ما چه کرده ایم ؟!
قاضی نعمان مغربی در کتاب دعائم الاسلام، جلد 2 ، ص 532، نقل می کند: "به علی علیه السلام خبر دادند که مسئول بازار اهواز به نام ابن هرمه، خیانتی را مرتکب شده است. آن حضرت بلافاصله نامه ای خطاب به رفاعه، والی اهواز نوشت و فرمان داد: ای رفاعه، وقتی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از کار برکنار کن و به مردم دلیل برکناری او را اعلام نما، سپس او را به زندان بینداز و به کارمندان حکومتی خود هم علت بازداشت ابن هرمه را بازگو نما. مبادا در این دستوری که به تو دادم غفلت ورزی و یا دچار سستی شوی که خداوند تو را هلاک خواهد کرد.
پس هنگامی که روز جمعه فرا رسید، ابن هرمه را از زندان بیرون آور و بر او 35 شلاق بزن و او را در بازار بگردان، تا اگر حقی از دیگران ضایع کرده، از جیب ابن هرمه پرداخت گردد و دوباره او را به زندان برگردان در حالی که با او به درشتی رفتار می کنی. پس پاهایش را در زندان ببند، مگر وقت نماز که آن ها را باز می نمایی و کسانی که برای او غذا و نوشیدنی و پوشاک و زیرانداز می آورند، از آنان قبول مکن و با افرادی که برای خلوص و رهایی ابن هرمه از زندان تلاش می کنند با قاطعیت برخورد نما، چرا که آن ها می خواهند به کیان اسلام و مسلمانان زیان رسانند.
زندانیان را در هنگام شب برای هواخوری به حیاط زندان بیاور، اما این امتیاز را از ابن هرمه دریغ کن، مگر آن که بترسی این کار باعث مرگ او می شود. و اگر بعد از یک ماه، در جسم ابن هرمه طاقت تحمل ضربات شلاق را دیدی، 35 ضربه دیگر بر او بزن و به من گزارش ده که در سامان بخشیدن به اوضاع بازار اهواز چه کردی و چه کسی را به جای آن خائن گذاشتی. مقرری ابن هرمه را هم قطع کن و او را آنقدر در زندان نگاه دار تا سرانجام توبه کند."