ و اسلام‌ در كنار افراطي‌گري‌ ارگان‌ مطبوعاتي‌ فراماسونري‌ يعني‌ روزنامه‌هاي‌  كوكب‌ دري،  صوراسرافيل‌ ، مساوات‌ ،  حبل‌المتين‌  و... و كانونهاي‌ سياسي‌ نظير انجمن‌ غيبي‌، انجمن‌ بين‌الطلوعين‌، انجمن‌ ستار و... وضعيت‌ كشور را پس‌ از صدور فرمان‌ مشروطيت‌ دچار اغتشاش‌ و هرج‌ و مرج‌ كرد كه‌ نهايتاً منجر به‌ تعطيلي‌ مجلس‌ و مشروطيت‌ شد. حضور گسترده‌ فراماسونها در مناصب‌ سياسي‌، قضايي‌ و مجلس‌ حكايت‌ از غلبه‌ آنان‌ بر نهضت‌ مشروطيت‌ داشت‌.
     در اين زمان اما سه مركز اصلي فراماسوني در پاريس،لندن و آمريكا فرماندهي اصلي همه لژهاي تابعه را در كشورها و شهرهاي جهان به‏ عهده دارند كه در عين حال نقش سازماندهي و هماهنگي را نيز ايفا مي‏كنند. فراماسونها با تشكيلات مفصل و منظم و پيچيده و حفاظت‏ شده و با سابقه طولاني كه طي قرون و به ويژه از اوائل قرن هيجدهم، داير كرده‏اند در بسياري از حوادث تاريخ نقش داشته‏اند
     فراماسونري خود را يك سازمان‏جهاني مي‏داند و اساس فعاليت خود را بر پايه تشكيل«حكومت‏ جهاني»و نوعي«حكومت انترناسيوناليستي»كه كمونيستها نيز بدان‏ اعتقاد دارند،قرار داده است».
بايد توجه داشت كه در واقع اين يهود است كه با احساس‏ برتري نژادي و قومي و با كوشش در جايگيري و تسلط بر منطقه‏ فلسطين-كه مركز اديان الهي،منطقه استراتژيكي و محل اتصال سه‏ قاره،و مركز عمده منابع نفت جهان است-خيال تأسيس حكومت‏ جهاني دارد و الهام بخش فراماسونري و كمونيسم است.
     يهوديها كه در مجامع فراماسوني دنيا نقش مهمي دارند،حتي علامت شش گوشه خود را(ستاره داود)جزو علائم ماسوني كرده و از وجود كليميان آواره جهان‏ براي توسعه فعاليت ماسوني استفاده كرده و مي‏كنند». محفل ماسوني بريتانيا اهداف خود را در امور ذيل مشخص گردانيد: 1-حفاظت كامل از يهود 2-جنگ با اديان 3-پراكندن روح‏ الحاد و فكر اباحيت بين ملتها(منظور از اباحيت،آزادي جنسي است‏ بين هر زن و هر مرد)». همچنين رهبران فراماسونري معتقدند كه اسرائيل تنها دولتي است‏ كه به ايده‏هاي ماسوني در تجديد هيكل سليمان مجددا تحقق خواهد بخشيد...اينان در نظر دارند كه عظيم‏ترين محفلها را در قدس يعني در جوار معبد سليمان به وجود آورند تا كعبه آمال فراماسونها باشد.
     يكي از مهمترين رويكردهاي تبليغي ماسون ها، نماد پرستي است . به شدت اين نمادها را تبليغ مي كنند. آنان نمادسازي هاي متعددي براي اهداف خود دارند كه يكي از پركاربردترينشان، نماد  «چشم جهان بین» All seeing eye ، به صورت یک  هرم و چشم  در انتهای  آن است.  

