با توجه به شرائطی که بعد از انتخابات بر فضای سیاسی کشور حاکم شده است و بهم ریختگی در ساختار ائتلاف ها و هم اندیشی ها ، گروههای سیاسی چاره ای جز نوسازی در رفتار و انگاره های قبلی خود نداشته و لزوما" باید برای پذیرش معادلات نوینی که در ایران رخ نموده است به خانه تکانی اندیشه ها و رویکردها و روشها بپردازند .

     این بازسازی و نوسازی برای همه گرایشات فعال قابل توصیه است اما سازو کار آن برای هر یک از سلائق  متفاوت بوده و باید متناظر با وضعیت هریک از انها توسط نخبگان این احزاب برنامه ریزی ، چاره اندیشی و  سیاستگذاری گردد .

     اصلاح طلبان که در آغازین روزگاران دوم خرداد به خوبی گرد هم آمده و اندک اندک دگر اندیشان و ... را نیز بر سر سفره خود خواندند و خلق و خوی انان را به ودیعت گرفتند ! در ایام ثبات خود (سالهای میانی هشت سال حاکمیت) همچون مسابقه دهنگانی که وقتی به مقصد رسیدند از هم می پاشند ، ساز جدائی و انشقاق نواختند و صدای این ساز و آهنگ تا بیست و هفتم خرداد  ۸۴ ادامه یافت و نتیجه کار آن شد که دیدیم و دیدند !

       اصولگرایان اما قبل از آنی که به مناصب دست یابند بند اختلاف را گشودند و در ایام انتخابات تا می توانستند یکدیگر را نواختند و با پرچم های مختلف در عرصه انتخابات جلوه نمائی کردند و هر گز راضی نشدند تا از آن دودکش مشهور دود سفید بیرون آید ! اما بحمدالله نتیجه انتخابات را مردم فهیم و آگاه کشور با یاری مشیت و اراده الهی به گونه ای دیگر رقم زدند و از صندوقها نامی بیرون آمد که بسیاری از گروهها حتی نتوانستند آن را باور کنند !! لذا  جریانات مختلف اصولگرا نیز اگر چه از نتیجه انتخابات سوم تیر بسیار خرسند و شادمان بوده و انتخاب دکتر احمدی نژاد را یک پیروزی برای خود می دانند اما واقعیت آن است که اکثریتشان  در استنباط خاستگاههای مردمی و تلقی ها و تحلیل های خود موفق نبودند که به نظر میرسد  اکنون نوسازی جریان اصولگرائی در کشور و فراگیری آن در همه گروههای همگرا و همسو  نیز لازم و ضروری است .

     اگر گروههای سیاسی بر همان اندیشه ها و نگرش های قبلی خود باقی بمانند و به بازسازی و نوسازی  ساختاری در همه ابعاد همت نورزند بی شک نشاط و شوق انگیزی  لازم را در سطوح مختلف طرفداران خود از دست  داده و ادامه فعالیتهاشان با کندی و بی رونقی روبرو خواهد شد .