وبلاگ نویسی یا همان یادداشت نگاری اینترنتی که به قول بیزنس ها ، مغازه های بی مالیات و ممیزی محسوب می شوند ، فرصتهائی طلائی و ارزشمند برای نوقلمان و صاحبنظران و اندیشه ورزان و همه کسانی که حرفی برای گفتن و نوشتن دارند اما فضای ارائه و طرح ان را نمی یابند به شمار می رود .

وبلاگ نویسان از هر چه دلشان بخواهد می نویسند و با هر ادبیات و قلمی که راحت ترند به بیان اندیشه های خود می پردازند و در بسیاری از موارد برای آنکه از شماتت و استهزاء احتمالی در امان باشند از اسامی مستعار استفاده می کنند تا در اوج آزادی و لاقیدی احساسات خود را بروز دهند !

وبلاگ نویسی بسان عشق حافظ است که آسان می نمود اول ولی افتاد مشکلها ! چرا که راه اندازی یک سایت در قد و اندازه وبلاگ حداکثر چند دقیقه طول می کشد اما اینکه چه بنویسیم  واز کجا سخن بگوئیم و با چه مخاطبانی ارتباط برقرار کنیم و چگونه بمانیم ؟ از چیزهائی است که ادامه کار را سخت و در اکثر موارد متوقف می کند . به همین دلیل از میان هزاران وبلاگی که تاکنون افتتاح شده اند شاید تعداد اندکی از آنها فعال بوده و حداقل در طول هفته و یا حتی ماهانه یکبار بروز رسانی شوند !

علت این امر عدم وجود انگیزه و تشویق لازم بری ادامه کار است که باید برای آن ساز و کاری اندیشیده شود و شاید اگر از سوی نهادهای غیر دولتی و مراکز علمی و پژوهشی برای اینکار برنامه ریزی صورت بپذیرد این بستر برای همگان و خصوصا" نوجوانان و جوانانی که با عشق و علاقه به وبلاگ روی می اورند و با قلمهای سرشار از احساس و دانش خود مطالب مفیدی هم می نویسند اما در مدت اندکی خسته و بی انگیزه شده و آن را رها می کنند باشد .

نکته دیگری که باید در ساماندهی وبلاگ ها مورد توجه قرار گیرد نحوه گفتمان و ادبیات نوشتاری است که بهبود آن موجبات رشد و توسعه دانائی و توانمندیهای علمی در کشور خواهد شد .

در هر حال گر چه من هم مثل بسیاری از وبلاگ نویسان با دولتی شدن وبلاگ نویسی شدیدا" مخالفم اما بوجود آوردن شرائطی برای حمایت از وبلاگ نویسان و تشویق انان را لازم و واجب می دانم .