پيشينه تاريخي مصر به قدري پرماجرا، خواندني، گسترده و جذاب است كه امكان تلخيص آن در چند جمله، امكانپذير نيست. تاريخ مصر، از عصر كهن و باستان تا زمانه سيطره مسلمين بر اين كشور و از زمان حاكميت مسلمانان تا امروز، فراز و فرودهاي عجيبي را پشت سر گذاشته و آنگونه كه از روايات بر مي آيد؛ اين حوادث تاريخ ساز همچنان تا ظهور حضرت امام مهدي عليه السلام ادامه خواهد داشت. از به گواه اين روايات؛ مصر در عصر ظهور، در دست مردم و انقلابيون مسلمان اداره مي شود به گونه اي كه لشگر اسلام و حضرت قائم عج بدون جنگ و درگيري بر اين سرزمين كهن قدم مي گذارند.

     روايات زير، بخشي از آن رواياتي است كه وضعيت مصر را در آخرالزمان ترسيم مي كند:

     روايت اول به نقل از «عبايه اسدي»از امير مومنان علي عليه السلام است كه در ج 53 كتاب بحارالانوار علامه مجلسي ره آمده است:

     شـنـيـدم امـيـرمـؤ مـنـان (ع) در حـاليـكـه شـكـوائيـه مـى كـرد (در حال تكيه ) و من ايستاده بودم فرمود: در مصر منبرى بنا كنم و دمشق را ويران سازم و يهود و نـصـارى را از تـمـام شهرهاى عربى بيرون مى كنم و با اين چوب عرب ها را مى رانم . عـبـايـه مى گويد: گفتم : بگونه اى خبر مى دهى كه گويا پس از مرگ زنده مى شوى ؟ فـرمـود: بـعـيـد اسـت اى عـبـايـه ، بـه خـطـا رفـتـى ! مـردى از تـبـار مـن چـنـيـن مـى كند. 

     و نيز از آن حضرت در مورد حضرت مهدى (ع) و يارانش چنين وارد شده است:

     ((آنگاه (مهدى و يارانش ) به سوى مصر رهسپار مى شوند و حضرت بر منبر آنجا بالا مـى رود و مـردم را مـخاطب قرار داده و براى آنها سخن مى گويد. زمين در اثر عدالت شاد و خرم مى گردد و آسمان باران رحمت خود را فرو مى بارد و درختان بارور مى شوند و زمين گـيـاهـان خـود را بـيـرون داده و چـهـره خـويـش را بـا گـل و گـياه براى اهل زمين مى آرايد حيوانات وحشى در امن و امان بسر مى برند بطوريكه در راههاى روى زمين مانند چهار پايان اهلى به چرا مى پردازند، نور دانش در دلهاى مؤ منان افكنده مى شود، بگونه اى كه هيچ مؤ منى نياز علمى ، به برادر دانشمند خود ندارد در آن روز آيـه ((و خـداونـد بـى نـيـاز كـنـد هـر كـدام را از گـشـايـش خـود)) مـصـداق پـيـدا مى كند بشارت الاسلام ص 71

      از اين دو روايت چنين استفاده مى شود كه مصر در حكومت جهانى اسلام ، بدست حضرت مهدى (ع) پـايـگـاه عـلمـى و تـبليغى شناخته شده اى در جهان خواهد شد. بويژه با توجه به عبارت ((در مصر منبرى بنا خواهم كرد)) و ((آنگاه بسوى مصر روانه مى شوند و او بر مـنـبـر آنـجـا بالا مى رود)) يعنى حضرت مهدى (ع) و يارانش ‍ راهى مصر مى شوند اما نه براى فتح آنجا يا تثبيت حكومت حضرت در آنجا، بلكه بدين جهت كه مصر از امام و يارانش (ارواحـنـا فـداهم ) استقبال مى كند. از اين رو آنجا را به عنوان منبر و كرسى خطابه خويش انـتـخـاب نـموده ، چنانكه جد بزرگوارش اميرمؤ منان (ع) بدان وعده داده است و نيز براى ايـنـكـه پـيـام خـود را از آنـجا به اهل مصر و جهان متوجه نمايد.