     با كمال تاسف اين روزها در گوشه و كنار كشور جمهوري اسلامي، رگه هايي از فعاليتهاي فراماسونري و تبليغ نمادهاشان، مشاهده مي شود كه با توجه به خطرات و تهديدهاي اين جريان كثيف و منحرف، اميدواريم با هشياري مسئولان فرهنگي و اجتماعي و همچنين دقت و وسواس مسئولان امنيتي، نسبت به شناسايي و نابودي آنها اقدام شود

زيارت اربعين

     پاسداشت «اربعين»، علاوه بر آنكه يك حركت ريشه دار مذهبي به شمار مي آيد؛ در ماجراي كربلا و عاشورا، مفاهيم، رموز و اشارات خاصي دارد كه آن را در تاريخ شيعه، ممتاز و ويژه نموده است.و به واسطه همين  وجوه مابه الامتياز است كه «اربعين حسيني» عليه السلام، به يك نماد سترگ شيعي تبديل و در درازناي تاريخ اسلام جلوه ها، روشنگري ها و پيام سازي هاي تاثيرگذاري را بر جاي نهاده است. امام صادق‏عليه السلام مي فرمايد: بَكَتِ السَّماءُ عَلَي الحُسَين أربَعينَ يَوماً بالدَّم «آسمان چهل روز بر حسين عليه السلام ، خون گريه كرد»

     زيارت پر فضيلت اربعين و مضامين و عبارات ملكوتي آن، اما با همه اختصار، به بخشي از اين پيام ها و رمزهاي عاشورايي اشارت دارد. عظمت زيارت اربعين تا آنجاست كه در حديثي از امام حسن عسكري (ع) زيارت اربعين به عنوان يكي از نشانه هاي مومن شمرده شده است. 

     در اين حديث  آن حضرت مي فرمايد:علايم مومن پنج چيز است :1 - پنجاه و يك ركعت نماز در هر شبانه روز (17 ركعت واجب،  بقيه مستحب )2 - انگشتر به دست راست كردن 3- پيشاني به خاك ماليدن 4- بلند گفتن" بسم الله الرحمن الرحيم" در نماز 5 - زيارت اربعين.

      دو رويداد مهم نيز در اين روز واقع شده است كه با راز و رمزهاي خود بر عظمت و شكوه اربعين افزود. يكي از آن دو رويداد اما كه به مراجعت اسراي كربلا از شام به كربلا اشاره دارد، با ابهام و ترديد عالمان مواجه بوده و بعضا" وقوع اين واقعه را در اربعين دوم صحيحتر مي دانند. رويداد دوم؛ تشرف جابربن عبدالله انصاري به زيارت قبر امام حسين عليه السلام است كه تقريبا" مورد اجماع همه مورخان و راويان است.

     شيخ طوسي ره دراين باره مي نويسد :"روز اربعين روز ي است كه جابر بن عبدالله انصاري صحابي رسول خدا از مدينه براي زيارت قبر امام حسين (ع)به كربلا امد. واو اولين زائري بود كه قبر شريف ان حضرت را زيار ت كرد." و شيخ مفيد ره در" مسار الشيعه " آورده است :"روز اربعين روزي است كه اهل بيت امام حسين (ع) از شام به سوي مدينه مراجعت كردند و نيز روزي است كه جابر بن عبد الله انصاري براي زيارت امام حسين (ع) وارد كربلا شد.

    عمادالدین طبری آملی، محمد بن علی، قرن 6ق، در كتاب بشارة المصطفي صلي الله و عليه و آله لشيعة المرتضي عليه السلام، زيارت جابر انصاري را اينگون حكايت مي كند: عطيه عوفي مي‌گويد، به همراه جابر بن عبدالله انصاري به منظور زيارت قبر امام حسين(ع) وارد كربلا شديم. جابر نزديك شريعه فرات رفت. غسل كرد و لباس‌هاي نيكو پوشيد ... سپس به طرف قبر مطهر حركت كرديم. جابر هيچ قدمي را بر نمي‌داشت، الا اينكه ذكر خدا مي‌گفت. تا به نزديك قبر رسيديم. سپس به من گفت مرا به قبر برسان.

