شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی در برنامه ریزی تبلیغاتی و انتخاب اصلح در انتخابات ریاست جمهوری تجربه تلخی را پشت سر گذاشت و علیرغم تصور اولیه مبنی بر پیروزی قطعی با تکیه بر وحدت و میثاق همه گروههای هم اندیش ، متاسفانه این همسوئی و همدلی بوجود نیامد و تقریبا" در روزهای پایانی انتخابات ، همه آرزوها بر باد رفت و امیدها به ناامیدی مبدل گشت .

 گرچه در مرحله دوم ، با لطف و عنایت الهی «نتیجه انتخابات» به  تلخکامی ها پایان داد و همه اصولگرایان طعم شیرین یک انتخابات پرشور را چشیدند اما این پیروزی نباید گروهها و احزاب اصولگرا را از واکاوی و جراحی  جدی مشکلات بوجود آمده غافل کند چرا که نتیجه انتخابات نشان داد تحلیلهای اولیه راجع به اقبال و علاقه مردم به ایده ها و برنامه های اصولگرایانه صحیح بود اما شورای هماهنگی و سایر اصولگرایان با رفتارهای اختلاف انگیز درونی،  مردم را نا امید کرده و باعث شدند تا بعضی از اقشار مختلف جامعه در اثر تزلزل و اختلاف بوجود آمده  در مرحه اول انتخابات تصمیم دیگری بگیرند و آراء خود را در سبد دیگران بریزند .

واقعیت این است که وجود نهادهائی مثل شورای هماهنگی در عرصه های سیاسی کشور بسیار مفید و ضروری است و این حضور و وجود نباید صرفا" در ایام انتخابات و نظائر آن متبلور گردد بلکه لازمه حیات و پایداری آن ، همفکری و برنامه ریزی و سیاست گزاریهای مستمر و شناخت یاران و دوستان همدل و همداستانی است که در تمام مراحل همراهی و همسوئی آنان به اثبات رسیده باشد نه آن دسته از افرادی که شورا را برای امیال خاص خود بخواهند و حاضر شوند برای ایصال به مقصود ، شورای هماهنگی را فرو پاشند  !! مشابه انچه که در انتخابات نهم اتفاق افتاد .

امیدواریم طبق گفته آقای مهندس باهنر که بازسازی شورا را ضروری دانستند این کار هر چه زودتر انجام پذیرد و  به گفته وی به ریزش و رویش‌هایی كه در این شورا شده توجه گردد  .