     من دست او را روي قبر گذاشتم. جابر روي قبر افتاد و غش كرد. سپس من مقداري آب روي صورتش پاشيدم وقتي به هوش آمد سه بار گفت: يا حسين. سپس گفت: اي حسين چرا جواب مرا نمي‌دهي؟! سپس به خودش گفت: چگونه مي‌تواني جواب دهي در حالي كه رگ هاي گلوي تو را بريده‌اند و بين سر و بدنت جدايي افتاده است. شهادت مي‌دهم كه تو فرزند خاتم النبين و سيد المؤمنين ... و پنجمين فرد از " اصحاب کساء " هستي ...درود و سلام و رضوان الهي بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسين(ع) حركت كرد و گفت: السلام عليكم ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين ... اشهد انكم اقمتم الصلاة و آتيتم الزكاة و امرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر...

منشيگري

     منشيگري خانم ها در سازمانها و دستگاههاي اداري و ...  كه سالها قبل، از سوي مقام معظم رهبري به شدت نهي شده است، متاسفانه در جامعه اسلامي ما، روز به روز در حال گسترش و شيوع است.

     استفاده از خانم هاي جوان در شركت هاي خصوصي و نيمه دولتي و همچنين بنگاههاي اقتصادي رواج بيشتري داشته و تاسف بارتر آنكه؛ نحوه پوشش خانم ها و بكارگيري آرايشهاي زننده و رفتارهاي نامناسب در اين جايگاه (منشيگري) كه در ضديت آشكار با مباني اعتقادي و مفاهيم اوليه فرهنگ و تمدن اسلامي است؛ به يك مسابقه تبديل شده است!

     اين موضوع كه مي تواند رابطه مستقيمي با ترويج بي حجابي در جامعه داشته و چه بسا بستر ساز آن تلقي گردد، متاسفانه گويي از نگاه مسئولان تصميم گيرنده و اجرايي، مغفول مانده است و آنگونه كه انتطار مي رود برخورد و نظارت شايسته، انجام نمي گيرد.

     رهبر معطم انقلاب در اين زمينه مي فرمايند: «من با كساني كه به‌عنوان به‌كارگيري زن، منشي زن استخدام مي‌كنند، مخالفم. زنان در دستگاه‌ها مختلف اين همه كارهاي خوب دارند انجام مي‌دهند و مديريت‌هاي خيلي خوب انجام مي‌دهند. بزرگ‌ترين مشكل هم آن حالت سيطره مردانه بر زن است. اين را به‌خصوص زن‌ها بيشتر بايد بدانند. "و لا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض"؛ در قرآن مي‌گويد، براي اينكه مرد ـ كه جنس متجاوز و شروع‌كننده است ـ قدرت پيدا نكند، زن نبايد در مقابل او خضوع كند؛ خضوع در زبان و سخن گفتن. مي‌بينيم اينها اسرار است و در اينها رازهاي بزرگ هست؛ اما ما متأسفانه همين‌طور غافل از اينها عبور مي‌كنيم و نمي‌فهميم»

     ايشان در ادامه تاكيد مي كنند: «ابزار، يعني وسيله مردم براي رفتن به‌سمت گناه؛ آن حالت تجاوزطلبي و افزون‌خواهي و اقدام و ابتكار اوست؛ ابزار زن و كمك زن در رفتن به‌سمت گناه، حالت وادادگي و خضوع و تواضع اوست؛ لذا تكبر حرام است؛ اما براي زن‌ها در مقابل مرد بيگانه، جزو چيزهايي ممدوح است كه متكبر باشند. اين حالت در بعضي از مشاغل به كلي از بين مي‌رود؛ مثل همين منشي‌گري و مستخدم بودن زن. غير از تسلط مردانه، چنين حالتي وجود ندارد. در منشي‌گري، ازاين‌قبيل وجود دارد و حالا من اين را مثال زدم».  (ديدار اعضاي شوراي شهر و شهرداران تهران،13/12/1384)